گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 7:53 موضوع | لینک ثابت
چکيده:
در اين مقاله سعي شده است ضمن ريشه يابي کليدي واژگان عنوان، موضوع اتحاد و انسجام با توجه به کلام وحي، سنت، عقل و بيانات بزرگان و در رأس آن معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خميني (ره) مورد بررسي و کنکاش قرار گيرد. و از هرگونه برداشت شخصي، جناحي و حزبي و مصادره کردن اين عنوان بزرگ جلوگيري شود.
در اين مقاله راز اتحاد داخلي و ارائه الگو براي کشورهاي مسلمان بيان شده است. دعب نگارنده آن است که حتي الامکان غير مستقيم به اين موضوع بپردازد که در جاهايي لاجرم با صراحت اصول و مباني نيز بيان شده است.
مقدمه:
اتحاد داخلي و بينالمللي يک ضرورت اجتناب ناپذير براي هر ملتي است. ملت پويا ملتي است که در جاي خود از تنش و مناقشات بهره ميبرد و به موقع از هر گونه اختلاف و تفرقه دوري ميجويد. نه يک دستي، سکوت و رکود دارد و نه اغتشاش و درگيري و جدل. زيرا هر دو مايه افول ملتهاست.
افراد، گروهها، صنوف و... هر کدام براي تعالي درون گروهي خود بايد فرياد برآورند و از همه ظرفيتهاي قانوني و شرعي براي ترقي و توسعه خود استفاده کنند. اما به هنگام خطر و تهديد امنيت يا منافع ملي از خواسته خود بصورت مقطعي، کوتاه آمده و به فکر دفع افسد باشد.
«تخم وفاق را تو در اين بوستان بکار – ميخ نفق را تو در اين زمين بکن» (اديب الممالک فراهاني)
اينکه در کجا بايد فرياد زد و در کجا سکوت، در کجا بايد عاقلانه و بر مبناي استدلال پيش رفت ودر کجا به مصلحت توجه کرد و... به شناخت اصول و ظرائفي محتاج است که در اين مقال در صدد تبيين آن ميباشيم.
اميد است خواننده محترم ( از هر جناح و فکر و سليقهاي که باشد ) با دقت و تأمل در اصول ذيل الذکر به کلمه تنومند «وحدت» چنگ زده و با ايثار و شهامت، جلوي خود کامگي و فرصت طلبي را بگيرد.
الف: واکاوي مفردات:
واکاوي مفردات عنوان اين مقاله که توسط رهبر بزرگوار انقلاب براي سال جاري نام گذاري شده است از بار معنايي برخوردار است و تا ريشه آن بررسي نشود نميتوان به عمق آن پي برد.
1- مباني:
«جمع مبني به معني: ريشه، پايه و بنيان يک چيز است» (1) که در اين مقال به کنه و ريشه اين اتحاد و انسجام خواهيم پرداخت.
2- اتحاد:
«آنچه مرکب از دو چيز يا بيشتر و با نسبتهاي معين باشد. به طوري که چيز سومي از آنها به وجود آيد که با اجزاي خود تفاوت کامل داشته باشد. مثل آب. که مرکب از اکسيژن و هيدروژن است». (2)
ريشه اين فعل «وحد» است که به باب «افتعال» برده شده است. اين باب براي مطاوعه ميباشد. مطاوعه يعني قبول کردن آن فعل و ممتنع نشدن. و براي آن در علم «صَرف» مثال ميآورند مثل: «کسرت الکوز فانکسر» يعني: من کوزه را شکستم و آن هم قبول شکستن کرد.
فعل «وحدت» وقتي در اين باب آورده ميشود به اين معني ميشود که: اتحاد مبتني بر اصولي خواهد بود و هر گاه ضرورت آن احساس شد ميبايست به آن عمل کرد و نبايد خواستههاي شخصي، سليقه اي، حزبي و گروهي را بر آن مقدم داشت.
3- ملي:
کلمه «ملت» که جمع آن «ملل» ميشود به معني: «پيروان يک دين، مردم يک کشور که از يک نژاد و تابع يک دولت باشند». (3)
ملت در واقع يک واحد بزرگ انساني است که عواملي چون: فرهنگ، دين، جغرافيا، نژاد، قوميت و... ميتواند عامل پيوند آن باشد.
چنانچه در تعريف ملت نيز گفتهاند: «ملت يک روان است، يک اصل روحاني. دو چيز، که در واقع يک چيزند،... يکي؛ داشتن ميراث مشترک غني از خاطرهها و ديگر، سازش واقعي، ميل به زيست با يکديگر و خواستِ تکيه کردن کامل به ميراث مشترک». (4)
پس ملت تجمع يک گروهي است که با اهداف خاصي و در چارچوبي تعريف شده علاوه بر حل کردن نيازات ابتدايي خود، در صدد توسعه فرهنگ، اقتصاد و سياست خود نيز ميباشند. بنابراين با توجه به تعريفي که در فرهنگ «عميد» آمده است ( تابع يک دولت...) ميرساند که براي رسيدن به اهداف خود بايد سازماندهي شده و با برنامه منظم، به حرکت رو به رشد خود ادامه دهند.
4- انسجام:
انسجام از ماده«سجم» به معني: «منظم و منسجم شدن کلام» ميباشد. (5) و نيز در فرهنگ لغت فارسي به معني: «روان شدن، منظم شدن و با هم جور شدن، روان بودن کلام و عاري بودن آن از تقعيد و تکلف» آمده است. (6)
5- اسلامي:
ريشه آن «سلِم يسلَم» که به معني: «سالم و بي عيب و آفت» ميباشد. (7) که «اسلام» از باب افعال به معني «تسليم بي قيد و شرط» ميباشد. (8) که همزه اين باب معني کثرت ميدهد. و اين همان معنايي است که «المنجد» براي آن گفته است. به عبارتي: تسليم بي قيد و شرط شدن يعني کثرت سلامت و زدودن آفت. البته اين همزه ميتواند معني «يافتن» هم داشته باشد. يعني در اسلام ميتوان سلامتي روح و روان را پيدا کرد تا از آفتها و بلاها در امان بود.
اما «يا» اضافه بر کلمه «اسلام»، «ياء» نسبت است. و به معني هر آنچه که مطابق دين حنيف اسلام است.
تعريف عنوان مقاله:
با توجه به همه توضيحاتي که در مفردات اين عنوان آمد، اين عنوان را ميشود چنين معنا کرد:
يافتن ريشههاي وحدت بر پايه توجه به هر آنچه يک ملت و يا ملتهاي مختلف را دور هم جمع ميآورد و احترام به آن و نظم بخشيدن عقلايي به اين علقههاي اتحاد و ارتباط براي رسيدن به سلامت و زدودن آفتهاي اجتماعي بر پايه براهين بي بديل وحي که نمودِ آن دين حنيف اسلام متجلي شده است و عدم مخالفتهاي شخصي و سليقگي با آن.
«مؤمنان معدود، ليک ايمان يکي – جسمشان معدود، ليکن جان يکي
جان حيواني ندارد اتحاد – تو مجو اين اتحاد از روح باد» ( مولوي، مثنوي معنوي، دفتر چهارم)
ب: مباني اتحاد و انسجام از منظر عقل:
شکي نيست که هر انسان سليم النفسي بر اتحاد و انسجام هر چه بيشتر تأکيد دارد. هر فرد و جامعهاي در صدد رشد و توسعه همه جانبه است. ميخواهد در همه امور اعم از معنويت و ماديت ترقي کند و اين ممکن نميشود مگر با ارتباطات سالم و بر اساس منافع ملي.
در واقع همه سعي دارند از دانش، تکنولوژي و داشتههاي ديگران استفاده کنند بدون آنکه متحمل خسارت قابل توجهاي بشوند.
روايتي از حضرت امير(ع) هست که ميفرمايد: «الاسلام هو التسليم، والتسليم هو اليقين، واليقين هو التصديق، والتصديق هو الاقرار، والاقرار هو الاداء، والاداء هو العمل». (9)
در اينجا مفهوم تسليم جز يقين نميباشد. و يقين زائيده عقل است نه احساس و عاطفه. پس اتحاد و انسجامي مد نظر است که بر پايههاي عقلانيت و استدلالات قرآن و دين اسلام استوار باشد. اين تسليم، تسليم جاهلانه و کورکورانه نيست. و بي شک نميتوانيم راههاي اتحاد و انسجام را کورکورانه طي کنيم.
وقتي درک درستي از دين و مؤلفههاي آن داشتيم و عقل سليم آنرا تأييد کرد، نتيجه آن يک عمل مناسب خواهد بود که آن عمل مناسب زير بناي هر گونه ارتباط و رشد و تعالي است.
در واقع اهميت توجه به جمع و دوري از فرد گرايي و تک محوري و توجه به آداب و سنن صحيح و عبرت آموز و تأمل و تدبر در آن، آموزه دين اسلام ميباشد که عقل سالم را بارور ميکند. و همچنين در سنت پيامبر (ص) و ائمه هدي(ع) نمونههاي بارز صلح، قهر، سکوت، فرياد، جنگ و... را مييابيم که همه آن براي اتحاد بين مسلمانان و انسجام هر چه بيشتر آنان بوده است. به عبارتي: صلح امام حسن(ع) براي حفظ دين و انسجام مسلمانان همان مقدار قابل اهميت است که قيام حضرت ابا عبدا...(ع) داراي اهميت است و...
اينکه محورهاي مختلف در سيره معصومين (ع) را کجا به موقع استفاده کنيم، نيازمند شناخت، درک شرائط زمان و مکان و ظرافتهاي لازم است. که خداي ناکرده در ارتباطاتمان به جاي جنگ صلح نکنيم و به جاي فرياد، سکوت. و...
اين نوشتار بر آن است تا با ارائه اصول و کلياتي در اين زمينه، مسير شناخت را هموارتر کند که در بخش آينده به واکاوي اين اصول در کلام وحي و سيره معصومين (ع) خواهيم پرداخت:
ج:مباني اتحاد و انسجام از منظر قرآن و اهل البيت(ع):
با توجه به تعريفي که در آخر مبحث «الف» آوردم با ارائه عباراتي از قرآن و اهل البيت(ع) در صدد ارائه چارچوب اين بحث هستيم.
1- صفات ياران پيامبر(ص):
خداوند تبارک و تعالي در قرآن کريم (10) صفاتي را براي ياران پيامبر (ص) بر ميشمارد که توجه به آن و سعي در ملکه کردن و مداومت بر بقاء آن باعث ميشود تا متخلق به اخلاقي شويم که مسير هدايت و وحدت را براي ما هموارتر کند.
که از جمله آنها عبارتند از:
1-1 شدت و سختگيري بر کفار. به اين معني که از آنها تأثير منفي نگرفته و همواره با کساني که به هر شکلي ميخواهند آنها را به تاراج ببرند کنار نيايند.
2-1 مهرباني، کمک و ايثار نسبت به برادران ديني خود.
3-1 عبادت آگاهانه و عاشقانه از خصائص اين افراد خواهد بود. اينان به دنبال عبادت کورکورانه و يا رياکارانه نيستند. زيرا عبادتي که منشأ آن يکي از اين دو باشد، نميتواند اثر وضعي بر روح و روان و سيماي اين مؤمنين بگذارد.
2- نزاع نکنيد:
خداوند تبارک و تعالي در آيه ديگري از رياقرآن بي بديل ميفرمايد: «از خدا و فرستاده اش پيروي کنيد و جنگ نکنيد، زيرا سست ميشويد و شکوه و جلالت شما از بين ميرود». (11)
در اين آيه چند نکته حائز اهميت است:
1-2 براي اينکه تفرقه به وجود نيايد، وجود و حضور قانون و رهبر لازم است. يک قانون کامل و جامع باعث ميشود تا اختلافات و درگيريها به حد اقل برسد و بعد از آن وجود يک رهبر و فرمانده باعث ميشود تا نواقص و ضعفهاي قانون موجب بروز اختلاف نشود.
2-2 در مسير وحدت به صبر و شکيبايي نياز است. زيرا گاهي موضوعي خلاف ميل است و بايد براي آنکه نظم و کثرت مسلمانان به هم نخورد از خواسته شخصي و يا حزبي عدول کنيم و مسئله را تا زماني که طرح آن به وحدت ضرر نزند به تعويق بيندازيم.
3-2 در مسير وحدت و تعويق خواسته به زماني ديگر، ايثار نياز است. و يکي از مظاهر جهاد اکبر مبارزه با نفس است، حتي جايي که انسان بر حق باشد. مثل مصاديق مختلفي که براي حضرت علي (ع) پيش آمد، و حضرت(ع) «استخوان در گلو و خار در چشم» همه آن شرائط را تحمل کرد.
4-2 اختلاف و درگيري باعث کاهش راندمان کاري ميشود.وقتي توجه مصروف موضوعات نزاع حزبي و يا فردي شد از توجه به مسائل عام المنفعه کاسته ميشود. و همچنين وقتي توجه به امور حسي و احساسي شد، انسان از توجه به امور کارشناسي و اقدامات پژوهشي باز ميماند که هر دو باعث کاهش راندمان کار و استفاده بهينه از منابع مختلف ميشود.
5-2 اين آيه اشاره به نزاع و درگيريهاي لفظي ميان گروهي دارد. يعني اگر مسلمانان براي موضوعات پيش پا افتاده با هم درگير شوند، هم از مکر و توطئه دشمن غافل ميشوند و هم توان اجرايي و فکريي آنان کم ميشود. در نتيجه دشمن طمع ميکند.
گاهي اوقات بر اثر بي تدبيري، نزاع لفظي و درگيري صورت ميگيرد و يا اقداماتي اتفاق ميافتد که ضربه آن از حمله دشمن بدتر خواهد بود. لذا طمع و هجوم دشمن نتيجه رفتار ماست. و «خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر آنکه آنها خودشان سرنوشتشان را تغيير دهند». (12)
6-2 اين آيه اشاره به جدل و نزاعهايي دارد که در آن منفعتي نيست. اما بيان ديدگاهها با توجه به ضرورت و اقامه دليل و همراه با انصاف نه تنها به زيان جامعه نيست بلکه مطلوب و باعث روشن شدن نقاط ضعف و چارهانديشي براي آن خواهد بود. با توجه به اين سه اصل دولتمردان، اهل قلم، متخصصان و... وظيفه شرعي و ملي دارند تا در قبال اقداماتي که با استنادات علمي در مخالفت است نه تنها سکوت کرده بلکه فرياد بر آورند و ضمن موشکافي ضعفها به راهکارهاي عملي توجه کرده و با نقدهاي منصفانه راه را براي توسعه و شکوفايي باز کنند.
به عقيده نگارنده وقت آن رسيده است تا پس از 30سال از عمر پر برکت انقلاب اسلامي با نقدهاي عالمانه، منصفانه و طبقه بندي شده (از حيث استفاده براي امور مختلف) نقاط ضعف را شناسايي و براي آن تدبير کنيم و نقاط مثبت را تقويت و مسير روبه رشد جامعه اسلامي مان را هموارتر و سريعتر کنيم.
پس نزاعها ومناظراتي که بر پايه انصاف واستدلال باشد نه تنها ضرري ندارد بلکه داراي منافع بي شماري خواهد بود:
3-عبرت از سرنوشت ديگر امتها:
امام علي (ع) ميفرمايد: «از بلاهايي که به سبب اعمال زشت و نکوهيده بر سر ملتهاي پيش از شما آمد، بپرهيزيد و احوال خوب و بد آنان را به ياد آوريد... اگر در احوال نيک و بد آنان بينديشيد، همان کاري را عهده دار شويد که عزيزشان کرد... و از کارهايي که پشت آنان را شکست و قدرت آنان را از بين برد، دوري کنيد...». (13)
در اين خطبه حضرت امير(ع) به موضوعات مختلفي از جمله: علو شأن خداوند، نکوهش صفت تکبر، دشمني شيطان، نکوهش اخلاق جاهلي، پرهيز از سران متکبر و خود پسند، ضرورت عبرت از گذشتگان، فلسفه عبادت، علل پيروزي و شکست ملتها و...سخن فرموده است. که در يک فراز آن به علل پيروزي و شکست ملتها اشاره فرموده است. که عمده ترين آن علل را تفرقه، کينه توزي، دشمني و ياري نکردن همديگر ميداند. که اگر در جامعهاي اين خصوصيتها اتفاق بيفتد، شکست آن جامعه حتمي است و هيچکس را جز خود نبايد ملامت کرد.
در واقع بايد علت سقوط دول و ملل مختلف دنيا را در يافت وبراي آنکه براي خودمان اين اتفاق حاصل نشود تمهيدات لازم با واقع بيني وتدبير لحاظ شود.
4-پرهيز از تعصب:
پيامبر عظيم الشأن اسلام فرمودند: «کسي که تعصب بورزد يا نسبت به وي تعصب بورزند،حلقه ايمان را از گردن خويش باز کرده است».(14)
اين روايت حاوي نکات بسياري است که تقديم حضور ميکنم:
1-4-تعصب يعني اصرار وپافشاري بدون دليل واستدلال براي انجام يا ترک موضوعي که منشأ آن جهل وناداني است.
2-4-کسي که متعصب است و به عقل واستدلال توجه نميکند در واقع ايمان ندارد. زيرا ايمان ريشه در عقلانيت و آگاهي دارد. مسلمان تا زماني که در دايره تعصب وجهل گرفتار است مزه و حقيقت ايمان را نخواهد چشيد.
تعصب گاهي در امور ديني است وگاهي در امور اجرايي وکاري. مسلمان و مؤمن مکلف به حرکت وتلاشي است که ريشه در عقلانيت وتدبير دارد واز همه راههاي رسيدنِ به علم و پژوهش استفاده ميکند وبدون پشتوانه علمي حرکتي را آغاز نميکند.
3-4 تعصب ؛آغاز تفرقه وپايان همدلي واتحاد است.اگر به حرف واستدلال اهل نظر توجه نشود ودر تصميم گيريها از آنان و فکرشان استفاده نشود، قطعا وحدت وهمدلي حاصل نخواهد شد واين ضايعه بزرگي خواهد بود.
4-4 ما مکلف هستيم نه خودمان متعصب باشيم ونه اجازه بدهيم ديگران به ما تعصب داشته باشند. به عبارتي: نبايد بگذاريم از ما بت بسازند. خواه يک فرد سياسي باشيم، يا مذهبي يا هر صنف وشغل ديگر. تعريف و تمجيدهاي غلط باعث ميشود که از ما بت ساخته شود وشايد کم کم هم باورمان بشود که: «من آنم که رستم بود پهلوان»!
در تاريخ افرادي که به وسيله اطرافيان منحرف شدند کم نيستند. اگر آناني که ادعاي مهدويت کردند، افراد جاهل تر از خودشان آنان را تصديق نميکردند، به گمراهيهاي بزرگ نميافتادند. و...
پس تعصب يعني اصرار بر جهل و عدم توجه به منطق و استدلال. که مايه سقوط فرد و جامعه خواهد بود. خواه اين تعصب مذهبي باشد يا قومي، سياسي، حزبي و...
امام علي (ع) در اين زمينه ميفرمايد: «هيچ کس را نيافتم که بدون علت درباره چيزي تعصب بورزد، جز با دليلي که با آن نا آگاهان را بفريبد...جز شما ! زيرا درباره چيزي تعصب ميورزيد که نه علتي دارد و نه سببي...پس اگر در تعصب ورزيدن ناچاريد، براي اخلاق پسنديده... تعصب داشته باشيد...». (15)
در اين روايت چند نکته حائز اهميت است:
يک: عدهاي خود را به تعصب ميزنند تا بتوانند آدمهاي جاهل و نادان را بفريبند و از اين طريق افکار شيطاني خود را عملي کنند.
دو: عدهاي بي دليل متعصب اند. که اينان بي هدف، بلکه بازيچه ديگران قرار ميگيرند. اما اميد نجات دارند، زيرا بر تعصب خود آگاه نيستند و قصد انحراف ديگران را هم ندارند.
سه: تعصب در امور خير و اخلاق پسنديده، خوب و جايز است. در واقع همان مطلبي که به عنوان عِرق ديني و ملي از آن ياد ميکنيم.
بنابرين ؛ تعصب در نوع سوم به معني غيرت است که پسنديده و شايسته است و همراه با شعور و آگاهي است.
5- پرهيز از کشمکش:
وجود نازين پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: «پس از نهي شدن از بت پرستي، از چيزي بهاندازه کشمکش کردن با مردم نهي نشدم». (16)
«ملاحاه» (کلمه موجود در اين روايت که به معني کشمکش است ) مصدر ناقص يايي در باب مفاعله است. غالب استعمال اين باب براي انجام کار بين دو نفر است. «لحي» ( فعل ثلاثي مجرد اين باب ) به معني: «پوست درخت را کند» (17) ميباشد. اما اگر گفته شود: «لحي فلانا» يعني: «فلاني را سرزنش و ملامت کرد و به او دشنام داد و از او عيب و ايراد گرفت»
«کشمکش» در لغت فارسي مرکب از دو کلمه «کَش» (امر) و «مکَش» (نهي) ميباشد که کنايه از: گفتگو، جر و بحث و جنگ و نزاع ميباشد». (18)
از آنجايي که اين فعل کاربرد دو طرفه دارد، وقتي يک طرفِ ماجرا شروع به ملامت، دشنام و کشمکش ميکند، طرف مقابل هم کوتاه نميآيد و مقابله به مثل ميکند. در واقع کشمکش باعث ميشود لباس حياء و ادب کنده شود، همانگونه که پوست درخت کنده ميشود. و وقتي پوست به شکل قابل ملاحظهاي کنده شد، قطعا ادامه حيات اين درخت در جذب مواد اوليه از خاک و تبديل آن به ميوه با مشکل مواجه ميشود. و چه بسا درخت نيز خشکيده شود. و آن هنگام که حرمت و حياء بين مؤمنين از بين رفت ديگرارزش و منزلتي براي آنان باقي نميماند.
«آن که نام تو مسلمان کرده است – از دويي سوي يکي آورده است
خويشتن را تُرک و افغان خواندهاي – واي بر تو! آنچه بودي، مانده اي» ( اقبال لاهوري)
مؤمنان وظيفه دارند تا حتي اشکالات و اختلافات خود را در يک فضاي صميمي و به دور از بي نزاکتي و بي ادبي و با استدلال با يکديگر مطرح کنند.
البته کشمکش در جايي ديگر هم اتفاق ميافتد و آن در موضعي است که طرف مقابل زبان مشترک براي درک و فهم ندارد. لذا در آن شرائط نيز هرگونه بحث و استدلالي بي نتيجه خواهد بود و ادامه دادن آن باعث ملال خاطر، کشمکش و جدال خواهد شد.
به نظر ميرسد عمده جريانهايي که به کشمکش تبديل ميشود از نوعي لجاجت و غرض برخوردار است که هدفش خرد کردن طرف مقابل است. گاهي جهل، هواي نفس و مقدس مآبي هم چاشني آن ميشود.
6- نقش وحدت بين خواص:
امام علي (ع): «... افامرهم الله بالاختلاف فاطاعوه ! ام نهاهم عنه فعصوه...». (19)
خطبه 18 نهج البلاغه گوشهاي از استدلال اميرالمؤمنين(ع) در خصوص کساني است که به نام دين براي خودشان وجههاي کسب کردهاند و براي منافع خود تا جايي پيش رفتهاند که حتي حلال خدا را نيز حرام کردند...
در اين خطبه روي سخن به آدمهاي معمولي و کوچه و بازار نيست. بلکه به همه آناني است که مردم آنها را بعنوان نمايندگان دين ميشناسند. اختلاف و بي تقوايي در ميان خواص اهل دين صدمات و لطمات جبران ناپذيري را وارد ميکند. کما اينکه از صدراسلام تا کنون بيشترين ضربه را همين افراد منافق، خواصِ دنيا طلب و متنسکان جاهل زدهاند. و هر کدام داراي خطراتي است که بايد از کيد آن در امان بود. خواص دنيا طلب در «لحظه لازم» به دليل وابستگي به ثروت، قدرت، شهرت و... سکوت ميکنند و حتي ممکن است کارش به جايي برسد که چون شريح قاضي حکم قتل حسين (ع) را هم امضاء کند.
کساني که غائله «سقيفه» را به وجود آوردند، مردمان معمولي نبودند. و همچنين جنگ جمل، نهروان، صفين و...
اگر چه روي خطاب در اين خطبه به خواص منحرف زمان حضرت امير(ع) است اما نحوه استدلال منحصر به زمان خاص نيست و ميتواند همه ازمنه را در بر گيرد. زيرا حضرت به: وحدت اله، پيامبر و کتاب واحد اشاره ميکند و آن را مايه وحدت ميداند. و نيز اشاره ميکند که دين خاتم دين ناقصي نيست و به اين شکل، عقل و خرد را در درک و فهم دين وارد ميسازد که هر گاه شما به شکل استدلالي به نقص دين رسيديد آن وقت اختلاف کنيد. (که هرگز نخواهيد رسيد)
موضوعات بسيار ديگري در اين خطبه (اگر چه خطبه کوتاهي است)نهفته است که به مجال ديگر براي شرح و تفسير نيازمند است.
7- ملاک وحدت براي خواص:
بعد از پذيرش «حکميت» در صفين، «اشعث بن قيس» (که هميشه روحيه اعتراض داشت) به حضرت عرض کرد: «ما را از حکميت نهي فرمودي، سپس پذيرفتي و داور تعيين کردي! ما نميدانيم کدام يک از اين دو کار درست است؟»
امام (ع) دو کف افسوس را بر هم زد و فرمايشي را ايراد فرمود که در فرازي از آن آمده است: «اين القوم الذين دعوا الي الاسلام...» (21)
همانگونه که استحضار داريد؛ علت مشکلات عديده و آزار و اذيت امير مؤمنان (ع) در جنگ صفين سه گونه از خواص بود:
اول: خواص اهل حق منافق که سر دسته آنان معاويه و عمرو بن عاص بود.
دوم: خواص اهل حق مقدس مآب که نمونه آن ابو موسي اشعري بود.
سوم: خواص اهل حق جاهل کژ انديش که نمونه آن اشعث بن قيس بود.
در واقع اين سه جريان باعث به بن بست رسيدن صفين و سالم ماندن معاويه و تضعيف قدرت و اقتدار حضرت امير (ع) شد.
اما آنچه مهم است اين است که امام علي (ع) ضمن دل تنگي براي ياران قديمي خود صفات برجسته آنان را بر ميشمارد که اگر آن صفات در مؤمنين باشد هيچگاه شبيه سه دسته فوق الذکر نخواهد شد.
* «آنهايي که به اسلام دعوت شدند و پذيرفتند» معلوم ميشود که مسلماناني وجود دارند ولي هنوز اسلام را باور نداشته و آن را نپذيرفتهاند.
* «قرآن تلاوت کردند و معاني آنرا شناختند» اين جمله ميرساند که علاوه بر انس به قرآن، فهم در معاني و شناخت قرآن لازم است که بدون اين فهم آدمي بسان «الاغي خواهد بود که بار آن کتاب است»
* «به سوي جهاد برانگيخته شده و... شيفته جهاد گرديدند». آنان اهل جهاد و عاشق آن بودند. يعني اهل جان فشاني و ايثار. براي ياري دين خدا فقط از زبان و مال استفاده نکردند، بلکه از بالاترين چيز خود( جان ) هم مايه گذاشتند.
* «در مرگ شهيدان به تسليت نياز نداشتند. با گريههاي طولاني از ترس خدا، چشم هايشان ناراحت. از روزه داري فراوان، شکم هايشان لاغر... لب هايشان از فراواني دعا خشک و رنگ صورتشان از شب زنده داري زرد...»
آري خواص براي آنکه بينشان تفرقه به وجود نيايد و در «لحظه لازم حرکت لازم» را انجام دهند ميبايست با اين چهار فراز اخير انس بگيرند.
8- نقش دين و غيرت در وحدت:
خطبه 39 نهج البلاغه بعد از تهاجم يکي از فرماندهان سپاه معاويه به «عين التمر» بيان شده است. در اين سرزمين که سرزمين ابادي بود و در قسمت غربي فرات واقع شده بود، «مالک بن کعب» فرماندار منصوب امام علي (ع) در آنجا حضور داشت که حدود 100 نفر نيروي رزمي و اجرايي در اختيار داشت. «نعمان بن بشير» فرمانده سپاه معاويه با 2هزار نفر به آجا حمله کرد.
اميرالمؤمنين (ع) کوفيان را فرا خوانداما آنان توجهي نکردند و اين خطبه در مذمت آنان بيان شده است.در قسمتي از اين خطبه حضرت ميفرمايد:
«لا ابا لکم! ما تنتظرون بنصرکم ربکم؟ اما دين يجمعکم؟ و لا حميته تحمشکم؟...» (20)
گاهي حضرت امير (ع) در خطبهها جملاتي بيان ميفرمايد که شايد غير از ايشان هيچکس قادر به بيان آن نبود. «لا ابا لکم...» يک توهين بزرگي است که اگر به قدر سرِ سوزني غيرت در وجود مخاطبين ميبود، بايد به خود ميآمدند و در صدد جبران مافات اقدامات لازم را انجام ميدادند. کلمه «لا ابا لکم» يعني: بي اصل، بي ريشه، بي هويت. و حضرت از آنها سؤال ميکند که شما اگر ميخواهيد خدا را ياري کنيد در انتظار چيستيد؟ دين شما اجازه دفاع نميدهد يا غيرت شما؟
از بيان اين جمله معلوم ميشود براي جلوگيري از هرگونه تجاوزي به وحدت نياز است. اگر به شکل اعتقادي و با ايدئولوژي الهي، گروهها با هم متحد شوند، هم خير دنيا ميبرند و هم از ثواب آخرت بي نصيب نخواهند شد.
اما اگر دين عامل پيوند آنها نيود پس بايد به حکم غيرت، عزت و مردانگي دور هم جمع ميشدند و از تجاوز دشمن دفاع ميکردند.
جامعهاي که نه عرق ديني دارد و نه مردانگي، بي شک مرده است و چوب حراج بر آن خواهند زد.
د: مباني اتحاد از نگاه بنيانگذار انقلاب اسلامي:
بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) از شروع مبارزاتش بيش از 2هزار بار از وحدت کلمه صحبت به ميان آوردند. اينجانب به قدر همت خود در کلام نوراني اش تفحص کرده و گزيدهاي از آن تفحص را خدمت دوست داران اسلام و انقلاب عرضه ميدارم:
1- هدف از وحدت:
در اين وحدت بايد مباني اسلام مورد توجه باشد. زيرا در اسلام همه چيز وجود دارد و ايشان فرموده است:
«هدف،اسلام است. استقلال مملکت است، طرد عمال اسرائيل است، اتحاد با کشورهاي اسلامي است...» (22)
در واقع با وحدت ميتوان به سه نتيجه رسيد. يکي تعالي اسلام. دوم: استقلال مملکت. چون با تلاش و خرد جمعي و شکوفايي آن ميتوان ريشههاي وابستگي را قطع کرد... سوم: طرد و جلوگيري از تجاوز دشمنان. چهارم: ارتباط مؤثر با ديگر کشورهاي اسلامي و ارائه يک الگوي مناسب از حکومت ديني.
امام بزرگوار در جهت تأکيد بر مسئله وحدت فرمود: «حفظ وحدت کلمه و مقابله با مشکلات ناشي از دخالت اجانب يک تکليف شرعي است». (24)
2- راههاي وحدت:
در کلام امام بزرگوار علاوه بر توصيه به وحدت راهکارهايي نيز ارائه شده است که ميبايست با دقت به آن توجه کرد و شيوههاي اجرايي آن را مورد بررسي قرار داد. از جمله:
3-2 وحدت بين علما و مراجع:
اگر چه فرض وجود اختلاف عمده بين علما و مراجع کم اتفاق ميافتد ولي همان مقدار کمش نيز براي ما زياد است. امام(ره) در سال1342 که شايد بعضي از علما خيلي ملتفت جريان انقلاب نبودند، آنها را به حفظ وحدت با مراجع توصيه ميکند.و ميفرمايد: «اميد است با وحدت کلمه علماي اسلام و مراجع... از حريم اسلام و قرآن دفاع کرده، نگذاريم دست خيانت به احکام مسلمه اسلام دراز شود». (25)
بي شک وحدت بين علماء طراز اول و مراجع در همه ازمنه ميتواند چنين دستاوردي داشته باشد. و نبايد غفلت کرد که دشمن به دليل سيليهاي مکرري که از دست پر قدرت علما خورده است در صدد انتقام و تلافي است. اما اين بار انتقام به شکل حذف فيزيکي و ترور نيست. بلکه آلوده کردن آنها و يا وابستگان درجه اول، تهمت، افترا، ترور شخصيت و... است. و بايد هوشيار بود و نقشه پليدشان را قبل از وا خواني آتش زد.
4-2 کار فرهنگي:
«آقايان سعي کنيد در[1-]دانشگاه پرچم اسلام را بالا ببريد.[2-]تبليغات مذهبي بکنيد.[3-]مسجد بسازيد.[4-] اجتماعا نماز بخوانيد. تظاهر به نماز خواندن بکنيد». (26)
اگر دانشگاه کاملا اسلامي شد، تبليغات مذهبي و مساجد از جهت سخت افزاري و نرم افزاري آباد و نماز که سمبل دين است در جامعه اقامه شد...
آن وقت خواهيد ديد که دين چه اثري در زندگي مادي و معنوي مردم خواهد داشت.
3- توجه به مغرضين:
هميشه براي انجام هر کار ماندگار و سالم يک سلسله عوامل بازدارنده وجود دارد. حتي براي انبياء الهي. امام بزرگوار مغرضين مقابل پيامبر (ص) را دو دسته ميداند و ميفرمايد: «پيغمبر اسلام ميخواست در تمام دنيا وحدت کلمه ايجاد کند...منتهي اغراض سلاطين آن وقت از يک طرف، اغراض علماي نصاري و يهود و امثال ذلک از طرف ديگر سد شد». (27)
ترس سلاطين براي از دست دادن قدرت و حکومتشان بود و ترس علماي يهود براي از دست دادن مرجعيت ديني مردم. که يک دسته از آنها با تصديق پيامبر (ص) چون طفل صغيري خوشه چين محضرش شدند اما عده زيادي انکار کرده و گمراه شدند.
4- حفظ اسلام:
«ما اگر چنانچه اين وحدت کلمه و اين خاصيت که عبارت از اسلاميت است که در آن همه چيز هست، اگر اين را حفظش بکنيم تا آخر با پيروزي هستيم». (28)
5- بايد وحدت ايدئولوؤي باشد:
گاهي بعض افراد از «وحدت ايدئولوژي» عبور ميکنند و براي رسيدن به مطامع فردي و حزبي خود به دنبال «وحدت تاکتيکي» هستند. امام(ره) خط بطلان بر وحدت تاکتيکي ميزند و ميفرمايد:
«رمز پيروزي ما اين است که جنبه فقط سياسي نبود، فقط براي نفت و امثال اينها نبود. جنبه، جنبه معنوي بود، اسلامي بود.» (29)
6- وحدت فداکاري ميخواهد:
رسيدن به وحدت رنج و زحمت دارد. ايثار و فداکاري ميخواهد. وبه خاطر همين امر است که امام فرمود: «اسلام احتياج به مردان وبانوان فداکار دارد». (30)
در اين جمله کوتاه دو نکته مهم وجود دارد. يکي فداکاري و ديگري: توجه به جنس زن و مرد و استفاده از قابليتهاي هر دو جنس.
7- بالا و پايين مثل هم:
آنچه براي مسئولان مهم است اينکه به دنبال زر اندوزي نباشند ( البته بنده اعتقاد دارم که مسئولان بايد از امکانات و رفاهيات خوب بهره ببرند اما به شرط آنکه بر اساس جدول ارشديت انتخاب شده باشند که در هر اداره بهترين کارمندان آنجا مسئول باشد تا بتواند با شناخت کامل به رتق و فتق امور بپردازد و گره از کار مردم باز کند. نه با بي تدبيري بر مشکلات بيفزايد. که در اين صورت هر چقدر اين مسئول آدم خوب و متواضعي باشد ناکارآمد وزائد خواهد بود) که نمونه مبارزه با زراندوزي در سيره عملي اهل البيت(ع) و خصوصا امام علي (ع) قابل درک و احصاء است. اما نکته مهم ديگر آنکه: رابطه دولت و مردم يک رابطه صميمي و به دور از ترس باشد. يعني شهروندان براي نزديک شدن به دولتمردان و ارائه نظراتشان دچار ترس و دلهره نباشند. و به راحتي بتوانند حرفشان را بزنند.
دولتمردان هم گوش بزرگي براي شنيدن و زبان کوچکي براي گفتن داشته باشند. اگر حرف آن شخص درست بود به کار گيرند و اگر غلط، بدون آنکه حرمتش را بشکنند، توجهي نکنند.
امام در اين باره سخن زيبايي دارد: «وحدت کلمه و اسلامي بودن يک مملکت اين است که از آن رئيس جمهورش... تا آن کسي که آن پائين هاست اينها يک جور باشند. نه اين از او بترسد و نه او توقع داشته باشد که اين از او بترسد». (31)
8- رياکاري در وحدت:
ممکن است گاهي بعضي از افراد شعار وحدت سر دهند. اما وقتي در عمل به آنها دقت ميکني ميبيني که تا جايي با وحدت همراهند که به منافع خودشان آسيب وارد نشود.اما اگر قرار شد براي حفظ وحدت هزينهاي پرداخت کنند آن وقت از کوره در ميروند و حرف ديگري ميزنند.
امام امت در اين باره نيز بيان داشته است: «شعار وحدت اگر با عمل همراه نباشد رياکاري است». (32)
عمل مناسب هم با توجه به شرائط زماني و مکاني قابل فهم است. توجه به همه ظرفيتها و منابع موجود، اِعمال همه قوانين بدون تبعيض و مصلحت انديشي شخصي، و عدم قشري نگري به دين و ظرفيت نيروي انساني و ساير منابع ؛ علاوه بر اينکه ايجاد وحدت نميکند بلکه خود، عامل تفرقه و چند گانگي خواهد شد.
و باز امام (ره) فرموده است: اما اگر براي خودم هي ميخواهم بکشم، اگر هم ميگويم وحدت پيدا کنيد که خودم هم به نوايي برسم، اين مال شيطان است. هيچ اثري ندارد. يعني اثر سوء دارد براي انسان». (33)
9- وحدت به اخلاص نياز دارد:
اگر در شعار وحدت اخلاص نباشد، هرگز وحدت به وجود نميآيد. زيرا در وحدت انسان بايد دعوت به سوي خدا کند. اما اگر اخلاص نباشد دعوت به سوي خود و خودخواهيها ميکند.
امام عزيز در اين مورد نيز فرموده: «هم وحدت را حفظ کنيد، وهم اخلاص را». (34)
10- رمز پيروزي انقلاب:
بدون شک رمز پيروزي انقلاب عامل تداوم و توسعه آن نيز خواهد بود. معمار بزرگ انقلاب در اين زمينه فرموده است: «ما اگر توانستيم نظامي بر پايههاي نه شرقي و نه غربي واقعي و اسلام پاک و منزه از ريا و خدعه و فريب را معرفي کنيم، انقلاب پيروز شده است». (35)
در اين جمله مطالب مهمي حائز اهميت است:
الف:ما بايد نظام اسلامي را بدون نياز و وابستگي به قدرتهاي برتر دنيا سازماندهي کنيم که براي اين کار بايد از همه توان، دانش، تجربه، ظرفيتهاي فکري و اجرايي کشور استفاده کرد و به بهانههاي مختلف، گروه گروه از فرزندان اين ملت را کنار نزد.
ب: الگو بايد اسلام ناب (پاک)باشد. اسلامي که با اجماع نظر متخصصان عالي آن فهميده ميشود.
ج: دوري از ريا، خدعه و فريب بايد در دستور کار و سرلوحه زندگي قرار گيرد. امام (ره) در وصيتنامه خود، راز بقاء انقلاب را اينگونه بيان فرموده است:
«رمز بقاء...همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت ميداند...دو رکن اصلي آن: انگيزه الهي و مقصد عالي حکومت اسلامي...» (36)
خيلي جالب است که امام (ره) دانستن رمز پيروزي را به ملت نسبت ميدهد نه دولتمردان. شايد به خاطر اين باشد که با عوض شدن دولتها سعي و تلاشي در جهت تعويض سياستها و فرهنگها شکل ميگيرد اما همواره ذُکر و حافظه ملت، ياد و خاطره جان فشانيها و توسل به قرآن و اهل البيت(ع) را فراموش نميکند. همان عواملي که باعث پيروزي شان شد. به همين دليل ملت به انقلاب و اسلام نزديکتر است. و دولتمردان اگر ميخواهند از مردم عقب نباشند بايد چنين حرکتي را مشي خود قرار دهند. و تمام تلاششان را مصروف تقويت انگيزه الهي مردم کرده و اهداف عالي اسلام را بر مبناي آموزههاي صحيح دين ترويج کنند. نه تند شوند و نه کند.نه دنبال تصوف باشند ونه تحجر. نه دنبال مقدس مآبي باشند و نه ولنگاري و...
11- تذکر به علما:
امام (ره) در ديدار با ائمه جمعه استان کرمان خطاب به آنان سه نکته را يادآور ميشوند:
«سعي کنيد وحدت را حفظ کنيد. وحدت بين خودتان، وحدت بين خودتان و مسئولين، و وحدت بين خودتان و مردم». (37)
در اين جمله کوتاه سه مطلب پر مغز وجود دارد:
يک: وحدت بين خود علما، که از اهميت بسيار برخوردار است. که متأسفانه گاهي اختلافات بين آنها به واسطه نفوذ بعض افراد نزديک به آنها صورت ميپذيرد. که در اکثر اين اختلافات معلوم شده است که آنها ذاتا با هم مشکلي ندارند اما اين وظيفه تفرقه ظاهرا بر عهده بعضي از حواريون! اين عزيزان است که بايد به اين مطلب بيشتر دقت بفرمايند...
دوم:وحدت بين علما و مسئولان اجرايي. با اين توضيح که نه بخطر مخالفت خطوط سياسي،آنها را سکه پول کرد و نه بخاطر همگرايي سياسي اشتباهات آنان را ناديده گرفت. همواره ديدبانان اميني براي مقام معظم رهبري و ولي فقيه باشند.
سوم:وحدت بين علما و مردم. قطعا از مردمي ترين نهادها، نهاد روحانيت است. و به دليل ارتباط تنگاتنگي که با همه اقشار مردم دارد، فاصلهاي بين آنها و مردم نيست. امين مردم است و بايد مدافع حقوق مادي و معنوي مردم باشند. خداي ناکرده اگر روزي حضورشان بين مردم کم رنگ شد و يا حمايت آنها از دولتمردان از دايره حمايت از خادمان ملت فراتر رفت و به دايره حمايتهاي جناحي تبديل شد، اهداف انقلاب و طي طريق کشتي بزرگ انقلاب با طوفانهاي سهمگيني مواجه خواهد شد.
علما و حوزههاي علميه پاسدار راستين اسلام ناب محمدي(ص) هستند. از خادمان ملت تشکر ميکنند اما در مورد آنها غلو نميکنند. زيرا در طول تاريخ علماي شيعه صف شکن مبارزه با «غاليان» بودهاند.
ه: مباني وحدت از ساير نگاهها:
1- مقام معظم رهبري:
«قرآن، ما را به وحدت توصيه کرده است. قرآن، ما را تهديد کرده است که اگر اتحاد و همبستگي خودتان را از دست بدهيد، آبرو و هويت و قدرت شما نابود خواهد شد». (38)
2- حضرت آيت الله فاضل لنکراني(ره):
«اين جانب به همه علما و دانشمندان و همه گروهها و اقشار مذهبي و ديني توصيه مينمايم که به شرايط اسلام در زمان معاصر توجه نمايند...». (39)
3- سيد محمد خاتمي:
«اتحاد ملي، زمينه مشارکت گسترده مردم را فراهم ميکند». (40)
4- سيد جمالالدين اسدآبادي:
«اميدوارم حاکم و سلطان همه ملتهاي مسلمان، تنها قرآن باشد. و عامل وحدت و يگانگي آنها، دين آنها باشد». (41)
اگر چه بحت وحدت و انسجام با يک مقاله و حتي چند کتاب، حقش اداء نميشود اما ظريفان نيازبه مطول خواني ندارند و جاهلان نيز گوشي براي شنيدن ندارند.
اميد است اين مطلب مختصر از باب «مشت نمونه خروار» هديهاي باشد تحفه درويش به محضر همه مخاطبان فهيم و دوست داشتني مان.
والسلام
مسلم سليماني اهواز- 26 شهريور1386
-----------------------
پي نوشت:
1- فرهنگ فارسي عميد،عميد-حسن، اميرکبير1384، ص1078
2- المنجد، بندر ريگي – محمد، ايران 1382، ص2152
3- فرهنگ فارسي عميد،عميد-حسن، اميرکبير1384، ص1155
4- ارنست رنان، مجموعه آثار، پاريس1882،ج1، تعريف ملت
5- المنجد، بندر ريگي – محمد، ايران 1382، ص713
6- فرهنگ فارسي عميد،عميد-حسن، اميرکبير1384، ص244
7- المنجد، بندر ريگي – محمد، ايران 1382، ص766
8- المنجد، بندر ريگي – محمد، ايران 1382، ص767
9- بحار الانوار، علامه مجلسي، ج68 ص310
10- قرآن کريم، سوره فتح، آيه 29
11- قرآن کريم، سوره انفال، آيه46
12- قرآن کريم، سوره رعد آيه 11
13- نهج البلاغه، ترجمه دشتي، مؤسسه اميرالمؤمنين(ع)1385، خطبه 192 ص280
14- اصول کافي، کليني، ج2ص3
15- نهج البلاغه، ترجمه دشتي، مؤسسه اميرالمؤمنين(ع)1385، خطبه192 ص279
16 تحف العقول، ابن شعبه الحراني ص42
17- المنجد، بندر ريگي – محمد، ايران 1382، ص1665
18- فرهنگ فارسي عميد،عميد-حسن، اميرکبير1384، ص1009
19- نهج البلاغه، ترجمه دشتي، مؤسسه اميرالمؤمنين(ع)1385، خطبه18 ص42
20- نهج البلاغه، ترجمه دشتي، مؤسسه اميرالمؤمنين(ع)1385، خطبه39 ص64
21- نهج البلاغه، ترجمه دشتي، مؤسسه اميرالمؤمنين(ع)1385، خطبه121 ص162
22- صحيفه نور،ج1 ص46، تاريخ سخنراني 21فروردين1343
23- --------------------------------------------
24- صحيفه نور، ج5 ص102، تاريخ سخنراني 30بهمن1357
25- صحيفه نور، ج1 ص43، تاريخ سخنراني 23فروردين1341
26- صحيفه نور، ج1 ص64، تاريخ سخنراني 21 فروردين 1343
27- صحيفه نور، ج1 ص120، تاريخ سخنراني 21 دي 1343
28- صحيفه نور، ج5 ص260، تاريخ سخنراني 17 فروردين 1358
29- صحيفه نور، ج6 ص17، تاريخ سخنراني 26 فروردين 1358
30- صحيفه نور، ج6 ص85، تاريخ سخنراني 5ارديبهشت1358
31- صحيفه نور، ج8 ص18، تاريخ سخنراني 13تير1358
32- صحيفه نور، ج8 ص202، تاريخ سخنراني 31تير1358
33- صحيفه نور، ج19 ص132، تاريخ سخنراني 1 فروردين 1364
34- صحيفه نور، ج20 ص106، تاريخ سخنراني 5مرداد1366
35- صحيفه نور، ج21 ص21، تاريخ سخنراني 28شهريور1367
36- صحيفه نور، ج21 ص176، تاريخ سخنراني وصيتنامه
37- صحيفه نور، ج16 ص157، تاريخ سخنراني 4خرداد1361
38- سخنراني مقام معظم رهبري،مورخه6 ارديبهشت 1384
39- روزنامه جمهوري اسلامي، 27 فروردين1386
40- روزنامه جام جم، 23فروردين1386
41- سيد علي رئيس کرمي، سيد جمال الدين اسد آبادي؛ منادي همبستگي جهان اسلام،1382،ص231
نقل از
مسلم سليماني سايت بازتاب
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 15:56 موضوع | لینک ثابت
حرکت به سوى دستيابى به همگرايى کشورهاى جهان اسلام
پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب و دستور ايشان مبنى بر نامگذارى سال 1386 به سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى در برگيرنده ى نکات مهم و قابل توجهى است که پرداختن به آن امر بسيار مهم و ضرورى جلوه مى نمايد. اتحاد ملى و انسجام اسلامى همانقدر که در بين توده ها و آحاد مردم و دولتمردان جمهورى اسلامى ايران اهميت دارد در عرصه ى بين المللى و بر طبق معيارهاى تعريف شده سياست خارجى داراى اهميت فوق العاده اى مى باشد. انسجام اسلامى و اتحاد بين ملتها و دولتهاى مسلمان در حال حاضر و با شرايط کنونى جهان بسيار مهم مى باشد و راهبرد انسجام اسلامى و وفاق ملى و همگرايى با دولتها و ملتهاى مسلمان در عرصه ى روابط خارجى بايد هر چه محکمتر و جدى تر در دستور کار سياستگزاران خارجى کشور قرار گيرد.
بنيانگذار کبير جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) نيز در طول عمر با برکت خويش و خصوصا بعد از پيروزى انقلاب اسلامى بر انسجام و اتحاد هر چه بيشتر کشورهاى جهان اسلام تاکيد زيادى مى نمودند. ايشان مکرر به دولتهاى مسلمان اين هشدار را مى دادند که مبادا با بى فکرى و توجه نکردن به موازين اسلامى و دستورات اسلام از آرمانها و انسجامى که بين دولتهاى مسلمان بايد وجود داشته باشد دور شوند. رهبر فقيد جمهورى اسلامى ايران ملتهاى مسلمان را نسبت به اين مسئله هشدار مى دهد که مبادا فريب سياستها و جريانهاى نادرست دولتهايشان را بخورند. ايشان متذکر مى شوند که دولتها غالبا مسائل را به صورت وارونه و برخلاف واقع جلوه مى دهند و همين باعث مى شود تا ملت ها منحرف شوند در صورتيکه قطعا منطق ملت ها با دولتها متفاوت است.
امام (ره) در جايى پيرامون انسجام و وحدت هر چه بيشتر تصريح مى کنند:
« مادامى که با هم اختلاف داريم قدرتهاى بزرگ از ما استفاده خواهند کرد. مسلمين اگر با هم مجتمع شوند، حکومتها با هم تفاهم کنند، ملتها هم تفاهم خواهند کرد. ملتها مخالف با هم نيستند. حکومتها نمى گذارند ملت ها با هم تفاهم کنند. اگر اين مشکله ى حکومتها برداشته بشود، از ممالک اسلامى هيچ قدرتى بالاتر از قدرت اسلام و مسلمين نخواهد بود. زيرا که مسلمانان بيش از يک ميليارد جمعيت دارند و خزائن فراوان. »
امام خمينى (ره) تاکيد مى کنند مرزها را نبايد اسباب جدايى قلب ها دانست ، درست است که مرزها جدا است وليکن قلب ها بايد با هم باشند ايشان به عناوين مختلف بر قدرت انسانى و نيروهاى طبيعى مسلمانان اشاره مى کند و آنها را تشويق مى کند تا در عرصه هاى مختلف دست در دست يکديگر از منافع جهان اسلام که ديگر در قالب يک مرز جغرافيايى محدود نمى گنجد صيانت کنند.(1)
مقام معظم رهبرى نيز در طول سالهاى گذشته به تناسب مناسبت ها و رخدادهاى پيش آمده مختلف بر محکم تر شدن رشته هاى اتحاد ميان اجزاى مختلف جهان اسلام و نزديک شدن ملت هاى مسلمان تاکيد کرده اند. ايشان در اين مورد متذکر مى شوند:
« امروزه بيشتر از هميشه بايد به وحدت کلمه مسلمين اهميت داد زيرا اختلاف راه هميشگى نفوذ دشمنان در جوامع اسلامى بوده است. راههاى بلند مدت اختلاف و شکاف که صد و يا دويست و يا پانصد سال به طول مى انجاميده، آيينى استعمارى بوجود مى آورده تا زخمى در پيکر و مجموعه ى عالم اسلامى ايجاد کند که درمانش به سادگى ميسر نباشد ................. اگر بنا باشد تاريخچه ى استفاده هايى که استعمار از اين شکاف و زخم کرده است بيان شود، يک کتاب خواهد شد.2»
اما در عرصه سياست خارجى اينکه چگونه مى توان با راهبرد و استراتژيهاى مناسب زمينه هاى وحدت و همگرايى هر چه بيشتر ملت مسلمان را فراهم کرد خود بحث مهمى است که نياز به تحقيق و تفضيل فراوان دارد.
نکاتى که در ادامه مى آيد در واقع نگاهى گذرا به راهبردهاى اوليه در جهت دستيابى به انسجام هر چه بيشتر جهان اسلام در عرصه هاى مختلف مى باشد.
اميد آن است که تفصيل کامل آن و برنامه ريزى پيرامون تحقق آنها در آينده توسط کارشناسان و مسئولان امر هر چه کاملتر و بهتر مورد توجه قرار گيرد.
تلاش در جهت همگرايى
از آنجا که اکثريت جهان اسلام را اهل تسنن تشکيل مى دهند و تلاش دشمن از گذشته دور بر مبناى « تفرقه بينداز و حکومت کن » بوده است بايد در تعقيب سياست هاى کلى نظام تلاش همه جانبه اى را براى همگرايى ميان مسلمانان فرق مختلف صورت داده و با هر نوع تفرقه و تشديد اختلاف برخورد نمايد. ارگانهاى ذيربط بايد با مطالعه ى دقيق از جوامع مختلف اسلامى و شناخت عوامل همگرايى و واگرايى به صورت موردى برنامه ريزى و تلاش پيگيرانه اى را در جهت تقويت وفاق هر چه بيشتر عوامل واگرايى صورت دهند.
مقام معظم رهبرى نيز به فراخور شرايط و مناسبت ها بر اين مسئله صحه گذاشته اند که وحدت به اين معنا نيست که شيعه و سنى دست از عقايد خود بردارند و بر موارد جديدى اتفاق کنند بلکه مقصود اين است که فرق مختلف اسلامى و ملتهاى مختلف جهان اسلام داراى نقاط افتراق و اشتراکى هستند که آنها بايد هر چه بيشتر بر نقاط اشتراک ( که تعداد آن بسيار زيادتر از نقاط افتراق است ) تاکيد کنند و از پرداختن و بحث و مجادله بر نقاط افتراق بپرهيزند. »
در عين حال اين مسئله هم را بايد بپذيريم که جوامع شيعى در جهان اسلام به عنوان پايگاهى ثابت براى انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى مى باشد که سياست همگرايانه ايران با جوامع مختلف نبايد موجب واگرايى نسبت به شيعيان گردد.
2) ابزارهاى فرهنگى در اين عرصه مى تواند کمک شايانى به جريان و تصميم گيريهاى سياست خارجى کشور بنمايد. افزايش آگاهى در جوامع اسلامى از طريق رسانه ها مبنى بر تداوم مقاومت و ايستادگى در مقابل قدرتهاى سلطه جو و دعوت آنها در ايجاد گسترش جنبش هاى اجتماعي، سياسى بر جاى حاکميت اسلام و با الگوگيرى از انقلاب اسلامى و همگرايى هر چه بيشتر در اصول و مواضع باعث مى شود تا جريان دستيابى به انسجام هر چه بيشتر تحت لواى اسلام سرعت بيشترى به خود بگيرد.
هنر انقلاب اسلامى و جمهورى اين است که با تکيه بر نقاط مشترک ملتها و دولتهاى مسلمان آنها را از جهت فکرى و ايدئولوژيک کمک کند تا دست از خصومت و دشمنى با يکديگر و ساير گروهها و فرق اسلامى بردارند و همه نيرو و توان خود را در مقابل دشمن مشترک به کار گيرند.
3) ارتباط و تعامل هر چه بيشتر رهبران انقلاب و علماى بلاد اسلامى مى تواند در انسجام و وحدت بيشتر جهان اسلام و کشورهاى اسلامى موثر باشد. کشور ما مى تواند نقش بسيار مهمى در توسعه ى وحدت اسلامي، کاهش اختلافات و هدايت گروهها و جنبش ها ايفا نمايد. توسعه خانه هاى فرهنگ ايران، حوزه هاى علميه طلاب خارجى در داخل و خارج، سازماندهى جوانان مسلمانان، ايجاد تشکل هاى غير دولتى در ميان نخبگان جهان اسلام و برنامه ريزى با توجه به استعدادهاى هر منطقه مى تواند تاثيرات عميقى بر افزايش استعداد جهان اسلام بر جاى گذارد.
البته نکته مهم اينجاست که اين ارتباط بايد به سطح روساى دولتهاى اسلامى و رهبران نهضت ها و جنبش هاى ذى نفوذ مسلمان هم بسترى يابد و مراقبت هاى لازم در جهت هدايت جوامع اسلامى مبنى بر ايجاد همگرايى در ميان مسلمانان و ايستادگى در مقابل قدرتهاى استعمارى صورت گيرد.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 18:37 موضوع | لینک ثابت
در پيام هاي نوروزي رهبر معظم انقلاب كه از سال 1369 خطاب به مردم و مسوولان كشور ايراد مي شود، هر سال با نام وعنواني مشخص گرديده است. اين نامگذاري ها گاه با لحاظ مناسبت خاص آن سال و همچنين درك شرايط كشور همراه بوده كه نامگذاري سال 79 به نام رفتار علوي كه نخستين روزهاي فروردين آن سال مصادف با عيد غدير بود و يا سال امام خميني(ره) كه به مناسبت يكصدمين سالگرد تولد بنيانگذار انقلاب اسلامي همايشي بين المللي بر پاگرديده بود وهمچنين نامگذاري سال 48 به همبستگي ملي و مشاركت عمومي كه در آن انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري بر پاگرديد، ازاين گروه نامگذاري ها هستند.
اما در برخي سال هاي ديگر، نامگذاري ها بدون لحاظ مناسبتي خاص، تنها براساس درك شرايط و ضرورتي برخاسته از نياز استراتژيك كشور بوده است كه نامگذاري سال هايي چون انضباط اجتماعي، وجدان كاري، نهضت توليد علم و انديشه، پاسخگويي مسوولان، نهضت خدمت رساني و ... از اين گروه مي باشد.
نامگذاري سال 1386 به نام«اتحاد ملي و انسجام اسلامي» از جمله نامگذاري هايي است كه هم داراي مناسبت خاص وهم برخاسته ازنياز استراتژيك كشور بوده است. تقارن طليعه سال 86 با ميلاد مسعود فخر كائنات محمد مصطفي (ص) و آغاز هفته وحدت، همراه با درك جامعي كه رهبر معظم انقلاب از پروژه هاي درحال طراحي واجراي دشمنان نظام و جهان اسلام داشتند، اين سال را به نام اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميدند. درواقع نامگذاري سال 86 به اتحاد ملي و انسجام اسلامي، ناظر به اتفاقات پيشين، تحولات حال وچالش هاي آينده اي است كه فراروي ايران و جهان اسلام قرار خواهد داشت كه براي برون رفت از دايره تهديد ها شكار فرصت ها، بايد راهبردي جامع انديشيد، مي شد كه اين راهبرد در سال جاري، توسط سكاندار نظام اسلامي، درقالب اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعريف شده است.
شناسه راهبردي نظام
از نگاه رهبر معظم انقلاب، نامگذاري هر سال ، يك نوع هدف گذاري است كه شناسه راهبردي نظام را در آن سال مشخص مي سازد و دستگاههاي اجرايي، قانون گذاري وقضايي با تدارك طرح ها، لوايح، آئين نامه ها و مقررات اداري، ورسانه هاي كشور در مسير نهادينه شدن آن الگوها، بايد با تبيين و تشريح ضرورت ها و نيازهاي استراتژيك كشور، بستر مناسب را جهت تدوين الگويي جامع همراه با ضمانت هاي لازم را فراهم سازند.
از سوي ديگر، پايان هر سال به معناي پايان فلسفه وجودي آن نامگذاري نبوده ونخواهد بود بلكه پايان هر سال وآغاز سال ديگر، بايد به عنوان زير بناي شكل گيري زنجيره اي وثيق و مستحكم از مطالبات رهبري باشد كه با گذشت زمان، هر سال برحلقه هاي آن مطالبات افزوده شده و حجم و ضرورت بر آورده شدن آن مطالبات دو چندان مي شود.
چرا اتحاد ملي؟
در سال گذشته، شاهد اجراي پروژه جديد آمريكائيان درگسترش سفره بحران و فشار بركمربند امنيتي ايران بوديم. بر اساس داده هاي اين پروژه كه حاصل مطالعات ونشست هاي متعدد موسسات پژوهشي ايالات متحده همچون آمريكن اينتر پرايز، شوراي سياست خارجي، هريتيج، كارنگي، واشنگتن پرايز و چند دانشگاه ديگر آمريكايي است، از ايران به عنوان يك هدف سخت نام برده شده كه حمله نظامي واشغال آن با هدف تغيير رژيم، امري ناممكن مي باشد، ازاين رو ايالات متحده براي مهار و تغيير رفتار جمهوري اسلامي ايران، چاره اي جز روي آوردن به سياست مهار و جنگ سرد ندارد. اين سياست كه گاه از آن به عنوان «جنگ نرم» هم ياد مي شود، مبتني بر تعامل همراه با درگيري، بحران آفريني، نا امن سازي، تماس محتاطانه و گزينشي، حمايت از اپوزيسيون داخلي و خارجي، دامن زدن به نافرماني مدني و اتخاذ سياست تشويق، تهديد و گام تحريم مي باشد.
براساس پروژه، « گسترش سفره بحران در ايران» ، وقوع حوادثي چون تاسوكي زابل، دارزين بم، بمبگذاري زاهدان، تحركات پژاك، انفجارهاي خوزستان، آشوب هاي آذرباريجان، تجمعات معلمان، اعتصابات صنفي رانندگان اتوبوس هاي شهري، اعتراضات كارگري و ... را به گونه اي شفاف تر مي توان ارزيابي وتحليل كرد. دراين ميان خبر روزهاي اخير شبكه تلويزيوني ABC آمريكا مبني بر حمايت كاخ سفيد از اشرار وقاچاقچيان ايراني كه دركشور پاكستان وافغانستان پناه گرفته اند، مويدي ديگر بر اين مدعاست كه سرويس هاي امنيتي آمريكا سخت به دنبال كپي كردن تجربه طالبان والقاعده وزرقاوي وتكثير آن درخاك جمهوري اسلامي ايران هستند.
در پروژه جديد آمريكائيان، وجود اقوام وطوايف گوناگون درايران اسلامي را بايد تبديل به يك تهديد كرد.
بايد در كوره مطالبات قومي و مذهبي با قوت هر چه تمام دميد تا نقش نيروهاي گريز از مركز و اعتراض هاي حاشيه عليه متن پررنگ تر گردد. بايد با تأسيس وراه اندازي شبكه هاي متعدد راديو- تلويزيوني، واگرايي هاي قومي را دامن زد و با بزرگنمايي حوادث خوزستان وآذربايجان و سيستان و بلوچستان، امنيت رواني مردم را بر هم زد، امنيتي كه پيش نياز اصلي اقتدار، توسعه و توان بازدارندگي كشور در برابر تهديدات خارجي است.
تجربه 82سال انقلاب اسلامي ايران نشان داده است كه مهمترين مولفه مانايي، پويايي و پايداري اين انقلاب، مقاومت مردمي است واين مقاومت شكسته نمي شود مگر آن كه «اتحادملي» در شاخه هاي الف- حاكميتي ب- دولت- ملت ج- احزاب و گروههاو د- اقليت ها، شكسته شود. آرزويي كه درماههاي اخير به دفعات توسط كاندوليزا رايس، نيكلاس برنز، توني بلر وايهود اولمرت به زبان آورده شده است.
سال 86 با تشديد فشار غرب عليه ايران آغاز شد. تصويب سومين قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت نشان داد كه دنياي غرب تلاش مي كند با افزايش فشار سياسي، ايجاد موانع اقتصادي، راه اندازي جنگ رواني، بزرگنمايي نقاط ضعف ونسبت دادن برخي قصورها و محروميت ها به تبعيض گرايي قومي و مذهبي، يكپارچگي عمومي را در مسايل كلان كشور از جمله پرونده هسته اي به يغما ببرد. از ديگر شگرد هاي تبليغي رسانه هاي خارجي، تبليغ بي اعتنايي عمومي نسبت به دولت ومسوولان ونهادهاي كشور است كه اوج اين تبليغات را در قضيه چهارشنبه سوري مشاهده كرديم.
درسال 86 نيز علاوه بر چالش ها و تهديد هايي كه درسال گذشته با آن مواجه بوديم، با رخدادهاي ديگري همچون برگزاري انتخابات مجلس هشتم، افزايش قيمت و سهميه بندي بنزين و گازوئيل، به بهره برداري رسيدن نيروگاه بوشهر، تداوم صدور قطعنامه هاي ضد ايراني در شوراي امنيت، آغاز تبليغات انتخابات رياست جمهوري آمريكا، انتخابات رياست جمهوري فرانسه، پايان عمر دولت نبيه بري در لبنان و ... روبه رو هستيم كه هر يك از آنها مي تواند به نوعي فشار بر نقاط امنيتي جمهوري اسلامي ايران وارد آورد.
چرايي انسجام اسلامي
در كنار پروژه بر هم زدن يكپارچگي عمومي درداخل، غرب طرح انزواي سياسي ايران درمنطقه جهان اسلام و فضاي بين المللي را نيز دنبال مي كند. در پروژه اي كه آمريكا وزائده نامشروع آن رژيم صهيونيستي با نام«خاورميانه بزرگ» يا«خاورميانه جديد»طراحي كرده اند، نحوه مواجهه با جمهوري اسلامي ايران از جايگاهي ويژه و استراتژيك برخوردار مي باشد.
به تعبيري دقيق تر، كليد موفقيت يا ناكامي اين پروژه حياتي دردستان مقتدر جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است چرا كه تجربه خسارت بار سال هاي اخير به مقامات كاخ سفيد نشان داده كه هيچ طرح وپروژه اي بدون موافقت وهمياري جمهوري اسلامي ايران درمنطقه ژئو استراتژيك خاورميانه قابليت اجرايي نخواهد داشت. بنابراين پيگيري خط سازش كشورهاي عربي و اسلامي با رژيم صهيونيستي، حل بحران آمريكا درعراق، تسلط بر افغانستان، بقاي دولت وابسته لبنان وفروكش نمودن انتفاضه فلسطين، جز با مهار مهر ه هاي سنگين ايران و تشديد فشارهاي داخلي و منطقه اي و بين المللي بر جمهوري اسلامي ايران ميسر نمي باشد.
با درك چنين شرايط ويژه اي است كه رهبر معظم انقلاب دركنار«اتحاد ملي»، برموضوع «انسجام اسلامي» نيز تاكيد مي نمايند. درواقع سكاندار نظام اسلامي، راهبرد اداره نظام را معطوف به مرزهاي سياسي و جغرافيايي ايران نكرده ودايره آن را به كشورهاي منطقه و جهان اسلام نيز گسترش داده است. نامگذاري سال 85 به سال پيامبر اعظم (ص) كه پس از توهين هاي برنامه ريزي شده غرب به ساحت مقدس آن حضرت صورت پذيرفت، و همچنين نامگذاري سال 86 به سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نشان مي دهد كه رهبري نظام، دراداره كشور، نگاه ويژه اي نيز به تحولات منطقه ، جهان اسلام و حوزه هاي بين المللي دارند، ازاين رو با اشاره به شرايط ويژه اي كه بر جهان اسلام حكمفرماست، معظم له پكپارچگي دنياي اسلام را دربرابر توطئه هاي دنياي غرب مطالبه مي نمايد، مطالبه اي كه نقطه آغازين آن مي تواند با طرح تدوين «منشور اتحاد جهان اسلام» كه ايشان درخجسته سالروز ميلاد پيامبر رحمت و عطوفت حضرت محمد مصطفي (ص) مطرح فرمودند، كليدزده شود.
موضوع«انسجام اسلامي» مي تواند به عنوان پادزهر پروژه «تهي سازي جهان اسلام از قدرت» آمريكا مطرح شود، پروژه اي كه اساس آن بر دامن زدن به اختلافات مذهبي، جنگ هاي داخلي، تغير مرزهاي سياسي و جغرافيايي كشورهاي اسلامي و گسست حلقه هاي اتصال ميان ملت هاي مسلمان، مبتني گرديده است. اين روزها دنياي غرب ازموج بيداري اسلامي كه تمام مرزهاي سياسي را دردنياي اسلام در نورديده است، سخت به وحشت افتاده است. اين بيداري، ازهندسه اي هرم گونه برخوردار است كه نام ايران اسلامي بر ارتفاع آن مي درخشند ودامنه انساني آن را 5/1 ميليارد مسلماني تشكيل مي دهند كه بخش پيوسته آن از اندونزي آغاز مي شود و تا مراكش امتداد دارد و بخش ناپيوسته آن در اروپا و آمريكا خودنمايي مي كند. ما امروز به اعتراف دوست و دشمن، دركانون اين نهضت بيداري اسلامي قرار داريم كه روز به روز بر دامنه زايش ها و رويش هاي آن افزوده شده مناسبات حاكم بر دنياي امروز را سخت تحت تأثير قرار داده است.
الزامات و راهكارها
براي جامه عمل پوشانيدن به «اتحاد ملي وانسجام اسلامي» بايد به الزاماتي تن داد و راهكارهايي را درمسير اجرايي شدن قرار داد. اين موضوع بايد به عنوان يكي از محوري ترين فصل هاي دكترين امنيت ملي كشور، دردستور كار قواي سه گانه، نهادهاي كشور دررسانه هاي جمعي قرار گيرد. درگام اول، ضرورت اتحاد ملي و انسجام اسلامي بايد به گونه اي تبيين وتشريح گردد كه خود به خود در زمره مطالبات عمومي در آمده و جامعه آن را پيگيري نمايد.
درمرحله بسط و گسترش اتحاد ملي و انسجام اسلامي، بايد يارانه هاي امنيتي را با دست و دلبازي هرچ تمام تر هزينه كرد چرا كه هيچ منفعتي، همپاي وحدت ملي و انسجام اسلامي نيست.
دراين مرحله بايد تمرين سعه صدر، مدارا و اغماض كرد. مطالبات و مذاهب را به رسمت شناخت و حاشيه ها را در متن و بطن حوادث و رخدادها مشاركت داد. تنوع قوميت ها و طوايف در كشور را مي توانيم تبديل به يك فرصت و ظرفيت بي بديل نمائيم همانگونه كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران با شعار «همه با هم» يك ملت يكپارچه را عليه رژيم پهلوي انسجام بخشيد. بايد به اين درك مشترك برسيم كه هويت ايران اسلامي، پازلي است كه قطعات آن را اقوام لر، ترك، فارس، كرد، عرب، بلوچ، تركمن با هر سليقه وگرايش ومذهبي مي سازند، ايراني كه هزاران سال است كه تمدن بشري مي درخشد. رمز صيانت از اين هويت و يكپارچگي عمومي، رفتار هوشمندانه نظام، دولت، جامعه دانشگاهي، حوزه هاي علميه و رسانه هاي گروهي است. اگر امروز رهبري نظام از ضرورت تدوين منشور اتحاد جهان اسلام سخن مي گويد، مراكز وموسساتي كه سال هاست در جهت تقريب مذاهب اسلامي دركشور فعاليت مي نمايند، بايد از خود بپرسند كه دراين سال ها چه كرده اند و چرا از اساسي ترين وضروري ترين امور غافل بوده اند، ايده مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي تاكنون چه بوده است؟ آيا تأسيس شبكه اي ماهواره اي با نام تقريب مذاهب يك ضرورت نيست؟ آيا شناخت جهان اسلام و گام هايي كه كشورهاي ديگر در جهت بانكداري اسلامي، ايجاد دستگاه قضايي مبتني بر احكام وتعاليم اسلامي، حقوق بشر اسلامي، اقتصاد اسلامي و ... بر مي دارند، نمي تواند سنگ بنايي در جهت انسجام و وحدت دنياي اسلام باشد؟
بيائيم در سال 68، به دور از توجهات شعاري و تزئيني كه آفت راه است، اتحاد ملي و انسجام اسلامي را در پرتو عمل گرايي مبتني بر واقع گرايي محقق سازيم. بيائيم باور نمائيم كه محيط امنيتي جمهوري اسلامي ايران ، يكي از حساس ترين و پيچيده ترين محيط هاي امنيتي جهان امروز است كه عوامل متعددي در اقتدار و انسجام آن نقش آفرين هستند. بايد بدانيم اقليت ها و قوميت هايي كه در دولت ملي ساكنند نسبت به اين موضوع وموهبتهاي آن آگاه شوند.
امروز وظيفه دستگاه ديپلماسي كشور ومراكز فرهنگي وديني كشور آن است كه ايران اسلامي به عنوان يك چهره و عامل انسجام بخشش در جهان اسلام مطرح گردد، حتي اگر در مسير انسجام بخشي هم نتوانيم گام هاي موثري برداريم، يقيناً اين چهره جديد، عوايد و امتيازات فراواني را به نفع جمهوري اسلامي ايران وجهان اسلام سرازير خواهد كرد. بيائيم قدردان فرصت هايي باشيم كه به سرعت برق و باد مي گذرند. بيائيم باور نمائيم كه پس از گذشت 28 سال از حيات طبيه نظام اسلامي، ما ازمرحله مشق و تمرين و قلق گيري عبوركرده ايم و بايد با كياست و برنامه ريزي، خود را آماده خيز نهايي نمائيم. ما مكلف به ايجاد و گسترش عدالت و تعميم مكارم اخلاق در سراسر دنيا هستيم. پيام پيامبر اعظم(ص)، پيامي براي تمامي بشريت بود و بشر امروز بيش ازهر زمان ديگر، تشنه اين پيام رهايي بخش است
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 18:30 موضوع | لینک ثابت
بصيرت:هدايت::::وحدت و همبستگي و روحيهي اخوت و برادري از آموزههاي گرانقدري است كه مكتب اسلام در راستاي استقرار و استمرار اقتدار، عظمت و عزت و اعتلاي امت اسلامي بر آن تأكيد ورزيده است.
در مقابل، اختلاف و خصومت و تفرقه و تشتت به عنوان عامل ضعف و ذلت و محو قدرت و عظمت جامعه اسلامي و انحطاط آن تلقي شده و مسلمانان به اجتناب از آن امر شدهاند.
در تعاليم ديني و متون و منابع مختلف اسلامي كلمات و اصطلاحاتي مانند امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامي، برادري ديني، وحدت اسلامي، اتحاد اسلامي، دارالاسلام، پان اسلاميسم و… به كار رفته است كه مفاهيم اين واژهها به طور مستقيم يا غير مستقيم بر اهميت و جايگاه و نقش برجستهي وحدت در جامعه اسلامي دلالت دارند.
قرآن كريم ضمن دعوت مسلمين به وحدت با اعتصام به حبلا… و نهي از تفرقه؛ با اشاره به الفت و برادري و مودت ايجاد شده ميان دو طايفهي اوس و خزرج و از بين رفتن عداوت و كينه ديرينه در سايهي نعمت اسلام كه مبناي اتحاد و همبستگي آنهاست اين گونه يادآور ميشود:
واعتصموا بحبلا… جميعاً و لاتفرقوا و ذكر و انعمتا… عليكم، اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً.(آل عمران 103)
در جاي ديگر مسلمانان را به وحدت در پيروي از خدا و پيامبرش دستور داده و از تنازع و مشاجره جهت پيشگيري از سستي و زبوني و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صريح نهي نموده و ميفرمايد:
اطيعوا… و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم(انفال 46)
پيامبر گرامي اسلام با تكيه بر مباني اتحاد اسلامي مدينهي فاضلهاي مملو از عشق و صميميت و برادري و ايثار و تمامي فضايل انساني ساخت كه هنوز بشريت در حسرت و آرزوي تحقق دوبارهي چنين جامعهاي بسر ميبرد.
پيامبر اكرم(ص)، ذلت و زبوني پس از عزت و سربلندي و در پي آن ضعف و سستي هر ملتي را نشأت گرفته از تفرقهاي ميداند كه ريشه در خصومت و دشمني دارد؛ لذا ايجاد الفت و پرهيز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب كرده و ميفرمايد:
«ما ذل قوم بعد العزحتي ضعفوا، و ما ضعفوا حتي تفرقوا و ما تفرقوا حتي تباغضوا… الواجب علي اوليائنا معاوده الائتلاف و رفض الاختلاف».
بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علي(ع) در خطبه 146 ضمن بيان نقش محوري رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته و ميفرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندكند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگي عزيز و قدرتمندند».
در فرازي از خطبهي قاصعه به علل پيروزي و شكست و عزت و ذلت گذشتگان پرداخته و ميفرمايد: «پس آن گاه كه در زندگي گذشتگان مطالعه و انديشه ميكنيد. عهدهدار چيزي باشيد كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافيت زندگي آنان را فراهم كرد و نعمتهاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينهتوزي با يكديگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن، بپرهيزيد».
وحدت و برادري كه در عصر رسالت به احسن وجه در ميان ياران رسول خدا(ص) تحقق يافت، متأسفانه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) ديري نپاييد كه آن اتحاد و اخوت به ضعف گراييد و بروز اختلاف و تفرقه و تشتت و تنازع به تدريج زمينهساز حركت امت اسلامي در مسير ذلت و انحطاط شد.
-عوامل تعالي و انحطاط جوامع
در اين نوشتار به زوايايي از نظرات اسلامشناسي بزرگ استاد شهيد آيتا… مطهري پيرامون وحدت و تفرقه در دو بخش پرداخته ميشود:
شهيد مطهري در دستهبندي عوامل اصلي تعالي و انحطاط جوامع از وحدت و تفرقه به عنوان يكي از عوامل اساسي مؤثر در اعتلا و انحطاط ياد كرده و مينويسد:
«در قرآن مجموعاً به چهار عامل مؤثر در اعتلاها و انحطاطها برميخوريم… اتحاد و تفرق: در سوره آل عمران آيهي 103 دستور صريح ميدهد كه بر مبناي ايمان و گرايش به ريسمان الهي متحد و متفق باشيد و از تفرق و تشتت بپرهيزيد…(جامعه و تاريخ ص236)
در تفسير آيه 46 سوره انفال چنين توضيح ميدهد:
«با خودتان نزاع و مشاجره نكنيد، نميگويد نجنگيد آن كه ديگر طريق اولي است، وقتي كه اردنيها و فلسطينيها خودشان به روي يكديگر تفنگ بكشند عروسي دشمن است… پس دستور هم اين است كه با يكديگر منازعه و مشاجره(نه جنگ) نكنيد كه پشت سرش سستي و ضعف پيدا ميشود و پشت سر ضعف آن شوكت و عظمت و قدرت شما از ميان ميرود.(آشنايي با قرآن، ج3 ص101)
-ريشههاي تفرق و تشتت امت اسلامي
استاد پيرامون عوامل ايجاد تفرقه در امت اسلامي با اشاره به تبديل خلافت اسلامي به سلطنت موروثي توسط خاندان اموي و بازگشت به ارزشهاي جاهلي مينويسد:
«در قرن اول هجري اصول و داعيههاي توحيد و اسلام آن چنان آشكار و روشن به مردم ابلاغ گرديد كه تمام مردم متمدن آن روزگار با جان و وجدان خويش پذيراي آنها شدند. و به زودي يك ملت مشترك يا«بينالملل اسلامي« به وجود آمد. ولي اين وحدت به زودي به تفرقه بدل شد؛ چرا كه سررشتهداران آن زمان نخواستند يا نتوانستند مفاهيم واقعي داعيههاي اسلامي را درك كنند، از نظام بينالمللي اسلامي به عنوان يك امپراطوري و خلافت عربي برداشت شد و اين مخالف صريح اصول اسلامي بود. به همين جهت وحدت به دست آمده به زودي شكست خورد و به دنبال آن، تحولات و ضعفها و انحرافات ديگر پديد آمد تا آن كه مسلمين تدريجاً به خواب رفتند…»(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 41)
به هر حال بازگشت به ارزشهاي جاهلي، ايجاد تفرقه و پراكندگي و نضج آراء و افكار و جريانات فكري و كلامي مختلف و طرد ارزشهاي الهي و توحيدي، موجبات ضعف و انحطاط تدريجي جامعه و امت اسلامي را در پي داشت.
سرانجام با سقوط قدرتهاي عمده اسلامي در قرن 13، نداي بيداري اسلامي با شعارهايي همانند تجديد حيات اسلام، بازگشت به اسلام اصيل و طرح اتحاد جهان اسلام از جانب علما و انديشمندان مصلح برخاست.
-توطئههاي دشمنان
شهيد مطهري پيرامون تلاش تفرقه افكنانه دشمنان چنين مينويسد:
همهي سعيشان(دشمنان) اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين روابط صميمانه و روابط مسلمانان با بهانههاي مختلف – از آن جمله اختلافات فرقهاي – روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسيلهي اجانب در اين راه فعاليتهاي فراوان صورت ميگيرد. بودجههاي كلان مصرف ميگردد». (مجموعه آثار، ج3، ص266)
-خيانت عناصر داخلي
سپس به همكاري خائنانه ايادي دشمنان در داخل اشاره كرده و موفقيت اين اتحاد شوم را فاجعه و مصيبتي براي اسلام و مسلمين شمرده و چنين ادامه ميدهد:
«متأسفانه در ميان مسلمانان عناصري به وجود آوردهاند كه كاري جز اين ندارند كه ولا نفيي اسلامي را تبديل به اثباتي و ولاء اثباتي اسلامي را تبديل به نفيي نمايند. اين بزرگترين ضربتي است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم(ص) وارد ميسازند.
امروز اگر بر مصيبتي از مصيبتهاي اسلام بايد گريست و اگر بر فاجعهاي از فاجعههاي اسلام بايست خون باريد، اين مصيبت و اين فاجعه است». (مجموعه آثار، ج3، ص266)
ايشان در ذيل مباحث مربوط به انواع ولاء، ضمن اشاره به ايمان به عنوان ملاك برتري، و منشأ و ملاكي براي وحدت، اين گونه به تشريح آن ميپردازند:
قرآن ميخواهد جامعهي مسلمانان برتر از ديگران باشد:
«ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين» (آل عمران 129)
ايمان، ملاك برتري قرار گرفته است. مگر ايمان چه ميكند؟ ايمان ملاك وحدت و ركن شخصيت و تكيه گاه استقلال و موتور حركت جامعه اسلامي است.
-نزاع و اختلاف، عامل انهدام كيان و شخصيت جامعه اسلامي
در جاي ديگر ميفرمايد: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم». (انفال 46) با يكديگر نزاع نكنيد و اختلاف نداشته باشيد كه سست و ضعيف خواهيد شد و بو و خاصيت خود را از دست خواهيد داد. جدال و اختلاف، كيان و شخصيت جامعه اسلامي را منهدم ميكند. ايمان اساس دوستي و وداد و ولاء مؤمنان است».(مجموعه آثار، ج3، ص4-263)
-عامل حقيقي وحدت پايدار
در مورد بياعتباري انواع عوامل جهت وحدت و معرفي عامل حقيقي وحدت چنين بيان ميدارند:
از جمله خصوصيات اسلام اين است كه هيچ عنواني از قبيل عناوين نژادي، طبقاتي، شغلي، محلي، منطقهاي و فردي براي معرفي مكتب خود و پيروان اين مكتب نپذيرفته است. پيروان اين مكتب با عناوين اعراب، ساميها، فقرا، اغنياء، مستضعفان، سفيدپوستان، سياه پوستان، آسياييها، شرقيها، غربيها، محمديها، قرآنيها، اهل قبله و غيره مشخص نميشوند. هيچ يك از عناوين مزبور ملاك«ما» و ملاك وحدت و هويت واقعي پيروان اين مكتب به شمار نميرود. آن جا كه پاي هويت مكتب و هويت پيروان او به ميان ميآيد همهي آن عناوين محو و نابود ميشود. فقط يك چيز باقي ميماند. چه چيزي؟ يك«رابطه» رابطه ميان انسان و خدا، يعني اسلام، تسليم خدا بودن، امت مسلمان چه امتي است؟ امتي است كه تسليم خداست… اين دين ميخواهد چه وحدتي به آنها ببخشد و چه ماركي روي آنها بزند و زير چه پرچمي آنها را گرد آورد؟ پاسخ اين است: اسلام، تسليم حقيقت بودن.(جامعه و تاريخ ص 31-229)
-دستور مهم اسلام
اسلام و مسلمان بودن فقط در جهان بيني درست و اداء فرايض عبادي مانند نماز خلاصه نشده بلكه پايبندي به رمز عزت مسلمين و رهايي از ذلت يعني ترك خصومت و اختلاف نيز از شرايط مهم مسلماني است.
چرا ما مسلمانها ذليل هستيم؟ خيال ميكنيم همين قدر كه ما اذان و اقامه گفتيم بنابراين مسلمان كامل هستيم در حالي كه اسلام دستورهاي ديگري هم دارد. از مهمترين دستورهاي اسلام همين دستور روابط خاص اجتماعي ميان ما مسلمين است، به اندازهاي كه ما مسلمين خودمان عليه يكديگر فعاليت ميكنيم دشمنان عليه ما فعاليت نميكنند».(آشنايي با قرآن، ج3، ص201)
-جنبه مثبت و منفي ناسيوناليسم
اشاعه و ترويج ناسيوناليسم(با تكيه بر جنبههاي منفي آن) در كشورهاي اسلامي از شگردهاي استعمار در جهت جدا كردن مسلمانان از يكديگر و تضعيف آنهاست.
ناسيوناليسم را نبايد به طور كلي محكوم كرد. ناسيوناليسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد يعني موجب همبستگي بيشتر و روابط حسنه بيشتر و احسان و خدمت بيشتر به كساني كه با آنها زندگي مشترك داريم بشود ضد عقل و منطق نيست و از نظر اسلام مذموم نميباشد، بلكه اسلام براي كساني كه طبعاً حقوق بيشتري دارند، از قبيل همسايگان و خويشاوندان، حقوق قانوني زيادتري قائل است.
ناسيوناليسم آنگاه محكوم است كه جنبهي منفي به خود بگيرد، يعني افراد را تحت عنوان مليتهاي مختلف از يكديگر جدا ميكند و روابط خصمانه ميان آنها به وجود ميآورد… اين مسأله مهم است كه در دين اسلام، مليت و قوميت هيچ اعتباري ندارد. بلكه اين دين به همهي ملتها و اقوام مختلف جهان با يك چشم نگاه ميكند و از آغاز نيز دعوت اسلامي به مكتب و قوم خاص اختصاص نداشته است، بلكه اين دين هميشه ميكوشيده است كه به وسايل مختلف ريشهي ملت پرستي و تفاخرات قومي را از بيخ و بن بركند. در قرآن هيچ خطابي به صورت«يا ايها العرب»،«يا ايها القرشيون» پيدا نميكنيد… اسلام نه تنها به اين تعصبات احساس آميز توجهي نكرد بلكه به شدت با آنان مبارزه كرد…».(خدمات متقابل اسلام در ايران، ص68-62)
-تمدن عظيم اسلامي، ثمره ترك تعصبات قومي و مذهبي
از علل پيشرفت سريع علمي اسلام و ايجاد تمدن عظيم و با شكوه اسلامي روحيه تساهل مسلمين و پرهيز از تعصبات و درگيريهاي قومي و نژادي بود:
يكي از علل سرعت مسلمين در علوم اين بوده است كه در اخذ علوم و فنون و صنايع و هنرها تعصب نميورزيدند و علم را در هر نقطه و در دست هر كسي مييافتند از آن بهرهگيري ميكردند و به اصطلاح امروز روح تساهل بر آنها حكم فرما بوده است… اسلام با تعليمات مبني بر جستجوي علم و ترك تعصبات قومي و مذهبي و اعلام همزيستي با اهل كتاب غلها و زنجيرهايي كه به تعبير خود قرآن به دست و پا و گردن مردم جهان آن روز بسته شده بود پاره كرد و زمينه رشد يك تمدن عظيم و وسيع را فراهم آورد.(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 152-145)
-منشأ تجزيه شدن حكومت اسلامي
ريشه پيدايش تبعيضات و تعصبات قومي كه ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد ساخت عبارت است از:
«تبعيضات نژادي و تفاخرات قومي كه بر ضد اصل مسلم مساوات اسلامي بود، اين انحراف به وسيلهي اعراب به وجود آمد. سياست امويها بر اصل تفوق عرب بر غير عرب پايهگذاري شد. معاويه به صورت بخشنامه به همهي عمال خويش اطلاع داد كه براي عرب حق تقدم قائل شوند. اين عمل ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد كرد. منشأ اصلي تجزيه شدن حكومت اسلامي، به صورت حكومتهاي كوچك همين كار بود».(خدمات متقابل اسلام و ايران ص403)
-عكسالعمل منطقي و اسلامي ايرانيان
ايرانيان عكسالعمل بسيار مناسب و صد در صد اسلامي در مقابل انحراف شكننده تبعيضات قومي و نژادي از خود بروز دادند:
«عكس العمل ابتدايي كه ايرانيان در مقابل اين تبعيضات نشان دادند، بسيار منطقي و انساني بود. آنها عرب را به خدا و كتاب خدا دعوت كردند. اين نوع عكس العمل در مقابل آن انحراف عربي، صددرصد اسلامي بود و نشانه صميمت ايرانيان نسبت به اسلام، اگر ايرانيان صميميت نميداشتند كافي بود آنها هم مانند اعراب بر مليت و قوميت خويش و تاريخ خويش تكيه كنند و در اين جهت مسلماً گوي سبقت را ميربودند.» (البته شعوبيگري در مسير انحرافي تفوق نژاد ايراني بر غير، خاصه عرب انفاق افتاد اما زود تودة مردم ايران و علماي با تقوا آن را محكوم كردند). (خدمات متقابل اسلام و ايران ص 406-404)
-رمز استحكام و پايداري وحدت اسلامي
گسست ناپذيري وحدت مسلمين عليرغم تلاشهاي مستمر اجانب به دليل پيوند دلهاي پاك و خدايي است:
وحدت مسلمانان برخاسته از پيوند دلهاي پاك و خدايي آنهاست. لذا اين پيوند روحي گسست ناپذير و محكم است و تا چنين است توطئههاي غربيها ره به جايي نخواهد برد. در قرون جديد قدرتهاي اروپايي و آمريكايي عامل اساسي اين جدايي هستند با همهي اينها هيچ يك از اين عاملها نتوانسته است اساس اين وحدت را كه در روح مردم قرار دارد از بين ببرد. به قول اقبال لاهوري:
امر حق را حجت و دعوي يكي است… خيمههاي ما جدا ولي دلها يكي است
از حجاز و چين و ايرانيم ما… شبنم يك صبح خندايم ما».(خدمات متقابل، ص51)
استاد در آثار خود از جمله در نهضتهاي صد ساله اخير به معرفي شخصيت و خدمات علما و مصلحاني در جهان اسلام ميپردازد كه در مسير اتحاد جهان اسلام و مبارزه با تفرقه و تشتت گام برداشتند.
از سيد جمالالدين اسدآبادي به عنوان سلسله جنبان نهضتهاي اصلاحي صدساله اخير نام ميبرد و ديدگاههاي او را از جمله شعار اتحاد جهان اسلام و درد تفرقه و جدايي مسلمانان به بهانههاي ديني و غيرديني و نيز نفوذ استعمار غربي توضيح ميدهد. سپس به مبارزات و خدمات مناديان اتحاد مسلمانان همانند شيخ عبده، كواكبي، اقبال و… كه به الهام از سيد جمال در مسير مبارزه با استعمار و استبداد قرار گرفتند، ميپردازد.
در بررسي مصلحان ايراني و شيعي طرفدار وحدت مسلمين شخصيت و مبارزات انديشمنداني چون شيخ طوسي، ميرزاي شيرازي، كاشف الغطاء، آخوند خراساني، مازندراني، نائيني، سيدشرفالدين، علامه اميني، آيتا… بروجردي و… را تبيين مينمايد.
در بررسي شخصيت شيخ طوسي از او به عنوان يكي از درخشانترين ستارگان جهان اسلام و نمونه كاملي از تجلي اسلام در كالبد ايراني ياد كرده و خصوصيت تفكر و رفتار فرامذهبي و وحدتگراي وي را به عموم علماي اسلامي تعميم ميدهد:
شيخ طوسي صددرصد يك عالم اسلامي است، جز رنگ اسلامي رنگ ديگري ندارد. او از كساني است كه از بركت تعليمات اسلامي پا روي تعصبات قومي و نژادي گذاشتند، شعوبيگري را محكوم كردند و مقياسهاي جهاني و انساني اسلام را محترم شمردند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان بعد از اسلام چنيناند».(مجموعه آثار، ج 2، ص127)
استاد در مقاله الغدير و وحدت اسلامي به آراء و خدمات علامه اميني براي تحقق وحدت اسلامي بين شيعه و سني پرداخته و قلمرو وحدت را به همه پيروان مذاهب مختلف اسلامي بسط داده و به استناد آياتي مانند انما المؤمنون اخوه، اخوت اسلامي مدنظر علامه اميني را طرح نموده و اظهار ميدارد كه هيچ مباحثه علمي و مجادله كلامي نبايد آسيبي به وحدت و اخوت فريقين برساند كما اينكه سيرهي سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است.
در مورد علاقه وافر استادش، آيتا… بروجردي نسبت به وحدت اسلامي و دشمن شناسي و خدماتش در مسير وحدت و اعتلاي امت اسلامي مينويسد:
يكي از مزاياي معظم له توجه و علاقه فراواني بود كه به مسأله وحدت اسلامي و حسن تفاهم و تقريب بين مذاهب اسلامي داشت. اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامي آشنا بود، ميدانست كه سياست حكام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثير داشته است، و هم توجه داشت كه در عصر حاضر نيز سياستهاي استعماري از اين تفرقه حداكثر استفاده را ميكنند و بلكه آن را دامن ميزنند و هم توجه داشت كه بعد و دوري شيعه از ساير فرق سبب شده كه آنها شيعه را نشناسند و دربارهي آنها تصوراتي دور از حقيقت بنمايند. به اين جهت بسيار علاقمند بود كه حسن تفاهمي بين شيعه و سني برقرار شود. كه از طرفي وحدت اسلامي كه منظور بزرگ اين دين مقدس است تأمين گردد و از طرف ديگر شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه آن طور كه هست به جامعه تسنن كه اكثريت مسلمانان را تشكيل ميدهند معرفي ميشود».(مجموعه آثار، ج20، ص154)
آيتا… بروجردي عاشق و دلباخته وحدت مسلمين بوده و در فضايي سرشار از صميميت با علماي برجسته تسنن شيخ عبدالمجيد سليم و سپس شيخ محمود شلتوت براي تحقق اين آرمان بزرگ در قالب«دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» همكاري ميكند.
براي اولين بار بعد از چندين صد سال بين زعيم روحاني شيعه و زعيم روحاني سني شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او به فاصله دو سه سال شيخ محمود شلتوت مفتي حاضر مصر و رئيس جامع ازهر روابط دوستانهاي برقرار شد و نامهها مبادله گرديد. قطعاً طرز تفكر معظمله و حس تفاهمي كه بين ايشان و شيخ شلتوت بود مؤثر بود در اين كه آن فتواي تاريخي معروف را در مورد به رسميت شناختن مذهب شيعه بدهد. معظم له را نبايد گفت نسبت به اين مسأله علاقمند بود، بلكه بايد گفت عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براي اين موضوع پر ميزد». (مجموعه آثار، ج20، ص155)
استاد مطهري، غيرت و حميت ديني و حس همدردي ديگر استادش، علامه طباطبايي در ياري و كمك به برادران ديني خود و نيز دغدغه خودش را چنين مطرح ميكند:
علامه طباطبايي سلمها… واقعاً از خدمتگزاران بسيار بزرگ اسلام است… اين مرد، بسيار مرد جليل القدر و عظيم المنزلهاي است و يكي از كارهايي كه اخيراً ايشان اقدام فرمودهاند موضوع همدردي با برادران اسلامي است… ايشان دو سه حساب اخيراً باز كردهاند… اين حساب به نام سه نفر باز شده است[كه من نفر سومشان هستم] … همهي ما ايرانيها اگر بخواهيم همهي پولهايمان را روي هم بريزيم، شايد به قدر دو تا يهودي كه در آمريكا نشستهاند و پول دنيا را از راه ربا و دزدي ثروت دنيا ميبرند نشود، ولي حساب اين است كه مسلمان شرط مسلمانيش همدردي … و همدلي است». (احياي تفكر اسلامي ص27-24)
مجموعه تلاشها و اقدامات رهبران ديني و مصلحان، با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره)، در ابعادي به ثمر مينشيند. مصلح و بيدارگر بزرگي كه شهيد مطهري از شخصيت او با تعابيري چون جان جانان ياد ميكند و در ادامه سلسله مصلحان به تجليل از استاد فرزانه خود و مساعي و پشتكار او در مسير وحدت و اعتلاي جهان اسلام ميپردازد.
پس از رحلت امام(ره) حضرت آيتا… خامنهاي با تداوم راه امام، آرمان اتحاد اسلامي را دنبال نمودند. از جمله در قالب تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه سالانه در تهران برگزار ميشود و دفاع و حمايت از ملتهاي مسلمان اعم از برادران فلسطيني، بوسني، افغانستان، لبنان، عراق و… و در سالهاي اخير به بهانه نامگذاري براي هر سال باز شاهد آن هستيم كه در اين امر نيز مقوله وحدت تعقيب ميشود همانند عنوان سال 85 كه به نام مبارك پيامبر اعظم و نيز سال 86 كه به نام سال وحدت ملي و انسجام اسلامي، از جانب معظم له معنون گرديد.
ايشان در سال 77 به مناسبت سالگرد شهادت شهيد مطهري طي بياناتي پيرامون شخصيت آن استاد فرزانه و كوشش او در مسير وحدت فرمودند:
عزيزان من! آن چه كه امروز ميتواند اين جبهه را مستحكم بكند – جبهه ايمان و جبهه حق را - عبارت است از تمسك به وحدت كلمه در زير سايه اسلام، و در زير سايه حسين بن علي(ع)، در زير سايهي معارف عاليه اسلام، كه شخصيتهايي مثل شهيد مطهري آن را در كتابهاي خود براي آگاهي مردم تبيين و تشريح كردند. تمسك به وحدت در پرتو اين خورشيدهاي فروزان، به فضل الهي اين كشور را از اين مرحله هم مثل مراحل گذشته خواهد گذارند و دشمن را ناكام خواهد كرد.(استاد در كلام رهبر، مجبتي پيرهادي، انتشارات صدرا، مرداد 85 ص51)
لذا به دنبال تلاش مستمر علماي تداوم بخش راه و شعارهاي سلسله جنبان نهضتهاي اسلامي، سيدجمالالدين اسدآبادي و بركات و ثمرات حاصل از تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران شاهد گسترش روز افزون موج نهضت بيداري و تحقق شعار اتحاد و اخوت اسلامي در بين علما و نيز مردم مسلمان مذاهب مختلف اسلامي در سطح جهان از لبنان، مصر، عراق و.. هستيم.
ايجاد اتحاد و اخوت ميان ملتها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان از اهداف و آرمانهاي اصيل اسلام است كه ريشه در قرآن و سنت و آراء انديشمندان مذاهب اسلامي دارد. جهت عملي شدن اين هدف و شكلگيري امت واحده اسلامي در راستاي اعتلاء و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام، وحدت بر محور اصول دين و مشتركات اعتقادي و دامن نزدن به مسائل اختلافي در اين عرصه از ضروريات است.
شهيد مطهري در آثار و اقدامات خود همواره بر اين اصل تأكيد داشتهاند كه نمونههايي در اين نوشتار اشاره شد. دغدغه جدي آن بزرگوار در تبيين و طرح اين استراتژي در آثار مختلف ايشان امري ستودني و نيز درسي براي اهل علم و صاحبان قلم و آحاد مردم مسلمان است ايشان در بررسي و نقد مذاهب اهل سنت و افكار و عقايد و متون بزرگان و رهبران آن از زاويه برخورد برادرانه و به دور از هر گونه اهانت بلكه در صفا و صميمت و دلسوزي و نيز منصفانه به بررسي و ارائه نظر ميپردازند.(مثلاً بيان ساده زيستي خليفه دوم در عصر خلافت و يا احترام و ادب خاص نسبت به قرآن در محافل و جلسات قرآني اهل سنت برخلاف محافل شيعي و تبيين فداكاريها و خدمات بزرگان تسنن از جمله علامه اقبال لاهوري در مسير اتحاد اسلامي كه با ارادت ويژهاي از ايشان نام ميبرند و…)
بنابراين وحدت مورد نظر ايشان به معني دست شستن از عقايد مذهبي و قبول يك مذهب واحد نيست بلكه با حفظ اعتقادات مذهبي اعتصام به حبل ا… و وحدت و اخوت بر مبناي اسلام و قرآن عزيز و پيامبر گرامي اسلام و ساير مشتركات(اصول دين و ضروريات آن) و طرد و برخورد با هر گونه تعصب مذهبي افراطي و حركات متحجرانه است.
در سايه گسترش قلمرو نهضت بيداري اسلامي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا در مصاف با امت اسلام از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و نميكند. به گونهاي كه«مايكل برانت» معاون سابق سيا در شدت دشمني با اسلام و مسلمين و توطئههاي تفرقه افكنانه ميگويد:
ما به جاي ضرب المثل انگليسي«اختلاف بينداز و حكومت كن» از سياست«اختلاف بينداز و نابود كن» استفاده ميكنيم و در همين راستا برنامهريزي گستردهاي را براي سياستهاي بلند مدت خود طرح كرديم».
با عنايت به حساسيتهاي كنوني و عزم استكبار در تضعيف و نابودي اسلام و مسلمين و رهنمودها و فرمايشات مقام معظم رهبري و مراجع و علماي جهان اسلام، بر همه عاشقان اسلام و قرآن عزيز و شيفتگان و دلدادگان پيامبر اسلام فرض است كه در مقابله با عزم ضداسلامي و ضدانساني استكبار جهاني همت گمارند تا به زودي شاهد اوج همبستگي و برادري و صفا و صميميت در پيروان مذاهب مختلف اسلامي و تشكيل امت واحد و عزت و اقتدار آن و تكرار دوبارهي دورهي طلايي تاريخ اسلام باشيم.
انشاءا…
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 18:22 موضوع | لینک ثابت
رهبر حکيم و فرزانه انقلاب اسلامى حضرت آيت الله العظمى خامنه اى “دامظله” در پيام نوروزى خود به مناسبت آغاز سال 1386 سال جديد را به عنوان زيبا و حکيمانه “ اتحاد ملى و انسجام اسلامى “معنون و نامگذارى نمودند.معظم له در بخشى از اين پيام فرمودند:
“ به نظر من امسال،سال “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” است؛يعنى در درون ملت ما اتحاد کلمه همه آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و اصناف گوناگون ملى و در سطح بين المللى انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه آنها”
در رابطه با عنوان و نامگذارى سال جديد که يک خلاقيت و ابتکار از جانب رهبر فرزانه انقلاب اسلامى مى باشد نکات ذيل بايد مورد توجه قرار گيرد:
1. نامگذارى سال جديد در واقع تعيين استراتژى و مهمترين محورى است که تداوم و استمرار انقلاب اسلامى و مواجهه با دشمنان آن و دستيابى به اهداف نظام اسلامى در گرو آن است.
2. نگاه استراتژيک به نامگذارى سال مستلزم آن است که فضا سازى تبليغاتى و ايجاد موج فکرى در مورد نام و عنوان سال تنها بايد به عنوان يک زمينه و مقدمه جهت تحقق فلسفه نامگذارى نگريسته شود.
3. ازآنجا که نامگذارى سال براساس عقبه عقلانى و تحليل قوى تعيين مى گردد،بنابراين خاستگاه و منويات عنوان سال جديد در بيانات نوروزى و مشهد مقدس رهبر حکيم انقلاب اسلامى منعکس مى شود و جامع ترين و دقيق ترين منبع براى تبيين نام سال جديد مى باشد.
4. نگاه استراتژيک به نامگذارى سال مقتضى آن است که راهبردهاى تحقق آن در ابعاد فرهنگي،سياسي،اقتصادى و اجتماعى آن تعيين و عملياتى و حتى نهادينه گردد.
خاستگاه نامگذارى سال 86 به نام “اتحاد ملى و انسجام اسلامي”
رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در پيام نوروزى چهار موضوع را بعنوان مقدمه براى نام گذارى سال جديد مطرح کردند که مبين خاستگاه نامگذارى سال86 بعنوان “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” مى باشد:
1. موقعيت ملى و بين المللى نظام جمهورى اسلامى ايران
مقام معظم رهبرى فرمودند :
“ در يک نگاه جمع بندى شده، من مى توانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض کنم که در سال 85 موفقيت هاى ملت ايران بيش از تلخى ها و ناکامى ها بود؛ پيشرفتهاى ما بيش از توقف ها و سکون هاى ما بود. شادى هاى حوادث بيش از تلخى ها بود. در عرصه داخلى تلاش هاى متراکم براى پيشرفت کشور، در همه جا ديده شد؛ تصميم هاى بجا و خوب از سوى مسئولان و تحرک عمومى در اين زمينه ها، تحرک مطلوبى بود. “
“ در عرصه بين المللى و سياسى جهانى هم پيشرفت هاى نظام جمهورى اسلامى ايران پيشرفت هاى چشمگيرى بود. ملت ما و کشورما به برکت نظام جمهورى اسلامى در دنيا سرافراز شد؛ ابهت ملى ما و نگاه مهربانانه مردم ما نسبت به ملت هاى جهان و ملت هاى مسلمان در همه حوادث آشکار شد؛ عزم راسخ ملى ما در زمينه هاى علمي، در تحرک اقتصادى براى ديگران تا حدود بسيارى روشن شد.”
2. اولويت اول حرکت ملى
مقام معظم رهبرى فرمودند:
“ در سال 86 ادامه حرکت ملى بايد يک ادامه متناسب با نيازهاى ملت ما باشد. اين يک حقيقتى است که ملت ايران بر اثر تسلط قدرت هاى طاغوتى و قدرتهاى فاسد و دولتهاى وابسته يا بى کفايت در طول دهها سال - شايد نزديک به دويست سال - دچار عقب ماندگى هاى زيادى در عرصه هاى گوناگون بوده است. امروز که ملت ايران به برکت اسلام و نظام جمهورى اسلامى به خود آگاهى و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله هاى طولانى را با سرعت طى کنيم. ما فاصله هاى بسيار زيادى باآنچه که شان ايران سربلند و پرافتخار است، داريم؛ اين فاصله ها جز با همت بلند ، جز با اميد بى پايان ، جز با تلاش همه جانبه ملى ميسر نخواهد شد.”
3 .ظرفيت هاى ملى در مواجهه با چالش ها
“ ملت ما هدف روشنى دارد، هدف بزرگ ما “ استقلال ملي،عزت ملى و رفاه عمومى ملت “ است.
همه اينها به برکت اسلام و ايمان اسلامى تحقق يافتنى است. ما اين را تجربه کرديم و دريافتيم.ملت ما ظرفيت بسيار زيادى براى پيمودن راه هاى دشوار به سوى آينده هاى محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملى ما، اگر به طور کامل و همه جانبه مورد استفاده قرار بگيرد، بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه اميدها و آرزوهاى خود دست پيدا کند.
“ بديهى است که يک ملت زنده، با چالش ها مواجه است؛ چالش ها، لازمه زنده بودن است. هر موجود زنده اى بايد هزينه زنده بودن خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا کند. زنده بودن همراه با چالش هاست؛ همراه با مانعهاست؛ از مانع ها بايد عبور کرد. احيانا همراه با دشمنى هاست؛براى دشمنى ها بايد تدبير و انديشه راسخ داشت.عزم قوى را بايد دستمايه اين حرکت کرد.”
4.راه هاى دشمنى دشمنان با مردم ايران و اسلام
“ با نگاه به حوادث و مسائل جهانى به روشنى در مى يابيم که دشمنان ملت ايران درصدد آنند که دشمنى خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند:
يکي؛ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت؛ از بين بردن يکپارچگى ملت ايران و از دست ملت ايران اين نيروى عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلى سرگرم کردن.
دومي؛ايجاد مشکلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينه هاى گوناگون سازندگى کشور ورفاه عمومى خود.”
“ علاوه براين،در سطح دنياى اسلام هم يک تلاش وسيع و عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينکه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر،فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ کنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطه اى از دنيا که ممکن باشد به وجود بياورند.
بنابراين محورهاى چهارگانه در پيام نوروزى رهبر فرزانه انقلاب (موقعيت ملى و بين المللى انقلاب اسلامى ، ادامه حرکت ملى اولويت اول، ظرفيت ملى حرکت ملى و راه هاى دشمنى دشمنان مردم و اسلام ) خاستگاه و مبناى نامگذارى سال 86 به نام”اتحاد ملى و انسجام اسلامي” است زيرا محور اساسى دشمنى استکبار جهانى با انقلاب اسلامى ، موقعيت برتر جمهورى اسلامى در معادلات منطقه اى و بين المللى و استمرار حرکت ملى در راستاى استقلال و عزت و رشد و تعالى علمى و ظرفيت بالاى ملى براى رسيدن به قله هاى اقتدار و قدرت مى باشد و مهمترين عاملى که بستر اصلى حفظ موقعيت نظام، استمرار حرکت ملى و تحقق اهداف نظام مى باشد، در سطح جامعه “ اتحادملي” و در سطح جهان اسلام “انسجام اسلامي” امت اسلامى است.
راهبردهاى “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” در قرآن کريم
1. حل اختلافات به وسيله کتاب خدا
“ کان الناس امه و احده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الکتاب بالحق ليحکم بين الناس فيما اختلفوا فيه”(بقره213)
مردم يک امت واحده بودند و براين اساس خداوند پيامبران را فرستاد تا مردم را بشارت و بيم دهند و همراه آنان کتابى را به حق فرستاد تا ميان آنها نسبت به آنچه اختلاف مى کنند، داورى کنند.
با توجه به اينکه اختلاف در ميان انسانها از همان ابتدا خلقت ميان هابيل و قابيل به وجود آمد بنابراين نمى توان هيچ برهه اى از تاريخ را در نظر گرفت که مردم امت واحده بوده اند. بنابراين مراد از “کان الناس امه واحده” اين است که خداوند در طراحى و مهندسى تکامل انسان وحدت جامعه را به عنوان يک عنصر و عامل مهم مورد نظر قرار داده است و بر اين اساس پيامبران را فرستاده است تا با حل اختلافات مردم بر اساس کتاب الهى ميان آنان وحدت و انسجام ايجاد نمايند.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت 22:21 موضوع | لینک ثابت
سال 86 شايد متفاوت از سالهاي پيشين نامگذاري شد . در واقع امسال نه به خاطر مناسبت تقويمي بلكه به خاطر وجود دو عنصر تخريبي دشمن ، و براي جلوگيري از تهاجم آن ، به رمز يا نام وحدت ملي و انسجام اسلامي ، ناميده شد.
اين دو عنصر عملياتي دشمن عبارت است از :« ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان و اختلاف در جهان اسلام» .
اكنون بايد ديد براي رسيدن به وحدت ملي و انسجام اسلامي در طول يك سال ، چه راهكار هايي وجود دارد:
الف : وحدت ملي :
1. ميهن اسلامي ما ايران از ده ها نژاد و گويش و طايفه تشكيل شده است . تنوع دين و مذهب نيز از ديگر ويژگي هاي اين كشور پهناور است . گرچه هر خطه نامي و هر فرقه ديني و هر طايفه گويشي دارند اما برابر قانون اساسي و اكثريت جامعه و تاريخ گذشته اين سرزمين ، زبان رسمي ، فارسي و دين رسمي ، اسلام و مذهب شيعه است .
جداي هرگونه تعصب و خود محوري ، احترام همه اقوام ايراني به اين موارد رسمي قانون اساسي ، يك اصل مهم در ايجاد اتحاد و همدلي است . چه اين كه همگرايي به سوي نقطه مشترك و تافته جدا بافته نبودن، رمز و لازمه اتحاد است و جز آن عمل كردن به دور از خرد .
رعايت قوانين اسلامي در جامعه ، احترام به باورهاي شيعي و پاسداشت زبان شيرين فارسي ، چيزي است كه هر ايراني با پايبندي به آن قدمي در راه اتحاد برداشته است.
2. واقعيت جامعه متكثر ايراني ، تنوع گرايشهاي ديني مذهبي ، زبان و گويش است . همواره بايد به خاطر داشت كه افتخارات و امتيازات هر دسته و گروهي در مجموعه خود ، محترم و عزيز است و نبايد پافشاري بر مسايل ملي باعث زير پانهادن خرده فرهنگ ها و رسوم محلي شود.
همساني امور فرهنگي به ويژه زبان و ادبيات با حساسيتهاي بومي ، نقش كارسازي در احساس همنوعي ايجاد مي كند . به ديگر سخن ، اهميت دادن به گويشها ، آداب و رسوم محلي و داستانها و قهرمان ها نه تنها موجب جدايي و تشتت نيست بل كه حس احترام مشترك و متقابل را ايجاد مي كند . آنگاه كه يك قوم ايراني خود را ميان ديگر هم وطنان ، داراي شخصيت رسمي و معتبري ببيند، علايق ملي و همگرايي فراگروهي در او تقويت مي شود.
استفاده از زبانها و گويشهاي محلي چون كردي، لري، تركي، عربي و... و نيز ترويج و شناسايي فرهنگهاي بلوچي ، زابلي ، تركمني ، آذري ، گيلكي و... يك فرصت است براي تحريك عواطف پاك اقوام ايراني كه در كنار هم ايران را ميسازند.
3. نكته ديگري كه در هر جامعه انساني قابل فهم و اجراست، حركت به سوي خواست هاي ملي و عزت آور است . جامعه ايراني هنوز از ملي شدن صنعت نفت ، پيروزي انقلاب اسلامي و بيرون راندن سردمداران پهلوي، تسخير لانه جاسوسي و مقابله با استكبار جهاني در هشت سال دفاع مقدس ، به خود ميبالد و افتخار ميكند. تكريم چنين پيروزي ها و نگهباني از چنين روحيه هايي را نبايد به فراموشي سپرد . توليد علم و نهضت نرم افزاري نيز در همين راستا ميتواند علاوه بر پيشرفت كشور ، مايه مباهات و دستاوردهاي غرور آفرين باشد . دانش انرژي هستهاي از همين مقولههاست كه اگر با اعتماد دوجانبه مسئولان و مردم همراه شود فرصتي است تا فرزندان اين ميهن اسلامي ، اهتزاز پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران را در نگاه هر بيگانهاي ، به نمادي از قدرت ، افتخار و شكوه بنمايانند . كاري كه نمونه بسيار نازل آن را در ميادين ورزشي بارها ديده ايم . اين حس مشترك ملي براي هر ايراني در هر كجاي جهان كه باشد شيرين است و نمي توان آنرا محاصره يا مصادره كرد .
انسجام اسلامي :
1. اختلاف عقيده همان قدر كه ميان دو كيش وجود دارد و ميتواند مايه تنازع و درگيري شود، در ميان همكيشان نيز تنشزاست . از اين رو چنانچه در جامعه ، وحدت ملي ، يك ضرورت باشد ، بايد با تسامح در باره نقاط اختلاف برخورد كرد و اشتراكها را پررنگ تر از اختلاف ها ديد . اين نه به اين معني است كه دسته اي از بخشي از باورهاي خود دست بردارد بلكه همزيستي ايجاب مي كند ، حلقههاي اتصال را بيروني تر و گرههاي جدايي را دروني تر چيد.
نگاههاي تكفيري ، انحصار هدايتيافتگي در فرقه خود و تنگ نظريهايي كه در ذات هيچ دين آسماني وجود ندارد، عامل مخرب وحدت است كه عقلاي قوم، دست كم براي جلوه آبرومندي مذهب خود بايستي به تلطيف فضاي ايماني و رفتارهاي مذهبي بپردازند .
2. باز تعريف انديشه و راهكارهاي وحدت ، با تاكيد بر صراحت و شفافيت ، سازه قدرتمندي در ساختار همگرايي و كاهش شكنندگي آن است . اعتماد دوجانبه به رعايت اصول وحدت و وفاداري به ملزومات آن از همين تعريف به دست ميآيد . واضحتر آنكه بايد همه به نتيجه برسيم كه چه انگيزهاي از وحدت داريم؟ منظورمان از وحدت چيست و راهكار و محدوده آن كدام است ؟ بر سر چه چيزي ميخواهيم متحد شويم؟ و تكليف اختلافها چه ميشود؟
نبود منشور جامع و مانع كه مورد اتفاق همه گروهها و دستهها باشد و بدرستي ، مفهوم همسنگري و همزيستي را توضيح دهد ، خود مشكلي است كه سوء تفاهمها و كج فهمهايي را درپيخواهد داشت كه آفت وحدت است . در اين زمينه روشنفكران و علماي اسلامي كه ذهني فارغ از تعصبات جاهلي دارند و ميتوانند به واقعيات بزرگتر و فرامذهبي بيانديشند ، وظيفهاي گران و تاريخي دارند . مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند : «تدوين منشور وحدت اسلامي به همت علماي اسلام، ضروري و مطالبهاي تاريخي است که اگر امروز به اين وظيفه عمل نشود، نسلهاي بعدي ما را مؤاخذه خواهند کرد»
اكنون در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، نيكوست به برخي از اصول پوياي قانون اساسي نگاهي بيافكنيم و اصولي وحدت آفرين كه نبايد از آن غفلت كرد را مرور كنيم :
اصل 11
به حكم آيه كريمه "ان هذه امتكم امه واحده و اناربكم فاعبدون" همه مسلمانان يك امتاند و دولت جمهوري اسلامي ايران مظوف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش نيز به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.
اصل 12
دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثنيعشري است و اين اصل اليالابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل ميباشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) و دعاوي مربوط به آن در دادگاهها رسميت دارند و در هر منطقهاي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب.
اصل 13
ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي تنها اقليتهاي ديني شناخته ميشوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل ميكنند.
اصل 14
به حكم آيه شريفه "لاينهاكمالله عنالدين لم يقاتلوكم فيالدين و لميخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوااليهم انالله يحبالمقسطين" دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كساني اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند.
اصل 15
زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانههاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است.
اصل 16
از آنجا كه زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي كاملا با آن آميخته است اين زبان بايد پس از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در همه كلاسها و در همه رشتهها تدريس شود.
اصل 17
مبداء تاريخ رسمي كشور هجرت پيامبر اسلامي (صليالله عليه و آله وسلم) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است، اما مبناي كار ادارات دولتي هجري شمسي است. تطعيل رسمي هفتگي روز جمعه است.
اصل 18
پرچم رسمي ايران به رنگهاي سبز و سفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي و شعار "الله اكبر" است.
اصل 19
مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود.
اصل 20
همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت و موازين اسلام برخوردارند.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت 22:9 موضوع | لینک ثابت
اتحاد به عنوان مهمترين راهبرد براي جامعه پذيري و امت سازي در آموزه هاي قرآني و نبوي مورد اهتمام و توجه بوده است.براي ساخت امتي يگانه با ويژگيها جامعه نمونه و برتر نياز به بازسازي در بينش و نگرش مردماني است كه به طور فطري گرايش به اختلاف و استخدام ديگري و بهره كشي از هم نوع دارد
اتحاد راهبرد جامعه پذيري و امت سازي
اتحاد به عنوان مهم ترين راهبرد براي جامعه پذيري و امت سازي در آموزه هاي قرآني و نبوي مورد اهتمام و توجه بوده است. براي ساخت امتي يگانه با ويژگي ها جامعه نمونه و برتر (امت شاهد) نياز به بازسازي در بينش و نگرش مردماني است كه به طور فطري گرايش به اختلاف (مطهري، آشنايي با سوره هاي قرآن، سوره انفال) و استخدام ديگري و بهره كشي از هم نوع دارد. اين مسئله در ميان اقوام پراكنده جزيره عربستان به جهاتي تشديد مي شود؛ زيرا محيط سخت و زمخت عربستان و كمبود منابع آبي و غذايي، دسترسي آسان و كامل به مواد و منابع مورد نياز را كاهش مي داد و رقابت را در ميانشان تشديد مي كرد. هر كس براي كوچك ترين مسئله به خود اين اجازه را مي داد كه به كشتن طرف مقابل اقدام كند و براي شتري جنگ صدساله راه اندازي نمايد. همان گونه كه بستر طبيعي و غريزي براي اختلاف در اين منطقه جغرافيايي فراهم تر بود، عوامل همبستگي و اتحاد نيز تقليل مي يافت. گزارش هاي مورخان و قرآن بر اين مسئله دلالت مي كند كه عوامل واگرايي اجتماعي در ميان اقوام عربي ساكن در منطقه بيش از آن بود كه همگرايي را تقويت كند و جامعه به شكل واقعي و درست آن را سبب گردد. جامعه مجموعه انسان هايي است كه به علل و عوامل خوني، قبيله اي، نژادي و فرهنگي براي كسب اهداف و منافع عالي تر كه امكان آن به طور فردي فراهم نيست گرد هم مي آيند و با كاهش واگرايي و عوامل ايجادي آن مي كوشند تا به اشكال گوناگون چون قانون نوعي اتحاد را در محور اهداف مشترك پديد آورند. اين عوامل در منطقه عربي و اقوام پراكنده آن چنان نادر و يا كم بوده است كه تنها نوعي قبيله گرايي و جامعه ابتدايي خوني را ايجاد مي كرد. از اين رو در گزارش هاي تاريخي مي يابيم كه اين اقوام در واحدها و آبادي هاي پراكنده اي به گونه همزيستي را در پيش گرفته بودند كه در اصطلاحات سياسي امروز از آن به جنگ سرد و صلح مسلح ياد مي كنند. در يثرب (مدينه) آن روز دو گروه خوني و قبيله اي زندگي مي كردند كه همواره سر نزاع و جنگ با هم داشتند. هر چند كه برخي عامل يهوديان عرب را عامل مهم و تأثيرگذار در دامن زدن به اختلاف ميان اوس و خزرج مي دانند ولي به نظر مي رسد كه اين عامل تنها عامل براي اختلافات موجود در يك جامعه كوچك چند هزار نفري نبوده است؛ زيرا همين اختلاف در جامعه كوچك تر كه مي توان در اصطلاح امروزي از آن به شهرك ياد كرد ديده مي شود. در طائف حالت صلح مسلح چند دهه بلكه شايد سده اي ادامه داشت و ميان اقوام مكه نيز وضعيت بهتري تحقق نداشت. عصبيت و غرور قومي و مهر شديد به خون و اقوام نزديك خوني نه براي همدلي و همراهي بلكه براي كسب برتري و برآورد نيازها به شدت وجود داشت. اين همكاري ها و كمك ها به تعبير استاد شهيد مطهري مانند همكاري سرمايه دارهاست كه با كسب هدف و دست يابي به آن كاهش مي يابد و يا از هم فرو مي پاشد. از اين رواست كه مي بينيم با افزايش قدرت اشخاص و يا برخي قبايل مانند ابوسفيان و قريش، ارتباط و همكاري و هماهنگي ها در مكه از هم مي پاشد و هركس مي كوشد تا بهره اي بيش تر از اموال و قدرت را به خود اختصاص دهد. عصبيت در چنين جامعه اي نيز ابتدايي بود و هيچ گاه از قوم و خويش و درنهايت عشيره و گاه قبيله بالاتر نرفت و به عصبيت قومي و يا ملي تبديل نشد. از اين رو همگرايي و اتحاد در ميان آنان نيز در مرز جامعه قبيله اي ماند و از آن فراتر نرفت.
پيامبر(ص) در چنين جامعه اي زندگي مي كرد، جامعه ابتدايي فاقد هرگونه قانون نوشته شده اي كه بتواند به تخاصمات و نزاعي ولو كوچكي پايان دهد. سنت هاي قبيله اي و قومي كه با شدت مراعات مي شد و در حكم قوانين نوشته شده و سخت تر به مورد اجرا گذاشته مي شد، تنها در راستاي حقوق اشراف و نخبگان جامعه بود. از اين رو هرگاه با خواسته هاي اشراف در تضاد قرار مي گرفت به آساني كنار نهاد مي شد و قوانين ديگري به طور دايم و يا مقطعي جايگزين مي شد.
راهكارهاي قرآني براي همگرايي
پيامبر اسلام(ص) برپايه آموزه هاي قرآني نخست به بازسازي بينشي و نگرشي قوم اقدام كرد. براي اين مهم در مفاهيم نيز دست برد و با استفاده از واژگان موجود در فرآيند زماني و پيچيده اي مفاهيم جديدي را به مردمان القا كرد. براي شناخت درست و تحليل دقيق از عملكرد قرآني پيامبر(ص) در ساخت جامعه اي يگانه و امتي واحد به خوانش يكي از راهكارهاي قرآني كه از سوي پيامبر عملياتي شده است مي رويم. بنابراين با توجه به عملكرد مثبت و سازنده اين روش و شيوه در جامعه سازي و امت سازي، نگاهي گذرا به مساله انصار و مهاجر و امت سازي در مدينه به عنوان جامعه نمونه و مسلمانان صدر اسلام در اين شهر به عنوان امت نمونه و شاهد توجه مي دهيم.
1-قرآن و امت سازي
امت در تعبير و اصطلاح قرآني، گروهي همسان در دين، آيين، زمان و مكان و ديگر مشتركات انساني است. (بقره آيه 821 و مائده آيه 84 و مانند آن) اين اصطلاح هرچند با جامعه در اصطلاح امروزي مشابهت هايي دارد ولي تفاوت هاي محسوسي نيز در ميان است كه نمي توان آن را ناديده گرفت. جامعه در اصطلاح جامعه شناختي، گروه سازمان يافته اي از اشخاص و افراد انساني هستند كه با هم در سرزمين مشترك زندگي مي كنند و با همكاري در گروه ها نيازهاي اجتماعي ابتدايي و اصلي خود را تامين مي نمايند و با مشاركت در فرهنگي مشترك و يكسان به عنوان يك واحد اجتماعي از ديگر جوامع متمايز مي شوند. (مباني جامعه شناسي، مجيد مساواتي، تبريز، 2731، ص 142) اما امت گروه خاصي از پيروان يك دين يا يك عصر به سبب همساني در نوع خاصي از عملكرد و يا رويكرد فكري هستند. (الميزان ج 6 ص 39) اين امت در نگرش قرآني داراي حيات و زندگي است كه لحظه اي همانند زندگي انسان ها پايان مي يابد. (اعراف آيه 34) و به عنوان يك حقيقت داراي كتاب و نوشته مخصوصي است كه در قيامت به سوي آن خوانده مي شود. (جاثيه آيه 28) و داراي فهم و شعور است (انعام آيه 108) و براي عمل هر جامعه و امتي عذابي مشترك و عمومي است (غافر آيه 5) در ضمن قرآن براي امت ها، سنت هايي نيز اثبات مي كند كه مي توان به سنت ارسال پيامبران، هلاكت امت پس از اتمام حجت و تغيير در سرنوشت امت ها بر اثر عملكرد جامعه و مانند آن اشاره كرد.
قرآن يكي از اهداف پيامبر را امت سازي مي نامد و نشان مي دهد كه چگونه و به چه روشي پيامبر اعظم(ص) به آن دست يافت و امت شاهد و نمونه اي را در مدينه ايجاد كرد كه مي تواند الگو براي جوامع ديگر به ويژه امت اسلامي در روزگار ما باشد كه از معنا و مفهوم امت تنها اسم و نامي از آن و پوستين بدون محتوا به جا مانده است. از اين رو براي دست يابي به امت اسلامي واقعي و مطلوب مي بايست دوباره با الگوبرداري از روش پيامبر به ايجاد امت اسلامي واقعي و نمونه اقدام شود.
قرآن امت اسلامي در عصر پيامبر را بهترين امت و جامعه اي دانسته است كه تا آن زمان تشكيل شده بود. اين امت وسط (بقره آيه 143) و شاهد و نمونه (همان) از چه خصوصيات و ويژگي هايي برخوردار بوده است كه مورد ستايش خداوند قرار گرفته است؟
از ويژگي هايي كه قرآن براي امت نمونه و شاهد بيان مي كند، اين است كه در كارهاي يك ديگر نظارت مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند (آل عمران آيه 104)، تعاون بر خير و تقوا در ميان ايشان اصالت دارد: تعاونوا علي البر و التقوي)، برادري ايماني در ميان ايشان در آن حد و اندازه است كه از خود مي گذرند و ايثار مي كنند. در جستجوي وضعيت يك ديگري به تجسس و جاسوسي اقدام نمي كنند، غيبت و تهمت و افترا در ميانشان نيست، اختلافات جزيي و كلي را با حكميت و يا رجوع به قانون حل و فصل مي كنند و در ميانشان شمشير قضاوت نمي كند، جان و مال و عرض يك ديگر را محترم مي شمارند و امنيت اقتصادي، سياسي، اجتماعي را براي يكد يگر و جامعه فراهم مي آورند و عوامل ايجادي آرامش و آسايش در جامعه را تقويت مي كنند. در همه امور اصل بر تقوا و عدالت و قسط نهاده مي شود و عفو و گذشت را حتي نسبت به قاتل در نظر مي گيرند و اصالت را به قصاص و قتل نمي دهند هرچند كه قصاص و امور ديگري از اين دست حق ايشان است. به يك معنا از حق خويش براي تقويت همبستگي مي گذرند و اصول همدلي و همراهي را در خود تقويت مي كنند. از يك ديگر انتقام نمي گيرند و ... بسياري ديگر از مسايلي كه در قرآن بدان پرداخته و به تفصيل توضيح داده شده است.
2- مهاجران وانصار؛ واگرايي و همگرايي
انصار كه اصطلاح خاصي در فرهنگ اسلامي و قرآني است، بيانگر حالت عالي از همدلي و همگرايي و هم فكري امت اسلامي است. اگر بخواهيم به مسئله اشاره داشته باشيم كه بتواند بهترين شاهد براي امت سازي قرآني پيامبر باشد همدلي و همگرايي است كه در شكل و قالب انصار در مدينه شكل گرفت. انصار كه نامي براي مسلمانان مدينه از اوس و خزرج به شمار مي آيد، در زماني شكل گرفت كه امت در حال شكل گيري بود. اوس و خزرج دو قبيله ساكن در شهر يثرب پيش از اسلام همواره در جنگ و ستيز بودند و هرگز جامعه مدينه به شكل درست آن پيش از ورود اسلام شكل نگرفت؛ زيرا دست كم سه گروه متخاصم در مدينه زندگي مي كردند كه اجازه پديداري مفهوم جامعه را به اين اشخاص نمي داد. در حقيقت گروه هاي متخاصمي بودند كه تنها در يك سرزمين به جهت آب و آباداني ابتدايي گرد آمده بودند و به جاي همگرايي به رقابت مي پرداختند. از اين رو در برابر تهاجمات بيروني بسيار ضعيف و سست عمل مي كردند. پيامبر پس از ايجاد د گرگوني در بينش و نگرش مردم مدينه، به تقويت اصول همدلي همت گماشت و با برنامه دقيق و حساب شده اي توانست واگرايي را در ميان ايشان از ميان بردارد. پيامبر(ص) در پيمان هاي متعددي سران اوسي (بني عبدالاشهل) و خزرجي (بني سلمه) را به گونه اي در كنار هم نهاد كه با هم يك دل و يك رنگ شدند. اختلاف چند دهه و يا سده تبديل به وفاق همدلي شد. اين گونه شد كه انصار به عنوان يك واژه براي دو قبيله متنازع شكل گرفت و پايه هاي اساسي امت نهاده شد. انصار به معناي ياران پيامبر به جاي خزرجي و اوسي نشست و از اين زمان است كه مي بينيم ديگر سخن از قوميت و قبيله در اسناد و گزارش هاي عصر نخست نيست و در همه جا به جاي ياد كرد از قوم و قبيله از واژه و اصطلاح انصار ياد مي شود. اين مسئله نشان مي دهد كه پيامبر(ص) براي از ميان بردن اختلاف قومي و قبيله اي حتي در كاربرد واژگان دقت مي كرد. كاربرد اوسي و خزرجي مي توانست به اختلافات دامن بزند و ياد كرد آن دامنه خاطرات گذشته را به امروز بكشاند. از اين رو به جاي كاربرد اوسي و خزرجي از واژه انصار استفاده كرد كه بيانگر محتوايي ديني بود. كاربرد اين واژه در آيات قرآني براي انصار نوعي احساس ويژه را در ميان اهالي مدينه برمي انگيخت. در آيات مدني قرآن كريم اين واژه در 7 مورد تكرار شده است كه در آن از اقوام و گروه هاي ساكن مدينه خبر مي دهد. مقايسه انصار با انصار حضرت عيسي(ع) مي توانست حس معنوي ويژه اي را در ميان بوميان مسلمان يثرب برانگيزد، به گونه اي كه آنان خود را ياران و سربازان خداوند احساس كنند و بر ايمان و نگرش آنان به زندگي تاثير عميق و ژرف برجاي نهد. (آل عمران آيه 52 و نيز صف آيه 14)
رديابي كاربرد اين واژه نشان مي دهد كه مسلمانان بومي مدينه در سال هاي دوم و سوم به اين نام جديد خوانده شدند. پيش از اين آنان هرچند كه به عنوان پناهندگان از اعتبار خاصي برخوردار شده بودند ولي به عنوان يك گروه همدل ايماني از آنان ياد نشده بود. در زمان جنگ بدر آنان نه تنها به اين مفهوم جديد اعتبار معنايي خاصي بخشيدند، از اين رو به عنوان امتي همدل و همراه در عرصه انديشه و عمل خودنمايي كردند و مورد ستايش خداوند قرار گرفتند.
اين نخستين اقدام پيامبر اعظم(ص) در ساخت هسته نخست امت اسلامي بود. سپس پيامبر اكرم(ص) با حضور مهاجران، با ايجاد پيمان برادري ميان انصار و مهاجر گام بعدي را برداشت. انصار به نوعي مهاجران را در مدينه پذيرفتند و آنان را هم چون برادران خوني و قبيله اي گرامي داشتند. كاستي هايشان را جبران كردند و زمينه ادامه زندگي و حيات ايشان را در مدينه فراهم آوردند. آنان مهمانسرايي براي اسكان موقت مهاجران ايجاد كردند و از بهترين محصولات و امكانات خود براي پذيرايي مهاجران استفاده نمودند. (بقره 267) برخي از ايشان در ميان تيره هاي گوناگون انصار توزيع شدند و انصاريان در رقابت با همديگر براساس قرعه حمايت از خانواده هاي مهاجر را به عهده گرفتند. (الطبقات ج 13 ص 369)
انصار دارايي و خانه خود را در اختيار مهاجران قرار داده و آنان را در محصولات كشاورزي خود شريك كردند و برخي از آنان زمين هاي پيرامون منازل مسكوني خود را به پيامبر بخشيدند. اين روابط ميان انصار و مهاجران با پيمان برادري تقويت شد. (همان ج 3 ص 174 و 523 و ديگر كتب سيره و تاريخ) در آغاز برنامه بر اين بود تا از يكديگر ارث برند كه چنين نيز اتفاق افتاد تا اين كه بعدها احكام تغيير يافت و تنها خويشان از يكديگر ارث بردند. (انفال آيه 75)
حمايت هاي همه جانبه انصار از مهاجران، روحيه همدلي و هم فكري را تقويت كرد و امت شاهد شكل گرفت. در گزارشي از پيامبر از اين همدلي و رفتار شايسته ميان انصار و مهاجران به محبت والدين به فرزند تشبيه شده است. (المستدرك ج 4 ص 83) البته گاه تنش هايي به علل مختلف به ويژه به جهت عامل نفاق رخ مي داد كه در آيات سوره منافقان به آن اشاره شده است. پيامبر(ص) كوشيد تا با آشكار كردن روش هاي منافقان، ريشه هاي اختلاف را بخشكاند. اين گونه شد كه امت با تشكيل دسته انصار و مهاجران شكل گرفت. اندك اندك با ايجاد وفاق و ارتباط نسبي و مانند آن، انصار و مهاجر، ارتباط خويش را افزايش دادند. تجربه هاي مشترك، فرهنگ و تمدن مشترك و راه و روش و دين مشترك موجب شد تا اين عوامل تقويت و تحكيم گردد.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت 20:3 موضوع | لینک ثابت
مقام معظم رهبري سال 86 را بنا به رويه سال هاي گذشته سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نامگذاري نمودند. از نظر معظم له اين رويه يك نوع هدف گذاري است كه شناسه راهبردي نظام را در آن سال مشخص مي سازد و دستگاه هاي اجرايي، قانونگذاري و قضايي با تدارك طرح ها، لوايح، آئين نامه ها و مقررات اداري و رسانه هاي كشور در مسير نهادينه شدن آن الگوها بايد با تبيين و تشريح ضرورت ها و نيازهاي استراتژيك كشور، بستر مناسب را جهت تدوين الگويي جامع همراه با ضمانت هاي لازم را فراهم سازد.
از سوي ديگر پايان هرسال به معناي پايان فلسفه وجودي آن نامگذاري نبوده و نخواهد بود، بلكه پايان هرسال و آغاز سال ديگر بايد به عنوان زيربناي شكل گيري زنجيره اي وثيق و مستحكم از مطالبات رهبري باشد كه با گذشت زمان، هرسال بر حلقه هاي آن مطالبات افزوده شده و حجم و ضرورت برآورده شدن آن مطالبات نيز دوچندان شود.
درهر ملتي وحدت و همبستگي مردم موجد تلاش مشترك براي دست يابي به اهداف ملي و مانع بروز طغيان ها و كينه توزي ها مي شود. اين مهم راه رسيدن به سعادت را كه غايت و نهايت محسوب مي شود فراهم مي كند. از نظر لغوي وحدت به معني اتحاد، توافق و هماهنگي است. با توجه به تعريف فوق مي توان وحدت ملي را اشتراك همه افراد يك ملت در آمال و مقاصد خويش دانست به گونه اي كه به منزله مجموعه واحدي به شمار آيند. انديشمندان علوم سياسي وحدت ملي را از اركان قدرت سياسي دانسته اند كه از چگونگي واكنش مردم در دفاع از منافع ملي و مصالح كشور حكايت مي كند. در شرايط و موقعيت بسيار حساس كنوني كشور دشمنان ملت ايران تمام امكانات و ابزارهاي انحصاري بين المللي خود را بكار گرفته اند تا به طرق مختلف به امنيت و وحدت ملي ايران اسلامي ضربه بزنند و در ميان صفوف مردم تفرقه ايجاد كنند تا بتوانند نفوذ و سلطه استعماري خود را براي هميشه بر ملت تحميل نمايند.
ما درسال گذشته، شاهد اجراي پروژه جديد آمريكائي ها در گسترش سفره بحران و فشار بر كمربند امنيتي ايران بوديم. براساس داده هاي اين پروژه كه حاصل مطالعات و نشست هاي متعدد مؤسسات پژوهشي ايالات متحده همچون آمريكن اينتر پرايز، شوراي روابط خارجي، كارنگي، هريتيج و چند دانشگاه ديگر آمريكايي است، از ايران به عنوان يك هدف سخت نام برده شده كه حمله نظامي و اشغال آن با هدف تغيير رژيم، امري ناممكن مي باشد، از اين رو ايالات متحده براي مهار و تغيير رفتار جمهوري اسلامي ايران، چاره اي جز روي آوردن به سياست مهار و جنگ سرد ندارد. اين سياست مبتني بر تعامل همراه با درگيري، بحران آفريني، ناامن سازي، تماس محتاطانه و گزينشي، حمايت از اپوزيسيون داخلي و خارجي، دامن زدن به نافرماني مدني و... مي باشد.
از اين رو اتخاذ شعار اتحاد ملي كه بيشتر با اوضاع و احوال داخلي كشور مرتبط است مي تواند در راستاي توجه جدي به موارد ذيل باشد:
- ورود به مرحله سرنوشت ساز مسئله هسته اي ايران
- در پيش بودن انتخابات مهم هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي
- وجود برخي ناامني ها در كشور از قبيل حوادثي چون تاسوكي زابل، بمبگذاري زاهدان، انفجارهاي خوزستان، آشوب هاي آذربايجان، تجمعات معلمان، اعتصابات صنفي رانندگان اتوبوس هاي شهري و... كه همگي در راستاي سياست بحران آفريني آمريكا در ايران است.
- تلاش گسترده دولت و ملت براي تحقق برنامه هاي چشم انداز 20 ساله از سوي ديگر فلسفه انتخاب شعار انسجام اسلامي نيز مي تواند به دلايل ذيل اتخاذ شده باشد:
- در كنار پروژه برهم زدن يكپارچگي عمومي در داخل، غرب طرح انزواي سياسي ايران در منطقه جهان اسلام و فضاي بين المللي را هم دنبال مي كند.
- رشد روزافزون درگيري شيعه و سني در عراق و منطقه و تحريك دولت ها و علماي اهل تسنن از طريق بزرگنمايي در موازنه قدرت شيعيان
- بن بست حاصله در اعمال فشار بر دولت حماس جهت به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي
- تلاش آمريكا براي تشكيل ائتلاف منطقه اي عليه جمهوري اسلامي
- ناكامي غرب در حذف مقاومت لبنان از طريق عمال داخلي اين كشور
با درك موارد فوق است كه رهبر معظم انقلاب در كنار «اتحاد ملي» بر موضوع انسجام اسلامي نيز تاكيد مي نمايند. در واقع سكاندار نظام اسلامي، راهبرد اداره نظام را معطوف به مرزهاي سياسي و جغرافيايي ايران نكرده و دايره آن را به كشورهاي منطقه و جهان اسلام نيز گسترش داده است.
نامگذاري سال 85 به سال پيامبر اعظم(ص) كه پس از توهين هاي برنامه ريزي شده غرب به ساحت مقدس آن حضرت صورت پذيرفت لذا نامگذاري سال 86 به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نشان مي دهد كه رهبري نظام، در اداره كشور نگاه ويژه اي نيز به تحولات منطقه، جهان اسلام و حوزه هاي بين المللي دارند از اين رو با اشاره به شرايط ويژه اي كه بر جهان اسلام حكمفرماست، معظم له يكپارچگي دنياي اسلام را در برابر توطئه هاي دنياي غرب مطالبه مي نمايند، مطالبه اي كه نقطه آغازين آن مي تواند با طرح تدوين «منشور اتحاد جهان اسلام» كه ايشان در خجسته سالروز ميلاد پيامبر رحمت و عطوفت حضرت محمد مصطفي(ص) مطرح فرمودند كليد زده شود.
با اين وجود برخي از راهكارهاي تحقق اين شعار حكيمانه نيز مي تواند به اين شرح باشد.
- عمل به دستورات و تعاليم الهي، قرآن كريم و عترت مطهر (واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)
- توجه جدي به مقوله كار و تلاش و توليد علم
- مقابله جدي با توطئه هاي اختلاف برانگيزانه دشمنان
- توجه جدي به سند چشم انداز 20 ساله كشور
- جلوگيري از ايجاد شكاف ميان ايران و كشورهاي همسايه
- تعميق عميق جايگاه اتحاد و وحدت اسلامي در ميان دولت ها و كشورهاي اسلامي
- تلاش مضاعف دولت هاي اسلامي براي رفع مناقشات و مشكلات فلسطين، عراق، لبنان و افغانستان
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 22:52 موضوع | لینک ثابت
چكيده: امام خميني (ره) احياي اسلام ناب محمدي(ص) را به دور از التقاط و تحجر و پيرايه هاي خرافي و روشنفكري به عنوان راهكار بازيابي عظمت و موتور محركه جهان اسلام به سمت ترقي و پيشرفت مي دانستند.به اعتقاد امام خميني(ره) اسلام ناب محمدي«ص» قادر است حجاب ها و مرزهاي اقليمي، علايق ملي، منافع فردي و وابستگي هاي فكري و فرهنگي را به كنار بنهد و بدون تعلق به فرهنگ، نژاد و زبان ويژه اي، «امت» را در كانون واحدي گرد آورد. اسلام ناب داراي قاعده بسيار پايداري در ميان لايه هاي آسيب پذير و محروم جامعه كه تحولات بنيادين را در نظام هاي اجتماعي - سياسي مورد حمايت و پشتيباني قرار مي دهند است.
مقدمه
سال 86 را مقام معظم رهبري سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميدند. بدون ترديد شرايط محيطي اعم از داخلي، منطقه اي و بين المللي در اين نام گذاري سهم بسزايي دارند. در اين راستا آنچه كه براي مسئولين، نخبگان، صاحب نظران، و رسانه ها مهم است تبيين سخنان مقام معظم رهبري است تا سال 86 را با اتحاد ملي قويتر و انسجام اسلامي مستحكمتر سپري نماييم. مقاله حاضر گامي است در اين جهت تا راهبرد اتحاد ملي و انسجام اسلامي از ديدگاه حضرت امام(ره) هرچه بيشتر مورد كنكاش و تبيين قرار گيرد. اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
براساس ديدگاه حضرت امام خميني(ره) ايجاد تحول در جامعه اسلامي و رهاندن آن از واگرايي بدون ترسيم برنامه فراگير و ريشه دار بر مبناي اصول ديني امكان پذير نيست. وضعيت فعلي جهان اسلام و نابساماني هاي موجود در آن معلول دلايل گوناگون از جمله عوامل زير است:
1) انحطاط فكري و تزلزل اعتقادي مسلمانان.
2) سلطه قدرت هاي استكباري و رژيم هاي استبدادي بر مقدرات ملت ها
كه همه در راستاي فرآيند تغيير هويت امت اسلامي و نيز چپاول ثروت ها منابع زيرزميني آنها حركت مي كنند. رهايي از وضعيت اسفبار كنوني جز در سايه قطع ريشه هاي انحطاط ميسر نيست كه اين امر نيازمند بسيج گسترده ملت ها و حكومت هاي اسلامي در چهارچوب يك استراتژي روشن و فراگير است. جهان اسلام به مثابه مجموعه واحد و برخوردار از ديرينه تاريخي، فرهنگي و سياسي مشترك، ناگزير از بازگشت به اصالت تاريخي و فرهنگي مي باشد. البته دست يابي به اين هدف مستلزم شناسايي مؤلفه هاي برجسته هويت ديني و ملي و اتكاء به درون است. در انديشه امام خميني(ره) گسترش انقلاب فكري-فرهنگي باعث شكل گيري باورهاي مشترك در سطح عمومي مي گردد. اين جهش در دو سطح قابل پيش بيني است كه در هر دوي آنها نخبگان ديني و ملي نقش راهبردي داشته و مسئوليت پيشاهنگي و هماهنگي را بر دوش خواهند كشيد.
از اين رهگذر سنگين ترين وظيفه در راستاي ايجاد انسجام اسلامي و اتحاد ملي متوجه انديشمندان خواهد بود. يعني نخبگان پيش از دعوت مردم به انسجام خود بايد به اين راهبرد دست يافته و تعريف روشني از الزامات و حوزه هاي آن را تدوين و به جامعه اسلامي عرضه دارند. بدون ترديد اختلاف و افتراق نخبگان در حوزه تعاريف انسجام اسلامي و تصلب و اتكاي بيش از حد آنان بر عناصر تمايز ، جامعه را در دست يابي به اين هدف آرماني ناكام خواهند ساخت.
سطح اول راهبرد انسجام اسلامي: ايجاد چارچوب فكري و فرهنگي
براي سازماندهي جريان فراگير رشد و تحول فرهنگي وجود روابط مستحكم ذهني و معنوي ميان ساير اعضاي جامعه ديني و هدايت آن به سوي هدف مشخص و واحد، امر بسيار ضروري است.
حركت به سمت انسجام اسلامي بدون پشتوانه علمي و نظام فكري يكپارچه و خلاق كه ارزش ها، باورها و هنجارهاي يكساني را توليد كند، امكان ندارد. اين نظام اعتقادي و فكري بايد برخوردار از دو ويژگي زير باشد:
الف) تقويت انگيزه مبارزه جويي با استعمار خارجي و استبداد داخلي متكي به دشمن
ب) حفظ همگرايي و انسجام در درون ملت ها
البته اين دو ويژگي وابسته به وجود يك نظام فكري و ارزشي مبتني بر اصول و مباني ديني است.
حضرت امام خميني(ره) بعنوان يكي از نخبگان برجسته جهان اسلام با درك اين مهم بدنبال يافتن آلترناتيو مناسب ديني بود كه بتواند از رهگذر آن خلأ فكري موجود در جوامع اسلامي را جبران نمايد. ايشان در نجف اشرف نخستين شالوده يك نظام فكري- سياسي را پايه گذاري و ايده حكومت اسلامي را بر مبناي فقه سياسي در حوزه علميه مطرح كرد. نظام مورد نظر امام خميني(ره) بر سه پايه و مفهوم اساسي بنا نهاده شده است:
1)اسلام
2)استقلال
3)آزادي
سه مفهوم فوق از عناصر مؤثر نسخه درمان دردهاي مزمن و نابساماني هاي جهان اسلام چه در گذشته و چه حال بشمار مي آيند. باز توليد و فرآوري اين مفاهيم امكان بازسازي هويت غبار گرفته و تخريب شده تمامي ملل اسلامي را فراهم مي كند و دريچه اي براي انسجام اسلامي و روابط دوستانه ميان كشورهاي مسلمان خواهد گشود.
به باور امام خميني(ره) علت چالش ها و ريشه آشفتگي ها در جهان اسلام، دوري دولت ها و ملت هاي اسلامي از آموزه هاي اسلام و واقع شدن مسلمانان از زير يوغ سلطه قدرت هاي استكباري همچون آمريكا و نيز استبداد رژيم هاي وابسته داخلي است.
امام يگانه راه برون رفت و رهايي مسلمانان از مشكلات عصر را بازيابي مفاهيم «اسلام»، «استقلال» و «آزادي» مي داند. به همين جهت امام از نخبگان ديني و اجتماعي كه توانايي بيان تفسير درست و جامع از متن تعاليم غني اسلام را داشته و ملتزم به استقلال و آزادي بوده و آزمون خوبي از خود نشان داده اند. مي خواهد در راستاي مفاهيم سه گانه مذكور گام بردارند.
«علماي اسلام وظيفه دارند از احكام مسلم اسلام دفاع كنند و از استقلال ممالك اسلامي پشتيباني نمايند، از ستم كاري ها و ظلم ها اظهار تنفر كنند»1
اسلام در نظام فكري و انديشه امام خميني(ره) فضاي بسيار پويا، گسترده و فعال دارد اما اسلام ناب و سرزنده اي كه دين، سياست و علم را مكمل يكديگر بداند. امام احياي اسلام ناب محمدي(ص) را بدور از التقاط و تحجر و پيرايه هاي خرافي و روشنفكري بعنوان راهكار بازيابي عظمت و موتور محركه جهان اسلام به سمت ترقي و پيشرفت مي داند. به اعتقاد، امام خميني(ره) اسلام ناب محمدي«ص» قادر است حجاب ها و مرزهاي اقليمي، علايق ملي، منافع فردي و وابستگي هاي فكري و فرهنگي را به كنار بنهد و بدون تعلق به فرهنگ، نژاد و زبان ويژه اي، «امت» را در كانون واحدي گرد آورد. اسلام ناب داراي قاعده بسيار پايداري در ميان لايه هاي آسيب پذير و محروم جامعه كه تحولات بنيادين را در نظام هاي اجتماعي - سياسي مورد حمايت و پشتيباني قرار مي دهند دارد.
براساس فرموده حضرت امام خميني (ره):«اسلام ناب محمدي (ص) اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام. نابودكننده اسلام رفاه و تجمل و اسلام التقاط و اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام آمريكايي مي باشد»2
از ديدگاه امام (ره) اسلام ناب محمدي كه توانايي راهبري فكري دنياي اسلام و بسيج توده ها درعصر مدرنيسم و پست مدرنيسم را داراست. از ويژگيها و شاخص هاي ذيل برخوردار است.
1) اسلام وارسته از تعلقات و سلايق شخصي كه به همه انسانها بطور يكسان مي نگرد.
2) داراي وجه سياسي و حكومتي بوده كه اساسي ترين رسالت آن بناي حاكميت اسلامي و تعهد در خصوص سامان دهي به امور اجتماعي و سياسي امت اسلامي است.
3) اسلام مبارزه و قيام بر ضد سلطه استكبار و استعمار جهاني در تمامي ابعاد آن اعم از اقتصادي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و ...
4) دفاع از كرامت و منزلت انساني و آزادي هاي فردي و تلاش درراستاي دگرگوني سلطه طاغوت هاي زمانه.
5) ايجاد كننده همگرايي و انسجام ميان همه مسلمانان در چهارچوب تئوري امت واحده.
6) ارزش نهادن به كار و عنصر تلاش در راستاي تامين رفاه عمومي و محروميت زدايي.
اسلام ناب محمدي در فكر امام (ره) مجموعه اي در هم تنيده با ابعاد فكري و عملي است كه به شكل گسترده و همه جانبه و برنامه اي منسجم با زندگي انسان ارتباط تنگاتنگ دارد. البته اين اسلام اگر به درستي و بر مبناي صحيح براي ملت ها تبيين و عرضه شود مي تواند عزت و عظمت را دوباره به جامعه اسلامي بازگرداند. امروز آنچه بر ملت هاي مسلمان مي آيد ناشي از دوري آنان از اسلام ناب و تمسك به اسلام آمريكايي است كه نمونه هاي زيادي از پيامد چنين رخداد تلخي را مي توان برشمرد:
¤ اعطاي پايگاههاي نظامي به آمريكا براي تصاحب و چپاول منابع حياتي جهان اسلام.
¤ ترويج تكفير و برادركشي در ميان مسلمانان بنام دين و ارائه چهره اي خشن از مذهب.
¤ خلط مسائل قوي و نژادي با دين و ايجاد خط كشي ميان مسلمانان بعنوان عرب و غيرعرب.
¤ ترويج خرافات و موهومات در راستاي شكستن حرمت ها و قداست ها.
¤ پذيرش حكومتهاي استبدادي و فاسد و تن دادن به ظلم و ستم
¤ اختلافات و تنش هاي قومي و ترويج ناسيوناليسم
¤ رواج جريان روشنفكري و ليبراليسم سياسي، ديني، و اقتصادي در درون و متن جهان اسلام با هدايت دولتهاي مستبد داخلي.
نكات فوق تنها گوشه اي از نابساماني هاي جهان اسلام است كه ناشي از دوري ملت ها و دولت ها از اسلام ناب محمدي (ص) مي باشد.
استقلال: مفهوم محوري دوم در انديشه و نظام فكري امام خميني (ره):
استقلال عنصر اساسي بيداري، خوديابي و آزادي ملت هاي مسلمان از يوغ سلطه جهانخواران و ابرقدرتها است و در يك كلمه نماد اتحاد ملي و همبستگي جوامع مي باشد.
حضرت امام خميني (ره) بر مبناي آيه شريفه قرآني «لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا»3 اينگونه انديشه استقلال خواهانه خود را بيان مي فرمايد:
«خداوند تبارك و تعالي براي هيچ يك از كفار، سلطه بر مسلمين قرار نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه را قبول كنند».4
حضرت امام براي دست يابي ملت هاي مسلمان به انسجام و اتحاد و رسيدن به عزت واقعي دو حوزه جداگانه اما به هم پيوسته براي «استقلال» ترسيم مي كند.
1) استقلال دروني
2) استقلال خارجي
«استقلال دروني» بازگشت ملت ها به هويت راستين خود در سايه ارزش هاي ديني و ملي است، فرآيند بازگشت به عقبه هاي فرهنگي اعم از مفاخر و برتري هاي تمدن ديرينه خويشتن همراه با نوعي بيداري، گرايش و عشق به مام ميهن و باز توليد فرهنگ هاي اصيل در ملل اسلامي خواهد بود. هر چقدر نگاه ملت ها به گذشته عميق تر و پايدارتر باشد به همان اندازه انگيزه زدودن فرهنگ مهاجم بيگانه و تحقيرگر نيز در ميان ملت ها افزايش مي يابد. اين حركت باعث برداشتن گام هاي عملي براي استقلال خواهي در حوزه هاي گوناگون سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... خواهد شد. همانگونه كه امروز به بركت انقلاب اسلامي در پرتو شعار راستين استقلال خواهي نظام اسلامي جامعه ما در بسياري از عرصه ها به خودباوري و خوداتكايي رسيده و بهترين مصداق آن نيز دست يابي به انرژي صلح آميز هسته اي مي باشد كه سبب پريشاني و ناآرامي قدرتهاي استكباري شده است.
اما استقلال درحوزه بيروني يا خارجي به اين معنا است وقتي ملت ها در پرتو ارزش هاي اصيل ديني و ملي به استقلال دروني برسند همزمان نيز به استعمار زدايي و نفي سلطه اجنبي ها از مصالح خود و ساير كشورهاي اسلامي خواهند پرداخت و از هر ابزاري براي تحقق اين هدف و مرحله اساسي از استقلال بهره مي جويند. لذا حضرت امام خميني (ره) در ترسيم چنين رويكردي به مقوله استقلال مي فرمايد:«بزرگترين وابستگي ملت هاي مستضعف به ابرقدرتها و مستكبرين، وابستگي فكري و دروني است كه ساير وابستگي ها از آن سرچشمه مي گيرد و تا استقلال فكري براي ملتي حاصل نشود استقلال در ابعاد ديگر حاصل نخواهد شد و براي بدست آوردن استقلال فكري و بيرون رفتن از زندان وابستگي، خود و مفاخر و آثار ملي و فرهنگي خود را دريابند.».5
آزادي - مفهوم سوم در راهبرد انسجام اسلامي و اتحاد ملي
آزادي از اصول پايدار تحقق نظام دموكراسي و همچنين از عناصر تشكيل اتحاد ملي است، آزادي معمولاً در درون دولت هاي سرزميني قابل طرح و اجراست و مربوط به حوزه امور خارجي و روابط بين الملل نيست.
نظر به اينكه دولت هاي اسلامي از جمله پايه هاي تحقق امت واحد اسلامي هستند بايد منبعث از رأي مردم و با مشاركت اراده آنها شكل گيرند تا بتوان با تعميق و تثبيت اركان دولت هاي اسلامي به امت واحد دست يافت، بدين جهت آزادي مفهوم واقعي و محوري خود را در تحقق انسجام اسلامي از رهگذر اتحاد ملي بروز مي دهد.
در بسياري از كشورها به دليل فقدان فضاي مناسب براي آزادي تعاطي افكار و تنوع انديشه و عدم احترام به آراء ديگران شاهد شكل گيري استبداد داخلي و سپس استعمار خارجي بوده ايم هر چه فضاي تنفس فكري در جوامع اسلامي تنگ باشد آهنگ حركت آنها به سمت ديكتاتوري و استبداد تندتر خواهدشد. وجود آزادي به معنا و شكل واقعي آن نه به مفهوم تباهي و بي بندوباري بويژه در عرصه انديشه و بيان دردهاي مردم از رهگذر رسانه هاي عمومي شنيداري و ديداري از جمله مؤلفه هاي پايداري اتحاد ملي و همبستگي خواهدبود.
وجود آزادي و يا مطالبه آن از امور مسلم برانداختن حكومتهاي طاغوتي و شكست هيمنه پوشالي قدرت هاي جهاني است. حضرت امام خميني(ره) در اين زمينه مي فرمايد:
«برانداختن طاغوت يعني قدرت هاي ناروايي كه در سراسر وطن اسلامي برقرار است وظيفه همه ماست، دستگاههاي دولتي جابر و ضدمردم بايد جاي خود را به مؤسسات خدمات عمومي بدهد و طبق قانون اسلام اداره شود و به تدريج حكومت اسلامي مستقر گردد»6.
سطح دوم راهبرد انسجام اسلامي: پايدارسازي و تعميم نظام فكري و طراحي باورها و قواعد فراملي
ما زماني مي توانيم به انسجام اسلامي دست يابيم. كه بتوانيم انديشه اسلام ناب محمدي(ص) را با تمام ويژگي هايش به شكل صحيح و فراگير در جوامع اسلامي تعميق و تعميم ببخشيم.
نظام فكري- فرهنگي اسلامي بعد از يافتن جايگاه مناسب در ميان توده ها و در عرصه افكار عمومي آنها اعم از لايه هاي نخبگان، رسانه ها، و مراكز توليد تفكر مي تواند منجر به توليد باورها و ارزش هاي مشترك و فرآوري آنها در قالب همگرايي و انسجام گردد. اين مسئله نيازمند تحقق سه پيش زمينه است:
1) جهت گيري واحد فكري و ذهني در ميان عموم جوامع اسلامي (پذيرش اسلام ناب محمدي(ص) به دور از گرايش شخصي و گروهي، موهومات، خرافات و زاييده هاي روشنفكري و تحجر)
2) شكل گيري روابط اجتماعي مستحكم (ذيلا به اين مورد توجه داده شده است) «رفع فتنه و تفرقه ها»
3) منافع اسلامي فراگير بايد بطور روشن تعريف و مرزبندي شود. «تأكيد بر نقاط وحدت و يكپارچگي»
(در توضيح بند دوم) در راستاي استحكام روابط ميان كشورها و ملت ها جهت نيل به اتحاد ملي و انسجام اسلامي بايد در سطوح ذيل بتوانيم به انسجام و همگرايي برسيم.
الف) انسجام رابطه اي: به معناي بالا بودن تراكم روابط دوستي، محبت و حمايت در شبكه هاي اجتماعي جامعه اسلامي در سطح ملي و فراملي و سازگاري ويژگي ها.
ب) انسجام هنجاري: به مفهوم توافق جمعي بر هنجارها و منافع ملي در سطح دولت ها- ملت ها، در حوزه هاي گوناگون اجتماعي براي رسيدن به تعريف همسان از اتحاد ملي
ج) انسجام انگيزشي: وجود سازگاري ميان منابع و فراهم سازي زمينه تعامل افراد جوامع اسلامي در سطح ملي و فراملي مانند پذيرش قرآن قانون اساسي و احساس تعلق به كشور يا امت واحد
د) انسجام عاطفي: به معناي بالا بودن وابستگي هاي عاطفي و نيز سازگاري بين عواطف مانند: هم نوعان، همسايگان، هم كيشان، هويت واحد و غيره در اين راستا مي توان عناصر فراواني را براي انسجام ميان مسلمانان و هم وطنان يافت. در هر حال براي رسيدن به اين مهم و تعميق و تعليم باورهاي ديني و رسيدن به انسجام پايدار نيازمند تكاپو و فعاليت در دو كانون ذيل مي باشيم.
1) گسترش فعاليت و همگرايي عالمان و روشنفكران ديني در ميدان عملي
2) گسترش و پايدارسازي كانون هاي تبليغاتي و رسانه اي جهان اسلام. (در چهارچوب تعريف واحد از منافع جهان اسلام)
فرآيند گسترش و بسترسازي براي نظام فكري و فرهنگي بعنوان پيش نياز انسجام اسلامي مستلزم حضور فعال نخبگان ديني و ملي در ميدان كاركرد فكري و تبليغاتي مي باشد. نخبگان ديني در عرصه تعميق فرهنگ و باورهاي ديني و نخبگان ملي (روشنفكران دين مدار) در حوزه تعميق باورهاي ملي نقش راهبردي را برعهده دارند. و با توجه به همين جايگاه است كه حضرت امام(ره) نخبگان را متوجه مسئوليتهاي اجتماعي و تاريخي نموده و آنان را به ايجاد نهضت فرهنگي دعوت مي كند و مي گويد:«امروز حوزه قم، حوزه مشهد و حوزه هاي ديگر موظفند كه اسلام را ارائه بدهند و اين مكتب را عرضه كنند. مردم اسلام را نمي شناختند شما بايد خودتان را، اسلامتان را، نمونه هاي رهبري و حكومت اسلام را به مردم دنيا معرفي كنيد و مخصوصاً به گروه دانشگاهي و طبقه تحصيل كرده»7.
البته نخبگان و عالمان ديني به شرطي مي توانند رسالت بزرگ تاريخي خود را ايفا كنند كه:
اولا: ضمن بازگشت به هويت واقعي و اصيل، خود را به منابع فكري و فرهنگي غني و قابل اعتماد مسلح سازند تا بتوانند با پشتوانه سرمايه هاي عظيم تمدني و فرهنگي دروني به تبيين و ترويج انديشه اسلامي و تعميق باورهاي ديني بپردازند.
ثانياً: روشنفكران و عالمان ديني بايد از حالت رخوت و سستي، بي تفاوتي و بي اعتمادي به خود خارج شوند تا به عنصري تحول ساز و تاريخ آفرين در راستاي ايجاد انسجام اسلامي و اتحاد ملي تبديل گردند در اين باره حضرت امام خميني(ره) مي فرمايد:«وظيفه ما همه مسلمين است، وظيفه علماء اسلام است، وظيفه دانشمندان مسلمين است وظيفه نويسندگان و گويندگان و طبقات مسلمين است... كه هشدار بدهند به ممالك اسلامي كه ما خودمان فرهنگ غني داريم، مسلمانان هم بايد خودشان را پيدا كنند، يعني بفهمند كه خودشان داراي يك فرهنگ و كشوري هستند»8.
در حوزه كانون هاي تبليغي و فرهنگي حضرت امام خميني(ره) با تأكيد بر استفاده از روش ها و نهادهاي فرامدرن براي بيان و تبليغ و باورهاي اسلامي در مقابل از ميان همه شيوه هاي سنتي در عرصه باورسازي و توليد انديشه تريبون هايي را برمي گزينند كه علاوه بر داشتن حوزه تأثير فراگير و عميق از سويي كم هزينه نيز مي باشند اما آنچه كه در اين انتخاب مهم بوده. اين نهادهاي ديني و مذهبي در ذات خود بيانگر و نماد انسجام اسلامي است يعني در عين كاركرد محتوايي در ظاهر نيز تبليغ كننده همبستگي و اتحاد مي باشد. مانند آيين هاي نمازجمعه و جماعات و در سطح بين المللي مناسك حج، ايشان پيرامون برجستگي كانون هاي مذكور در زمينه ترسيم انسجام اسلامي و تبليغ باورهاي ديني مي فرمايد:«اسلام اين گونه اجتماعات را فراهم كرده تا از آن استفاده ديني بشود، عواطف برادري و همكاري افراد تقويت شود، رشد فكري بيشتري پيدا كنند، براي مشكلات سياسي و اجتماعي خود راه حل هايي بيابند و به دنبال آن به جهاد و كوشش دسته جمعي بپردازند.»9
حضرت امام(ره) در ادامه مي گويد:«اگر هر روز جمعه مجتمع مي شدند و مشكلات عمومي مسلمانان را به ياد مي آوردند و رفع مي كردند و يا تصميم به رفع آن مي گرفتند كار به اينجا نمي كشيد. امروز بايد با جديت اين اجتماعات را ترتيب دهيم و از آن براي تبليغات و تعليمات استفاده كنيم به اين ترتيب نهضت اعتقادي و سياسي اسلام وسعت پيدا مي كند و اوج مي گيرد.»10
حضرت امام(ره) با تاكيد بر بهره گيري از اجتماعات موصوف در واقع بر كاركرد دوگانه آنها اصرار دارد:
1) كاركرد آموزشي در زمينه باورسازي. تعميق و تعليم بينش فكري و فرهنگي
2) نقش اساسي در اجتماع سازي و تمركز اراده و نيروي انساني امت اسلامي براي رسيدن به انسجام و همبستگي ملي
جنبش سياسي و عملي براي انسجام اسلامي
استراتژي و طراحي حضرت امام خميني(ره) براي رسيدن به انسجام اسلامي متشكل از دو لايه است: لايه اول: همان كاركرد فرهنگي و فكري است كه در بخش نخست مقاله به آن پرداخته شد و دومين عنصر، جنبش سياسي و عملي است.
يقينا دست يابي به انسجام اسلامي بدون وجود يك قاعده سياسي و شكل گيري زيرساخت هاي نظام سياسي سرزميني يا فرااقليمي امكان پذير نيست. و امكان عينيت يافتن را ندارد.
نقش دولت ها و حكومت ها در راهبرد انسجام و اتحاد
حضرت امام(ره) اولين رسالت را در اين زمينه متوجه دولت ها مي سازد و بدون در نظر گرفتن مرزهاي جغرافيايي خواهان حركت دولت ها به سوي منافع و رويكرد واحد براي ارزيابي هويت ملي و ديني و قطع ريشه هاي وابستگي، واگرايي و استعمار مي شود.
ايشان مي گويند: «ما حرفمان اين است كه دولت ها بيايند قبل از اينكه خود ملت ها قيام بكنند، خود دولت ها بيايند خاضع بشوند، با هم دوست بشوند، با هم يك جلسه اي درست كنند، همه رئيس جمهورها بنشينند، پيش هم و حل كنند مسائل شان را هر كس سر جاي خودش باشد، لكن در مصالح كلي اسلامي، در آن چيزي كه همه هجوم آورده اند به اسلام در او با هم اجتماع كنند، جلوشان را بگيرند و آسان هم هست.»11
در اين راستا حضرت امام(ره) حتي از برخي رفتارهاي نابخردانه، غيراسلامي و نيز وابستگي بعضي حكومت هاي كشورهاي اسلامي چشم پوشي مي كند و خطاب به همه سران اسلامي مي فرمايد:«ما ميل داريم كه با همه كشورهاي اسلامي برادر باشيم، همه ي حكومتها در عين حال كه اعوجاج دارند برگردند، و با ما دست اخوت بدهند، ما صلاح همه را مي خواهيم.» 12
نقش ملت ها و اراده ي آنان در راهبرد انسجام اسلامي
حضرت امام خميني(ره) وقتي سران دولت هاي اسلامي را در اتخاذ استراتژي وحدت طلبانه و ديپلماسي انسجام ناكارآمد و نااهل يافتند شيوه دعوت به انسجام را به روند «حركت از پايين به بالا» تغيير دادند و اين بار ملت ها را مورد خطاب خويش قرار مي دهند و مي فرمايند:«ملتها خودشان بايد در فكر اسلام باشند، مايوسيم ما از سران اكثر قريب به اتفاق مسلمين، لكن ملت ها خودشان بايد به فكر باشند و ازآن ها مايوس نيستيم.»13
حضرت امام خميني(ره) از آغاز مبارزات همواره بر عنصر مردم به عنوان عامل اساسي پيشبرد جريان هاي سياسي جهان اسلام تاكيد داشته و عموما خطاب هاي ايشان متوجه ملت ها بود.
فعال سازي ملت ها و مشاركت دادن آنها در فرايند سياسي براي وصول به انسجام اسلامي و اتحاد ملي در درون، بدون وجود نهادهاي مدني و كانون هاي تجمع امكان پذير نيست، لذا بايد كانون هاي مدني با كار ساخت ويژه سياسي جهت دست يابي به انسجام طراحي و تدوين گردد. حضرت امام به عنوان رهبري الهي، حكيم و متكي به پشتوانه ي غني علمي و آگاهي داشتن به رهآوردها و نوآوري هاي سياسي روز، براي سازماندهي توده ها در دو سطح جهاني و اسلامي دو نهاد اساسي را پيشنهاد مي كنند.
الف) تشكيل و راه اندازي حزب مستضعفين در جهت ايجاد بيداري و مقابله با اشكال گوناگون استعمار، حفظ كرامت انسانها، جلوگيري از فربه شدن قدرت سلطه استكباري و كور كردن چشم طمع و آز چپاولگران و پايان دادن به نابساماني هاي جهان اسلام. ايشان در اين خصوص مي فرمايد:«من اميدوارم كه يك حزب به اسم حزب مستضعفين در تمام دنيا به وجود بيايد و همه مستضعفين با هم در اين حزب شركت كنند و مشكلاتي كه سر راه مستضعفين است از ميان بردارند و قيام در مقابل مستكبرين و چپاولگران شرق و غرب كنند و ديگر اجازه ندهند كه مستكبرين بر مستضعفين عالم ظلم كنند.» 14
جاي ديگر ايشان مي فرمايد:
«هر مساله اي در هر جا و هر ملتي پيش آيد به وسيله همين حزب مستضعفين رفع بشود» 15
ب) تشكيل و راه اندازي جنبش حزب الله
اين جنبش براي:
1) پر كردن خلأ ناشي از عدم كارآيي حكومت ها و بي تفاوتي آنها نسبت به انسجام و اتحاد اسلامي 2) مبارزه با رژيم هاي استبدادي و وابسته حاكم در كشورهاي اسلامي
3) نهاد سياسي مشروع در راستاي سازماندهي مسلمانان.
4) كانون پرورش انديشه اسلام ناب محمدي (ص) در دو جهت فكري و عملي
5) هدايت جريان بيداري اسلامي از رهگذر فعاليت هاي علمي و محاسبه شده
جريان حزب الله با الهام از انديشه امام بعنوان نهاد دروني در حال ظهور و بازيابي خود در ميان لايه هاي جامعه ديني و با نام ها و عناوين گوناگون است كه مي توان به شكل گيري هسته هاي اين حزب در كشورهاي اسلامي اشاره كرد. حزب الله در عرصه فعاليتهاي سياسي - اجتماعي - گام بلندي در راستاي فعال سازي و انسجام تلاش هاي عملي تمامي آزادي خواهان مسلمان براي رسيدن به همبستگي واقعي است.
جريان حزب الله بويژه پس از جنگ 33 روزه لبنان در تمام كانون هاي مبارزات سياسي جهان اسلام به محور اساسي جنبش و فعاليت مجاهدان تبديل شده و مي توان اين واقعيت عيني را در رفتار، گرايش و باور بسياري از مسلمانان به نظاره نشست. جريان حزب الله (يا همان جنبش نهضت جهاني اسلام) هم اكنون بر اساس بينش ژرف امام مبارزات خود را در دو فاز متمركز نموده است.
1) مبارزات سياسي و اجتماعي (در قالب جريانات رسانه اي، حزبي، مشاركت هاي سياسي و فعاليت اجتماعي .
2) مبارزات مسلحانه و نظامي در راستاي مقابله با استعمار و اشغال خارجي همانند مقاومت حزب الله لبنان و جنبش هاي جهاد اسلامي حماس و فتح فلسطين و مقاومت مشروع در برابر اشغالگران آمريكايي در عراق . متأسفانه برخي از نهادهاي تأثيرگذار جهان اسلام در برابر اين وقايع و نسل كشي نظام ديكتاتوري يمن با حمايت مالي و فكري وهابيت (امارات و عربستان) سكوت اختيار كرده اند.
حضرت امام در ميان رسالت مبارزاتي حزب الله در فاز نظامي از مسلمانان مي خواهد در اين زمينه به تجربه تاريخي جمهوري اسلامي و مقدمات شكل گيري آن توجه نمايند. و مي فرمايد:«و اما به ملتهاي اسلامي توصيه مي كنم كه از حكومت جمهوري اسلامي و از ملت مجاهد ايران الگو بگيريد و حكومت هاي جابر خود را در صورتي كه به خواست ملت ها كه خواست ملت ايران است فرود نياوردند، با تمام قدرت به جاي خود بنشانيد كه مايه بدبختي مسلمانان حكومت هاي وابسته به شرق و غرب مي باشند». 16
از ديدگاه امام (ره) مبارزات بايد در جهت اصلاح نظام هاي سياسي و تسهيل وصول به انسجام اسلامي و پايان دادن به دخالت قدرت هاي استكباري در مقدرات مسلمانان و نفي استبداد در راستاي دست يابي به استقلال و آزادي بعنوان مقدمات اتحاد ملي باشد.
حضرت امام وظيفه و رسالت حزب الله و ملت را در مسير رسيدن به انسجام بسيار دشوار دانسته و خواهان الگو پذيري آنان، از سيره پيامبران و گذشتگان دعوت وسفارش مي كند و مي فرمايد:«سيره انبياء بر اين معني بوده است، سيره بزرگان بر اين معني بوده است كه معارضه مي كردند با طاغوت ولو اينكه زمين بخورند ولو اين كه كشته بشوند و ياكشته ها بدهند، ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بايستد در مقابل ظالم بايستد و مشتش را گره كند و توي دهنش بزند»17.
پي نوشت ها:
1) در جست و جوي راه از كلام امام - دفتر 14 اميركبير 1362 ص 340
2) مجموعه آثار كنگره بررسي مباني فقهي امام خميني (ره) ج 13 مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام - 1374 - ص 45
3)- قرآن كريم سوره. آيه
4) - تبيان (وحدت از ديدگاه امام خميني) دفتر 15-
ص 195
5) در جست و جوي راه از كلام امام - دفتر اول - پيشين ص 186
6) - همان مأخذ، دفتر 15 ص .139
7) - همان مأخذ - دفتر هشتم - ص 285
8) همان مأخذ - دفتر 15 ص 215
9) - ولايت فقيه - پيشين - ص 180- 181
10)- همان مأخذ
11) - صحيفه نور، ج 18 ص 195
12) - صحيفه نور، ج 18 ص 172
13)- در جست و جوي راه از كلام امام - دفتر 15 -
ص 179
14)- صحيفه نور، ج 8 ص 250
15) - در جست و جوي راه - دفتر اول - ص 186
16- وصيت نامه الهي - سياسي امام خميني، ص 13
17)- صحيفه نور ج 18 ص 195
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 21:57 موضوع | لینک ثابت
پایداری و مجاهدت ملت ایران را مهمترین عامل ثبات و استحکام نظام و تحقق «استقلال و عزت ملی» است .
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 19:4 موضوع | لینک ثابت
دبير كميته سياسي رايحه خوش خدمت در انتخابات سال گذشته درخصوص اتحاد ملي و انسجام اسلامي گفت:امروز حضور دشمنان اسلام درسرزمينهاي اسلامي تنها بدليل اختلافاتي است كه برخي از مسلمانان بر آنها تكيه ميكنند.
محمد علي رامين در گفتوگو با خبرنگار سياسي آنا اظهار داشت:دين مبين اسلام يك سري مشتركات اعتقادي براي تامين مشتركات انساني و الهي جامعه توحيدي مشخص کرده است كه اگر مسلمانان بر اساس اين مشتركات حركت كنند، همانطور كه خداوند در قرآن ميفرمايد، به عنوان يك امت ميانه و الگو براي جامعهي جهاني، برترين جايگاه را در ميان ملتها و امتهاي جهان به دست خواهند آورد.
وي همچنين تاکيد كرد: در علم جامعهشناسي گفته شده است هر جماعتي كه از مشتركات خود بهره بگيرد، رو به پيشرفت، كمال و سعادت خواهد بود و هر جماعتي كه بر اختلافات و تعارضات ميان خود تكيه كند،محکوم به شکست است .
اين تحليلگر مسائل سياسي افزود : در مورد امت اسلامي ما آنقدر مشتركات اعتقادي و تاريخي و فرهنگي و منطقهاي داريم كه به هيچ عنوان عقل سليمي اجازه نميدهد كه ما اين اشتراكات را نديده و با پذيرش اختلافات طبيعي و يا مصنوعي خود را آماج تهاجمات دشمنان مشترك قرار دهيم.
رامين تصريح كرد: رهبر معظم انقلاب اسلامي امسال را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام نهادند تا ما را به بازنگري در عملكرد چند دهه گذشته خود بكشانند و زمينهي پيشرفت و سعادت امت اسلامي را فراهم كنند.
وي در ادامه بيان داشت: از طرف ديگر اگر مي خواهيم ما پرچمدار وحدت اسلامي باشيم و در دنيا به عنوان الگو قرار گيريم آنگاه نبايد در ميان خود دچار تفرقه و ازهم گسيختگي باشيم؛ لذا رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي مقدمه انسجام امت اسلامي را اتحاد ملي ايرانيان مشخص كرده اند و با اين اتحاد ملي، منافع ملي مشترك خود را توسعه دهيم تا زمينه اقتدار و برتري جايگاه جهاني را فراهم كنيم .
رامين در خاتمه خاطرنشان كرد :با حركت در مسير تعيين شده توسط رهبرمعظم انقلاب در پيام نوروزي امسال، قطعا تا پايان سال شاهد تحقق اهداف اتحاد ملي وانسجام اسلامي در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي ،سياسي، علمي و امنيتي براي ملت ايران وامت اسلامي در جهان خواهيم بود.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 22:25 موضوع | لینک ثابت
در سنت اديان توحيدي، "خداي واحد" ۹امت مومن خود را نيز به "وحدت" و يكپارچگي و دوري از تفرقه فرا ميخواند.
حضرت محمد مصطفي (ص) نيز كه آخرين پيام آور در اين سنت الهي است، رسالت خويش را بر بستر اتحاد مومنان و ايمام آورندگان عملي ساخت.
توصيه هاي مكرر رسول اكرم به رعايت "برادري " و " وحدت " و تاكيد بر اين امر كه برتري افراد به يكديگر تنها در "تقواي " آنان است، حاكي از اهميت حفظ يكپارچگي و اتحاد بين مسلمين است.
بر اين اساس امت واحده و بزرگ اسلامي براي تحقق فرمان الهي و دستورات پيامبر خود و با اعتقاد به "يدالله مع الجماعه" حول اصول مشتركي چون كتاب آسماني واحد، قبله واحد و پيامبري خاتم انبيا گرد هم آمده اند.
آموزه هاي اسلامي هر مسلماني را نسبت به برادران و خواهران ديني خود مسوول ميداند و بر همين مبنا دايره وحدت و اخوت اسلامي فراتر از مرزهاي جغرافيايي، نژادي ، خوني و حتي تاريخي را دربرمي گيرد.
اين كليت منسجم و يكپارچه از صدر اسلام تا كنون همواره مانند تيري در چشم دشمنان خدا و پيامبر او فرو رفته است.
بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص ) اختلاف نظر بر سر جانشيني وي نخستين شكاف ميان جامعه مسلمين را ايجاد كرد. اگرچه اين اختلاف قدمتي معادل تاريخ اسلام دارد اما هيچگاه موجب رودررويي مستقيم و جنگ و خونريزي بين طوايف اسلامي شد.
علما و بزرگان جهان اسلام اعم از شيعه و سني همواره كوشيده اند اختلافات خود را كه جنبه اعتقادي دارد، با بحث و گفت وگوي علمي مورد مداقه و كنكاش قرار دهند و به شدت از تفرقه و دو دستگي اجتناب كنند.
به عبارت ديگر همواره نقاط افتراق تحت الشعاع نقاط اشتراك قرار گرفته است.
اساسا اختلافات بين اين دو مذهب هرگز جنبه جدي به خود نگرفته و هرگاه درگيري بين مسلمانان روي داده است، دست دشمنان اسلام در آن پيدا بوده است.
بديهي است كه با گذشت زمان و هرچه از دوران صدر اسلام ميگذرد، توطئهها و تفرقه افكنيها عليه دنياي اسلام بيشتر و موذيانه تر شده است.
تشديد فرقه گرايي ، برجسته كردن اختلافات بين نحله هاي مختلف اسلامي و وارد كردن تهمت هاي نادرست به فرق مختلف از جمله اين تلاش هااست.
مقابله با اين فتنه جوييها به ويژه در دوران معاصر كه مسائلي چون "پان عربيسم" ، "وهابي گري"، "مقابله با تشكيل هلال شيعي" و " القاعده" براي ضربه زدن به دنياي اسلام
مطرح شده، ضرورتي غير قابل انكار است.
در طول تاريخ همواره بسياري از علما و شخصيت هاي بزرگ جهان اسلام همچون "سيد شرفالدين " و "سيدجمالالدين اسدآبادي " در آرزوي وحدت جهان اسلام تلاش هاي فراوان كردند.
از جمله اين اقدامات ميتوان به سفرهاي سيدجمال اسدآبادي به كشورهاي مختلف بلاد اسلام وانتشار روزنامه "حبل المتين" توسط وي و يا طرح ايده "تقريب مذاهب اسلامي" با حمايت و پشتيباني "آيت الله بروجردي " و "مفتي اعظم مصر " اشاره كرد.
اين آرمان پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران نيز توسط بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري مورد توجه و تاكيد قرار گرفت .
نام گذاري فاصله ميان دو روز ۱۲و۱۷ربيع الاول كه دو روايت از روز ميلاد پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص ) نزد اهل سنت و شيعيان است به نام "هفته وحدت" توسط امام خميني نمادي براي فراخواندن تمامي مسلمانان جهان براي چنگ زدن به ريسمان
الهي و عقد برادري و برابري است.
در موقعيت فعلي كشورهاي اسلامي و مناسبات بين آنها نيز، نام گذاري سال جديدشمسي - كه آغاز آن مقارن با "هفته وحدت "است - به نام سال "اتحاد ملي وانسجام اسلامي" انتخاب هوشيارانه و مدبرانه اي است كه كه از سوي رهبر فرزانه انقلاب
انجام گرفته است.
مقام معظم رهبري در سخنان آغاز سال نو با يادآوري جنگ رواني و تلاش هاي موذيانه دشمنان براي ايجاد اختلاف و تفرقه در ميان ملت ايران و جهان اسلام فرمودند:
دشمنان به بهانههايي هم چون قوميت، مذهب و گرايش هاي صنفي، در صدد هستندوحدت كلمه ملت ايران را از بين ببرند و در جهان اسلام نيز اختلافات مذهبي را دامن بزنند و با به راه انداختن جنگ شيعه و سني ميان ملت ايران و جوامع اسلامي فاصله ايجاد كنند.
" حضرت آيت الله خامنه اي " براي اتحاد و يكپارچگي ملي و تقويت هوشيارانه و خردمندانه آن ، انسجام ملت اسلامي را تنها راه نااميد كردن دشمنان و خنثي كردن توطئه هاي آنان خواندند و تاكيد كردند: به ياري پروردگار سال ، ۸۶آحاد ملت، قوميت هاي گوناگون، مذاهب مختلف و همه صنوف مردم ايران با اتحاد
ملي، حركت پراميد به سوي آينده درخشان خود
را شتاب ميبخشد و همه ملت هاي
مسلمان نيز با انسجام اسلامي و تقويت
برادري اسلامي، وحدت كلمه خود را نشان خواهند داد.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت
امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» ناميده شد. کساني بر اين عقيده اند که اگر عنوان آن سال «اتحاد اسلامي و انسجام ملي» بود مناسبت تر مينمود. اما آن چه مهم است تحقق آن در عينيت جامعه و تلاش همگان براي رسيدن به آن است.
بدون ترديد با وجود همه دشمنيهايي که با اين اصل به خصوص در بخش وحدت اسلامي آن ميشود، ايده وحدت اسلامي که منادي آن در دهههاي اخير امام خميني بود، يک ايده استوار، معقول، شدني و حياتي براي حفظ هويت اسلامي شرق است. در اين زمينه، بايد يکسره کوشيد و از ابراز نظرهاي افراطي هراسي به خود راه نداد و در هر دو بخش چه اين سوي و چه آن سوي، با افراطيها مبارزه کرد، کساني که براي ريختن خون مسلمانان از شيعه و سني ارزشي قائل نيستند و خود جاي گرم و نرمي دارند و بدون واهمه از انفجار و انتحار، با دلمشغوليهاي آرام خويش زندگي ميکنند.
در اينجا تنها بر اساس تجربه مطالعاتي در زمينه تاريخ و سياست، اصولي را که رعايت آنها ميتواند به امر وحدت اسلامي کمک کند ارائه ميکنيم. هرچند ممكن است، سخن تازهاي در اين زمينه نبوده و شايد صرفا تدوين آن تا اندازهاي تازه باشد.
1ـ در درجه نخست دولتهاي اسلامي، الزاما ميبايست وحدت را به عنوان يك اصل مسلم باور كرده و آن را مبناي سياستهاي عمومي خويش قرار دهند تا بتوان پيشرفتي در اين زمينه داشت. يكي از مهمترين نتايج اين امر طراحي سياستي است که بتواند امت اسلامي را به وحدت برساند. مهم ترين اين سياستها، حركت در جهت از بين بردن تعصب و طائفي گري است كه هم براي ايجاد وحدت سياسي در كشورها اهميت دارد و هم براي ايجاد همگرايي در كليت جهان اسلامي. بلافاصله بايد تذكر داد كه بيش از حد دولتي كردن سياست وحدت طلبي، واكنشهايي را ميان مردم و برخي رهبران سنتي براي مخالفت پديد ميآورد، اما بايد براي آنها چارهاي انديشيد، زيرا ما براي آينده هيچ راهي جز اين اتحاد نخواهيم داشت. آنچه تاکنون شاهد آن بوده ايم، به خصوص از ناحيه برخي از کشورهاي عرب منطقه، ابراز نظرهاي صوري براي وحدت، اما در عمل ميدان دادن به اختلاف افکنان بوده است. بدون ترديد چيزي که ميتواند زمينه اين امر را فراهم کند، تصويب قوانيني در سازمانهاي اسلامي براي جلوگيري عملي از اين اقدامات و امکان بازرسي و بازخواست از دولتهاي متخلف است. تمرکز دولتها بر وحدت همچنين ميتواند خنثيکننده تلاشهاي بيگانگان براي ايجاد اختلاف و استفاده از مسائل طائفي و مذهبي براي رسيدن به مقاصدشان باشد.
2ـ يك گام مهم، ارائه پژوهشهاي عملي براي تبيين حقايق تاريخي از ديدگاه علمي بدون تعصبات مذهبي است. از آن جايي كه بسياري از تعصبات در اطراف مسائلي دور ميزند كه پايه علمي ندارد، اين تحقيقات ميتواند روشنگر بسياري از نكات باشد. البته در اين باره بايد افرادي كه خودشان از تعصب به دور هستند، كتاب و مقاله بنويسند و در نگارش هم حرمت همه چيز را پاس بدارند و در نوع نگارش، لطمهاي به عواطف و احساسات مذهبي نزنند. روشن است كه نشر اين قبيل پژوهشها كه بايد با زبان كاملا علمي نوشته شده و تحريك كننده نباشد، ميتواند دست كم روي قشري از فرهيختگان تأثير بگذارد و از طريق آنان به تودههاي مردم منتقل شود. در سالهاي اخير روشنفكران جهان اسلام، تأليفاتي در اين زمينه داشتهاند كه گرچه برخي با واكنشهاي منفي مواجه شده، اما روي نسل جديد تأثير خاص خود را داشته و ميتوان اميد داشت كه به مرور فراگير شود.
3ـ بايد توجه داشت كه بروز تعصبات مذهبي، بيش از آن كه از ناحيه اكثريت باشد كه نيازي به آنها ندارد، از ناحيه جامعه اقليتي است كه در ميان يك اكثريت زندگي ميكند و تحت فشار آنهاست. دليل اين امر آن است كه هر اقليتي وقتي خود را در تهديد ببيند، روي مسائل خاص خود تكيه ميكند و با شدت و حدت بيشتري به حفظ آنها ميپردازد. بنابرين تا وقتي مشكل اقليتها حل نشود، و آنان احساس نكنند كه ميبايست روي تفاوتهاي خودشان براي حفظ هويتشان انگشت بگذارند، ماجراي اختلاف ميان آنان و ديگران حل نخواهد شد. اقليت بايد احساس كند تفاوتي با ديگران ندارد و اين امر تنها با اعطاي حقوق حقه او امكان پذير است.
4ـ رهبران هر مذهبي، ميبايست براي وحدت، زمينهسازي كنند. اين كار در دو مرحله انجام ميگيرد: اول ايجاد زمينههاي ذهني كه انديشمندان بايد فراهم كنند. دوم توصيههاي عملي و راهبردي كه نميتواند از سوي علماي درجه سوم و حتي دوم مطرح شود. اين اقدام براي آن كه به نتيجه برسد، بايد از سوي بالاترين مقامات مذهبي كه مورد اعتماد مردم و هم مذهبان خود هستند، اعلام شود. اظهار نظر در اين باره از سوي ديگران ممكن است زمينهاي را فراهم كند، اما بسا ترديدهايي را هم به وجود ميآورد. بايد تلاش كرد تا رهبران مذهبي اصلي،رهبري جريان وحدت اسلامي را در دست بگيرند.
شايد همين جا نكته ديگري هم اهميت داشته باشد و آن اين است كه نبايد اصلاح صرفا از سوي محافل روشنفكري مذهبي باشد. زيرا اين جماعت در ميان تودههاي مردم نفوذ چنداني ندارند و هر از گاهي به لائيك بودن هم متهم ميشوند. قشري كه بايد وحدت را بپذيرد و ترويج كند، قشري است كه به طور مستمر به عنوان رهبر مذهبي، كار هدايت مردم را بر عهده دارد. مردم به امام جماعت مسجد خود بيش از يك استاد دانشگاه بها ميدهند. البته در اين سالها قدري فضا تغيير كرده اما همچنان اين مسئله وجود داشته و خواهد داشت كه اعتماد مردم به رهبران درجه اول مذهبي است كه صرف نظر از قيل و قالهاي علمي، مسائل ديني را بسيار صريح و بدن ترديد بيان ميكنند.
5ـ يك اقدام اساسي براي وحدت، پديد آوردن شعارها و نمادها، براي وحدت است که ميبايد در دستور كار مراكز تبليغي و رسانهاي قرار گيرد. براي اين كار بايد تمامي مراكز هنري آماده شوند. يك مثال خوب تاريخي، نشريهاي است كه حدود پنجاه سال پيش از اين در تهران با نام مسلمين به چاپ ميرسيد و نشريهاي وحدت گرا بود. دراين نشريه به اخبار جهان اسلام به طور يكسان نگاه ميشد و به هيچ وجه طائفي گري در آن دخالت داده نميشد. بحث هندوستان، اندونزي، مسائل آفريقا و غير آن. اما جالب بود كه به لحاظ شعاري، روي جلد آن، در حاشيه، در سه سمت بالا و چپ و راست، تصوير كوچك شده دهها مسجد بزرگ جهان اسلام را كه هر كدام از يكي از شهرهاي برجسته در جهان اسلام بود، انتخاب كرده و تقريبا به صورت دائمي اين حاشيه را روي جلد نشريه به چاپ ميرساند. دنبال کردن بحثهاي مربوط به تمدن اسلامي و تبيين نظرياتي براي بازگشت به شکوه و عظمت جهان اسلام که معلول نوعي اتحاد ميان اقوام و ملتهاي اسلامي در قرن چهارم و پنجم هجري بود، ميتواند در آماده کردن اذهان امت براي وحدت و در نهايت رسيدن به مجد و عظمت پيشين مؤثر باشد.
6ـ يك اقدام لازم براي ايجاد زمينه ذهني آن است كه محققان و نويسندگان و رسانهها درباره بيان ضرر و زيان اختلافات مذهبي در گذشته و اين كه تا چهاندازه خسارتبار بوده و هر بار سبب از ميان رفتن نيرو و انرژي بخش مهمي از جهان اسلام شده، بدون آن كه اين اختلاف مشكلي را حل كرده و در بستهاي را گشوده باشد، تحقيق كنند و كتاب بنويسند و خبر و گزارش تهيه كنند. به عبارت ديگر، بيان تجارب تلخ اختلافها ميتواند راه را براي ساختن ذهنيتي در جهت بي فايده بودن تكرار آن مسائل هموار كند. البته گفتني است كه برخي از طوايف، دقيقا از اين مسائل براي تعميق و توسعه اختلافات استفاده كرده هر بار ميكوشند تا با مرور بر آن تجربهها، ديگري را مقصر نشان داده و زمينه را براي خشمگين كردن طائفه مقابل فراهم سازند.
7ـ فاصله معرفتي ميان دو طايفه مذهبي، دشواريهايي را در داشتن يك تصور شگفت از يكديگر در اذهان آنان فراهم ميسازد. راه حل اين نيست كه ما دو طايفه را از صحنه حذف كنيم تا وحدت فراهم شود، راه حل قرآني (اصل تعارف ميان اقوام و قبايل) آن است كه اين تفاوت را زمينه آشنايي آنان نسبت به يكديگر قرار دهيم. به عبارت ديگر راه حل رفع اين مشكل آن است كه زمينههايي براي معرفت متقابل ميان آنان فراهم آيد. اين زمينهها به خصوص با تأكيد روي جنبههاي مثبت ديندارانه از طرف هر يك نسبت به ديگري است تا تصور نكند گروه مقابل كافر هستند و اساسا توجهي به دين ندارند. اين معرفت را ميتوان با رفت و آمدهاي وسائل مذهبي كه به نوعي با هنر نيز ممزوج باشد شبيه فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي و يا پديدههاي هنري ديگر توسعه داد.
8ـ تاريخ تمدن اسلامي نشان ميدهد كه در دنياي اسلام، همگرايي با تأكيد روي عرفان و معنويت بسيار سريع فراهم ميآمده است. زماني كه دنياي اسلام علائق عرفاني گسترده داشت، توانسته بود نسلها و نژادها و طوايف مختلف را زير سايه وحدتي فراگير جاي دهد و از آنان يك امت واحده كه زبان يكديگر را راحت ميفهميدند بسازد. تصوف منهاي جنبههاي منفي آن، به دليل آموزههاي معنوي و تأكيدي كه روي جنبههاي الهي موجود در انسان ـكه مهم ترين جنبههاي مشترك انسانها محسوب ميشودـ دارد ميتوانست و ميتواند زمينه اين وحدت را در سرتاسر جهان اسلام فراهم كند. اگر در دستگاه تصوف اصلاحاتي صورت بگيرد و شكل حزبي آن كه فرقه سازي است و خود اسباب مخالفت و معارضت است كنار گذاشته شده و تنها آموزههاي اصلي آن در رواج معنويت به عنوان مهم ترين هدف دين مورد توجه قرار گيرد، ميتوان اميدوار بود كه به مقدار زيادي همگرايي و وحدت اسلامي مورد نظر فراهم آيد. شايد همين امر سبب آن شد تا در مصر مسأله تقريب پذيرفته شده اما در سعودي كه تفكر وهابي شديدا ضد فلسفه و تصوف است نه.
9ـ در حال حاضر بحث عَوْلمه و جهاني شدن بحثي فراگير است. اين رويه به دنبال يكسان سازي در جهان از طريق تبليغ ارزشهاي اجتماعي و انساني فراگير است. مسلم اين تجربهها به كار ما ميآيد. ما بايد در مقابل آن، نظريه جهاني شدن اسلامي را مطرح كنيم. يعني اكنون كه فضايي در جهت جهاني شدن فراهم آمده، دقيقا آن را به سمت جهاني شدن اسلامي يا يك پارچه كردن جهان اسلام بكشانيم. طبعا براي اين كار بايد ارزشهاي تعريف شده در اسلام را تا آنجا كه بتواند تمامي جهان اسلام و طوايف دروني آن را پوشش دهد، تعريف كنيم و بشناسانيم و بر اساس آنها نوعي جهاني شدن اسلامي را تبليغ كنيم. با اين كار، هم در مقابل جهاني شدن به سبك غربيها ايستاده ايم و هم وحدت طوايف داخلي جهان اسلام را استوار كردهايم.
10ـ جلوگيري از كارهاي افراطي و محكوم كردن اعمال غير انساني افرادي كه جزو افراطيها هستند، يكي از كارهايي است كه بايد دنبال شود. در قدم نخست اين اعمال كه به نام دفاع از مذهب عليه ديگران خشونت به خرج داده ميشود بايد محكوم گردد.
به علاوه نبايد براي آنها زمينه سازي صورت گيرد، يعني از سوي افراد غير مسؤول يا مسؤول مطالبي ابراز شود كه نوعي پوشش مشروعيت گونه پنهاني براي آنها درست كند.
بر دولتهاست تا عملا در برابر اين قبيل اعمال حساسيت خاص نشان بدهند و چنان كه پيگيري جدي نكنند، عاملان آن اعمال تصور خواهند كرد اعمالشان مورد تأييد برخي از دولتهاست.
اين برخورد سرد، مشكل ديگري را هم پديد خواهد آورد و آن اين كه جناح مقابل براي به كار گرفتن خشونت توجيه مشروعي به دست ميآورد و بعد از آن است كه يك دور غير قابل انتها پديد خواهد آمد كه آغاز و شروع كننده مشخص نخواهد بود.
در اينجا بايد گفت، رفتارهاي وحشيانهاي كه اين روزها در عراق بر ضد شيعه به بهانههاي مذهبي و سياسي صورت ميگيرد يا حركتهاي تروريستي كه در پاكستان بر ضد شيعه صورت ميگيرد، يكي از مهم ترين مسائلي است كه بايد از سوي دولتهاي اسلامي محكوم شود. زيرا اين قبيل مسائل در آينده فجايع ديگري را به دنبال خواهد داشت كه در حال حاضر قابل پيش بيني نيست.
اما نكته ديگر آن است كه اين قبيل اقدامات، يك مشكل ديگر هم ايجاد خواهد كرد و آن اين است كه براي مثال، موضع جناح افراطي داخل شيعه را چندان استوار ميكند كه ديگر جايي براي سخن گفتن از وحدت در ميان شيعه باقي نميگذارد. افراطيها براي جناح ميانه رو چنين استدلال ميكنند با اين قبيل اعمال چرا شما شعارهاي وحدت گرايانه سر ميدهيد؟ طبيعي است كه در ميان طرفداران هر مذهب، اين قبيل جناحبنديها وجود دارد و شروع اين قبيل اعمال در يك سمت، موضع اين جناح را در سمت مقابل تقويت ميكند.
به علاوه اين قبيل رفتارها اگر با سكوت برگزار شود، دامنه اش به كشورها و جوامع ديگر هم كشانده ميشود. زيرا وقتي در جايي امكان تلافي نباشد، اين اقدام در جاي ديگري دنبال ميشود.
11ـ نكته ديگر آن است كه عالمان و انديشمنداني كه در تلاش براي وحدت ميان مسلمانان هستند، ميبايست از اظهار نظرهايي كه سبب تحريك هم مذهبان آنان ميشود جلوگيري كنند. در واقع آنان بايد توجه داشته باشند كه روي يك لبه باريك و در عين حال تيز حركت ميكنند. آنان بايد مراعات احساسات مذهبي هر دو طرف را بكنند. هرگاه آنان، اظهاراتي بكنند كه تحت عنوان اطلاح طلبي نوعي مخالفت با عقايد و باورهاي پذيرفته شده داشته باشد، طبعا نقش آنان ديگر نقشي وحدت آفرين نيست. بسا اين كارها لازم باشد اما نه از زبان كسي كه دنبال وحدت است. اين كار را بايد علماي اصلاحطلب انجام دهند و تبعات آن را هم بپذيرند. اما كسي كه طالب وحدت است، اگر در اين زمينهها اظهار نظر كند، سبب برآشفتن هم مذهبان خود شده و آنان را نسبت به اهداف خود مشكوك ميكند.
12ـ در جريان وحدت، ميبايست هر چه بيشتر به دنبال مقاطعي از تاريخ گشت كه بتواند نقطه اتكاي هر دو طرف باشد. براي مثال، سيره نبوي بايد با نهايت اهميت در اين چند جامعه شيعه دنبال شود. مسلما در طرح سيره نبوي (ص) امكان آن هست كه بدون مسائل فرقهاي به آن پرداخته شود و بر اسلاميت به طور كلي و تجربه اسلامي منهاي آنچه كه به مسائل مذهبي مربوط ميشود تأكيد صورت گيرد. ما هرچه قدر بتوانيم روي احياي اسلام از طريق آثار مشترک تلاش کنيم، هم دين را حفظ کرده ايم و هم از آثار ويرانگر فرقهگرايي پرهيز نمودهايم.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 10:41 موضوع | لینک ثابت
حجت الاسلام موسوي هوايي معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي در گفتگويي كوتاه با خبرنگار اداره روابط عمومي در خصوص نام گذاري امسال به نام سال اتحاد ملّي و انسجام اسلامي از سوي مقام معظم رهبري، عنوان كرد:انسجام و وحدت بين كشورهاي اسلامي بايد بر محور قرآن كريم، پيامبر اعظم(ص) و محبت اهل بيت(ع) باشد.
به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي: حجت الاسلام موسوي هوايي اظهار داشت: بحث اتحاد ملي كه مقام معظم رهبري در ابتداي سال جديد عنوان كردند يك بحث جدي است زيرا كه مسئله دشمني دشمنان ما هم اكنون جدي تر شده و لذا ما بايد در داخل، اتحاد و انسجام خود را محكم تر كنيم و اجازه ندهيم هيچ گونه تضادي نمايان شود.
معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي تصريح كرد: ما بايد نسبت به مسائلي كه در جناح هاي مختلف وجود دارد با دلسوزي، محبت و ايجاد يك نوع صميمت و برادري در حول محور مشتركات انقلاب و حفظ نظام و دستاوردهايي كه نظام براي ما داشته است به اين سمت و سو حركت كنيم و اين يك ضرورت بزرگ است و همانطور كه مي دانيد رهبر معظم انقلاب اسلامي به عنوان يك كارشناس و مدير دقيق فرهنگي، اجرايي و سياسي اين مسئله را بيان فرمودند كه حرف ايشان معتبر بوده و از لحاظ كارشناسي هم بسيار زياد مورد تاييد است.
وي افزود: ما كه در مسائل فرهنگ ديني كشور كار كرده ايم با يك نگاه اجمالي متوجه مي شويم كه بزرگترين دغدغه امسال، اتحاد و انسجام درون جامعه خواهد بود و لذا با توجه به كارهاي بسيار عظيم در صحنه هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي، اين عنوان نيز دست ما را باز مي كند كه همه فعاليت هايمان را به نحوي به اين سمت و سو سوق دهيم و در برنامه ريزي هاي كلان و زيرمجموعه اي در كشور اين وحدت ملي را حفظ كنيم.
حجت الاسلام موسوي هوايي گفت: نكته بعدي در رابطه با انسجام اسلامي است كه بعد از اعلام سال پيامبر اعظم (ص) قطعاً انسجام و وحدت بين كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان بايد بر محور قرآن كريم، پيامبر اعظم(ص) و محبت اهل بيت (ع) باشد كه اين سه محور بزرگ را تمام مسلمانان در سراسر جهان قبول دارند.
پيامبر اعظم اسلام مشخص است، اقبال مسلمين به قرآن كريم مشخص است و آنچه از لحاظ محبت به اهل بيت(ع) در دستورات پيامبر (ص) و نوشته ها و توصيفاتي كه برادران اهل سنت از اهل بيت (ع) دارند مشخص است لذا چه در مسئله داخلي خودمان كه در بسياري از استانها با برادران اهل سنت زندگي مي كنيم، و چه در مسائل خارجي مانند افغانستان و عراق و ديگر كشورهاي مسلمان، همه با هم در حول اين سه محوري كه گفته شد مي توانيم بهترين انسجام را داشته باشيم.
وي عنوان كرد: به نظر مي رسد كلمه انسجام كلمه اي است كه بالاتر از مسئله وحدت است زيرا اگر وحدت در انديشه، فكر، نيت و قلب است، انسجام يك وحدت رويه اي را در عمل و عكس العمل بيروني تداعي مي كند.
معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي در انتهاي صحبتهاي خود خاطر نشان كرد: ما بايد خوب روي اين موضوع كار كرده تا صحبت هاي رهبر به بهترين شكل مطرح و تمام زواياي آن بيان شود و مسلمانان به آن انسجام الهي و اسلامي كه مورد نظر همه مصلحين مسلمان و همه كساني كه دغدغه اسلام و مسلمين را دارند، برسند.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 21:20 موضوع | لینک ثابت
رهبر انقلاب اسلامي ايران با بنيانگذاري سنت "نامسال"، 12ماه پيش رو را، سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نامگذاري كردند. بديهي است "شعار"، پديدآورنده "انگيزه" براي پيگيري راهبرد مطرح شده است و از اينرو تحقق ابعاد نهفته در پيام سال86 مقام رهبري، بايد شالوده انگيزه و عملكرد مردم و مسئولان باشد. ازطرف ديگر؛ اكنون و پس از گذشت چند سال از آغاز نامگذاري سالها، يك خود ارزيابي توسط مسئولين و مردم براي سنجش ميزان موفقيت در چارچوبهاي تعيين شده مقام معظم رهبري، ميتواند زمينه توفيق بيشتر را فراهم كند
رهبر انقلاب اسلامي ايران با بنيانگذاري سنت "نامسال"، 12ماه پيش رو را، سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نامگذاري كردند كه گستره فرصتها و تهديدها در برابر ايران و همچنين لزوم اتحاد جهان اسلام و مسلمانان را دربرمي گيرد.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت
خبرگزاري انتخاب :
دو اصل مهم از اصول بنيادي جوامع اسلامی و دو حلقه اتّصال از حلقه های زنجيره ثبات نظام اسلامي در جامعه ما مفقود و يا كم رنگ شده است و از اين ناحيه آسيب هاي فراواني بر جامعه ، نظام اسلامي و جهان اسلام وارد مي شود ، يكي اصل اتحاد ملی و دومي اصل انسجام اسلامی است كه اولی به داخل مرزهای کشورمان محدود شده و اصل ثانی فراتر از مرزهای کشورمان بوده که در صورت عدم التفات مکفی ، ممکن است کل جهان اسلام را تحت الشعاع خویش قرار داده و در مواجهه با دیگر مکاتب آسمانی بزرگ ، آنچنانکه شایسته نام و شخصیت این دین جاوید است نتواند از حقانیت و اکمال خویش دفاع نماید .
توجه به این دو اصل اساسی که در واقع می تواند در یکدیگر ادغام گردیده و به عنوان اصلی واحد مورد بحث و بررسی قرار گیرد از چنان اهمیتی برخوردار بود که حضرت آيتالله العظمی سید علی خامنهاي، مقام معظم رهبری در پيام تلویزیونی سالیانه خویش که هر سال به مناسبت آغاز سال نو ایراد می فرمایند، سال 1386 را سال « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » نامگذاري كردند و افزودند: «آرزو و اميد همه ايرانيان \"استقلال ملي، عزت ملي و رفاه عمومي ملت " است و همه اين اهداف به بركت "ايمان اسلامي، اتحاد كلمه، اميد و عزم ملي، استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور و تدبير و تحرك و تلاش\" محقق خواهد شد» .
رهبر انقلاب اسلامي در این پیام ، "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان" و "به وجود آوردن مشكلات اقتصادي براي متوقف كردن پيشرفت كشور" را دو روش عمده دشمنان براي مقابله با ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي برشمردند و با يادآوري جنگ رواني و تلاشهاي موذيانه دشمنان براي ايجاد اختلاف و تفرقه در ميان ملت ايران و در جهان اسلام، افزودند: « دشمنان به بهانههايي همچون قوميت، مذهب و گرايشهاي صنفي، درصدد هستند وحدت كلمه ملت ايران را از بين ببرند و در جهان اسلام نيز اختلافات مذهبي را دامن بزنند و با براه انداختن جنگ شيعه و سني ميان ملت ايران و جوامع اسلامي فاصله ايجاد كنند » .
معظم له تلاش براي اتحاد و يكپارچگي ملي و تقويت هوشيارانه و خردمندانه انسجام امت اسلامي را تنها راه نااميد كردن دشمنان و خنثي كردن توطئههاي آنان خواندند و تاكيد كردند: « به ياري پروردگار، در سال 86، آحاد ملت، قوميتهاي گوناگون، مذاهب مختلف و همه صنوف مردم ايران با اتحاد ملي، حركت پراميد به سوي آينده درخشان خود را شتاب ميبخشند و همه ملتهاي مسلمان نيز با انسجام اسلامي و تقويت برادري اسلامي، وحدت كلمه خود را نشان خواهند داد » .
به باور این قلم « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » از مهم ترين و محوري ترين اصول یک مجموعه دینی و يكي از كار سازترين ، بنيادي ترین و زيربنايي ترین اصول و آيين تثبیت کننده آن نظام است چنانکه امام راحل رمز پیروزی انقلاب اسلامی کشورمان را در وحدت کلمه خلاصه کرده و طبق نظر صریح ایشان ، اجرای تمامی احكام ، قوانين و مسايل سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، تربيتي و اخلاقي و حتي عبادي و اعتقادي اسلام بدون وجود آن محقق نشده و اگر تمامی افراد جامعه در تحقق واژه هایی همچون عدالت و آزادی اتفاق نظر نداشته و متحد نگردند در صورت قرارگرفتن امام معصوم (ع) در راس نظام نیز امکان تحقق هیچکدام از این واژه های زیبا میسر نخواهد شد.
يكي از مشكلات بزرگ و اساسي جامعه و نظام ما در همين جا نهفته است كه متاسفانه اصل اساسي اسلام (اصل اتحاد) در جامعه ما به فراموشي سپرده شده و جاي خود را به خصومت ، تحريك حساسيت های سیاسی و قومی و ايجاد لجاجت ها و به راه انداختن جنگ حيدري ، نعمتی و صفدری داده و به بيماري زشت خصومت، خشونت ، نفرت و غلظت مبتلا شده است؛ نوشته ها ، گویش ها ، جناح بندي ها ، موضع گيري ها ، بر خوردها و مخصوصاً سياست هاي داخلي و خارجي ما لبريز از تندي و افراط و تفريط و آنهم در راستای برهم زدن وحدت مابین خانواده انقلاب می چرخد.
خشونت ، عصبانيت، پرخاشگري ، ستيزه جويي ، دشمن تراشي ، حرمت شكني ، تغيير ، تخريب و هتك حيثيت افراد و اشخاص در جامعه ما بيداد مي كند و هر روز از كاه كوه ساخته مي شود ، آيا با وضع موجود مي توان جامعه را يك جامعه متعادل اسلامي همسو با نظرات ائمه معصومین ، امام راحل و مقام معظم رهبری دانست؟ آيا نحوه تعامل تشكل های سياسي و سياست هاي داخلي و خارجي ما بر اساس وحدت استوار است و اگر چنين است اين همه مشكلات داخلي و خارجي، سياسي و اقتصادي از كجاست؟ اين همه منازعات و كشمكش های عبث و خسته کننده براي چيست؟
آیات واقعا همه اين سر و صداها و برخوردها براي جلب رضای الهی و براي دفاع از آزادي ها و يا حمايت از اسلام و ارزش ها است؟ آيا اين روش ها و شيوه هاي خشن و خصومت بار و گروه بندي جامعه و جوانان و رودررو قرار دادن آنها ، تحريك حساسيت ها و ايجاد لجاجت ها به نفع اسلام و ارزش هاي انقلاب است؟ لب کلام ، باید اذعان نمود که ریشه همه این مسائل در تندروی مدیران نهفته است و به قول حضرت امام راحل اکتفا می کنم که در پيامي به طلاب حوزه علميه قم و جوانان صریحا فرمودند که «تندروي عاقبت خوبي ندارد» .
متاسفانه اين تندروي ها به نام غيرت ديني و به عنوان دفاع از اسلام و ارزش ها انجام مي گيرد و در اين ميان ، اسلام، انقلاب ، ولايت و روحانيت مخدوش و مظلوم مي شود و كسي به فرياد مظلوميت او نمي رسد! اگر عده اي به عنوان حمايت از آزادي و شعار توسعه سياسي همه مرزها و حرمت ها را به هم بريزند و عده ديگر نيز متقابلا آزادي را به قدري محدود و عرصه را به حدي تنگ بسازند كه جز عده معدود خواص نتواند در آن بگنجد و جلو هر گونه شور ، شادابي و تحرك در صحنه هاي مختلف را بگيرند آیا با شعائر دینی همسوست؟ ا
گر عده اي در كشورداري براي استقلال مفهوم و جايگاهي قائل نشوند و آن را عامل بازدارندگي بدانند و متقابلا عده اي ديگر آن را در تعارض ، ستيزه جويي ، پرخاشگري ، دشمن تراشي و يكدندگي خلاصه كنند و ارتباطات عادي را وابستگي بدانند و سياست تعارض را به استقلال طلبي مشتبه سازند و موجب از دست رفتن نيروها و فرصت ها و استهلاك توان ملي گردند آیا آرمان شهدا تحقق یافته ست؟ آيا مي توان از اين طريق به اقتدار ملي و بين المللي رسيد و با ضعف ، نياز ، فقر و فلاكت به عزت و استقلال دست يافت؟
اگر عده اي اصول و امهات انقلاب اسلامي را كه حضرت امام راحل آنها از حاق اسلام گرفته و براي ما ترسيم كرده زيرا سئوال برده و اصلاح طلبي را تا اصول ثابت ولايتغير اسلام و انقلاب پيش ببرند و متقابلاً عده ديگر نيز به كار بردن كلمه اصلاح طلبي را حتي در روش ها ، سياست ها و مديريت ها ، مساوی كفر بدانند آیا با اسلامی که پیامبر اعظم (ص) رسولش بوده همخوانی دارد؟ مگر همه روش ها ، موضع گيري ها و سياست هاي داخلي و خارجي ما در اين 30 سال در تمام موارد و مراحل ، وحي منزل بوده و هيچ اشتباهي نداشته ايم تا آن ها را بازنگري و اصلاح كنيم و اگر هيچ اشتباهي نبوده است اين همه مشكلات سياسي ، اقتصادي و نارسايي ها كمر شكن از كجاست؟ و اين همه بگومگوها و نارضايتي ها براي چيست؟ اشتباه كه يك امر طبيعي و تجربه آموز است اشكالي ندارد بلكه عيب و اشكال در جزم گرايي و عدم توجه به اشتباه و اصرار بر آن و ادامه آن است.
متاسفانه مطالبی که بازگو شد كشور اسلامي ما را به اختلاف و تشنج مي كشاند ، صفا و آرامش را از جامعه سلب ، مردم و جوانان خوبمان را رو در روي هم قرار مي دهد و اتحاد ملی و انسجام اسلامی را مخدوش مي سازد،حرمت ها را مي شكند و خانواده انقلاب را روز به روز از هم دور می سازد ، ما امروز هم در سطح دولت و حكومت و هم در سطح مردم و جامعه در تمام زمينه ها حتي در قانونگذاري و سياست هاي داخلي و مخصوصاً در سياستهاي بين المللي و خارجي به وحدت کلام و به اصل اخوت و محبت بيش از هرچيز ديگر نيازمنديم. چه بايد كرد؟ آيا جز بيان درد چاره اي هست؟! اگر اين درددل و آه كشيدن را هم از انسان دردمند بگيرند بهتر است كه بميرد!!
اصل رحمت ، رأفت ، محبت و لينت يك اصل مسلم و اساسي در اسلام و از اصول ضروري و اوليه يك جامعه اسلامي است عامل و زمينه ساز وحدت ملی و انسجام اسلامی و مبناي همكاريها و مشاركتهاي اجتماعي و تفاهمات فكري و سياسي است كه متأ سفانه اين اصل محوري در جامعه اسلامي ما آسيب شديدي ديده است همه از وحدت و انسجام سخن ميگويند و ديگران را به سوي آن دعوت مي كنند ولي فقط در مرحله حرف كه در عمل كسي به لوازم آن ملتزم نيست مشكل ما مشكل حرف و دعوت وشعار نيست بلكه مشكل ما مشكل عمل و رفتار است اگر با حرف و صرف دعوت و نصيحت مشكل حل مي شد كشور ما امروز گلستان بود ومشكلي وجود نداشت زيرا بهترين و بيشترين حرفها و زيباترين شعارها در كشور ما زده مي شود ولي با اين حرفها و شعارهاي انباشته هيچ گرهي گشوده نشده و هيچ مشكلي حل نگرديده است زيرا ز عمل كار برآيد به سخنراني نيست.
دو صد گفته چون نيم كردار نيست داعيان وحدت و ناديان رحمت و محبت نخست بايد از خود آغاز كنند محبت ، عطوفت ، عفو ، اغماض ، سعه صدر ، رفق و مدارا را كه شرط اول وحدت ملی و انسجام اسلامی و وفاق اجتماعي است از خود شروع كنند از خود بگذرند و چند قدم جلوتر بگذارند تا ديگران به استقبال بيايند اگر دعوت به وحدت صرف حرف و سخن گفتن و خالي از اقدام و عمل باشد! اگر دعوت به وحدت و محبت توام با غلظت ، تنگ نظري و در يكدست شمشير و در دست ديگر دعوتنامه باشد! اگر دعوت به وحدت ، دعوت به خويشتن و گروه خويشتن باشد كه بياييد آنچنانكه ما مي خواهيم باشيد و انچنانكه ما مي بينيم ببينيد تا با هم باشيم!
چنين دعوتي مقبول نمي افتد و سر نمي گيرد و چنين حرفها و دعوتها با آنهمه حرف و حديث و مطالباتي كه ديگران دارند بي صداقتي تلقي مي شود و ره بجائي نمي برد بلكه در طرف مقابل ايجاد سوءظن و لجاجت مي كند چنين حرف ها و دعوتهایي بهتر است شعارگونه نباشد!! واقعاً فكر كنيد تا كنون چه قدمي در رابطه با ايجاد وحدت و تزريق رحمت و محبت بر جامعه از طرف مناديان وحدت و انسجام برداشته شده است؟!
چه محبتي و چه عفو و اغماض و چه ملايمت و حسن نيّتي نشان داده شده است؟! و چه مقدار از مطالبات و خواسته هاي مشروع و بحق مردم انجام گرفته و يا لااقل مورد بررسي قرار گرفته است؟! و يا در التهاب آفريني , تحريك احساسات و تشديد كينه ها و خصومت ها چه كارها كه نشده است؟! مقايسه كنيد.
اينست كه سال پیامبر اعظم (ص) که به پیامبر صلح ، رحمت و وحدت معروف می باشد به سال تنازع و تفرقه تبديل گرديد و در ایام قبل از انتخابات دوره چهارم خبرگان ، چه بی حرمتی ها که در حق بزرگان و پیشکسوتان دوره انقلاب و جنگ روا داشته شد چرا؟! چون رازش در همين نکته نهفته است چرا که اساس و پايه وحدت و وفاق ملي و نتيجتاً امنيت ملي همان اصل محبت ولينت است. عفو ، اغماض ، خويشتن داري و سعه صدر است كه همان کلید حلقه مفقوده (وحدت ) جامعه مي باشد ، امروز جامعه ما نيازمند آرامش و انسجام ملي و تشنه رحمت و محبت است كه اين امر با زور و فشار حاصل نمي شود. اهمیت این امر تا آنجاست كه خداوند به پیامبر خویش مي فرمايد: « اي پيامبر رحمت! از رحمت خدا بود كه تو نرم خوي و مهربان شدي و اگر تند خوي ، سخت دل و سختگير بودي حول محورت گرد نمي آمدند ».
جامعه ایران، جامعه ای است متنوع و دارای هویت خاص فرهنگی، اجتماعی، ایران به عنوان سرزمینی بزرگ با تمدنی دیرینه با پذیرش اسلام، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را پذیرفت. نباید فراموش کرد که در طول تاریخ و در داخل این فرهنگ، خرده فرهنگی هایی هویت خویش را تعریف کردند و در عین حال با این فرهنگ بزرگ نیز همزیستی و مسالمت آمیز داشته اند. ترک، کرد، لر، بلوچ ، عرب ، لک ، گیلک ،ترکمن و ... همه ایرانی اند و مسلمان و هویت برتر خود را در ایران اسلامی جستجو می کنند.
توازن میان خرده فرهنگ ها و فرهنگ ملی ـ محصول بزرگی به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی را به همراه داشته است که ما می توانیم به واسطه آن نظم طبیعی، به زندگی مسالمت آمیز در ایران ادامه دهیم که باید گفت متاسفانه این نظم طبیعی هر از چند گاهی دستخوش تحول می شود. ساده انگاری، بی تدبیری، نفی وجود خرده فرهنگ ها از یکسو و بزرگ نمایی، افراطی گرایی و تهدید گرایی از سوی دیگر نگرشی بدبینانه هستند که این نظم را دچار تحول کرده است. سال گذشته کاریکاتور روزنامه ایران در اهانت به 30 درصد از اقوام ایرانی و تحریک آذری زبانها و درج مطالبی در یکی از نشریات که منجر به توهین علنی به هم میهنان لرستانی گردید از این دست مطالب می باشد.
ايران اسلامى، امروز بيش از هميشه به همدلى، وحدت، دوستى ، رفاقت ، لینت و اتحاد آحاد مردمش نيازمند است، در شرايطى كه از يكسو دشمنان خارجى براى خدشه دار كردن عزت و غرور ملت مسلمان ايران زمين از هيچ تلاشى رويگردان نيستند و از طرفى ايرانيان در آستانه ورود به شرايطى تازه و افتخارآفرين از دستاوردهاى علمى و ملى خويش به سر مى برند، اين تهديدها معناى تازه اى به خود گرفته است. ايران اسلامى متعلق به همه ايرانيان است، از هر قوم و هر نژاد و هر زبان و در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی توجه و دقت بيشتر در حفظ حرمت اقوام مختلف اصيل ايراني و جلوگيري از فتنه انگيزي و ايجاد اختلاف بين اقوام از ضروریات نظام اسلامی و ایران متمدن می باشد.
تاريخ انقلاب اسلامی نتايج اتحاد را در صحنههاي مختلف نشان داده و اين امر در مواضع ما در خارج از كشور بسيار تاثير گذار گذاشته است؛ لذا هميشه در نوك حمله دشمنان ما همين بحث وحدت قرار داشته و سعي كرده اند كه آن را به تفرقه و جدايي در داخل تبديل كنند.با توجه به توطئه استكبار جهاني براي ايجاد تفرقه نژادي مذهبي و ملي بين كشورهاي اسلامي، انسجام اسلامي يك شعار كليدي است و ما امروز در منطقه خاورميانه به آن نياز داريم. امروز بايد در مباحثي چون انرژي هستهيي و مواضع داخلي به گونهاي منسجم عمل كنيم تا دشمن احساس نكند در بين ما تفرقهاي وجود دارد و سوءاستفاده كند.
یکی از مواردی که مورد اهتمام وعنایت امام راحل بود وحدت شیعه و سنی می باشد لذا نبايد بگذاريم كه در جهان اسلام اختلاف ميان شيعه و سني به مرحلهاي برسد كه ابزاري براي نفوذ دشمنان شود.
باید به این نکته واقف گردیم که دشمنان زماني توانستند دولت بزرگ اسلام را گسسته كنند كه دنياي اسلام به جاي توجه به وجه اشتراك به سمت نقاط اختلاف پيش رفت. احترام به مشتركات يكديگر از جمله ديگر عوامل در تحقق انسجام اسلامی و وحدت ملي خواهد بود .
اگر مجموعه گروهها و احزاب در كشور و مجموعه مذاهب ارتباط خود را بر مبناي مشتركات يكديگر تنظيم كنند شاهد خواهيم بود كه وقتي بحث وحدت و بزرگي جهان اسلام در ميان است همه در كنار يكديگر قرار ميگيرند و در اين حال شاهد بلوغ سياسي و رشد اخلاقي و معنوي در کشور و کل بلاد اسلامی خواهيم بود.مسوولان جهان اسلام، سازمان كنفرانس اسلامي، متفكران جهان اسلام به ويژه علماي اهل سنت و شيعه بايد با طراحي متعدد و همفكري در جهت حفظ انسجام اسلامي كه عامل مهم اقتدار هرچه بيشتر امت اسلامي است، بكوشند و در جهت خنثيسازي توطئهها عليه جهان اسلامي طراحيهاي لازم را انجام دهند.
نعمت دين اسلام به عنوان بزرگترين نعمت خداوند متعال براي همه مسلمانان بوده و اين نعمت الهي از آن يك فرقه نيست و هيچ فرقهاي اين حق را ندارد كه بگويد اسلام فقط از آن ماست و ديگر فرق مسلمان نيستند! اهلسنت و اهل تشیع كه بزرگترين فرقه های اسلامي در جهان است هيچگاه نبايد ادعا كنند كه اسلام از آن ماست و ديگر فرق مسلمان نيستند.اسلام دين همه كساني است خود را مسلمان ميدانند، ضروريات ديني را قبول دارند و معتقدات اجماعي، اتفاقي و منصوص را انكار نميكنند. گسترة اسلام وسيع است و همه فرق اسلامي را در بر ميگيرد.ايران كشوري اسلامي است و با وجود اكثريت مسلمان، حقوق يهوديان و مسيحيان و پيروان آيينهاي ديگر ساكن ايران نيز بايد مطابق دستور اسلام محترم شمرده شده و رعايت گردد.مسئولين نظام و دولت نیز بايد با همه مردم به مساوات رفتار كنند و بين شيعه و سني و قوميتهاي مختلف فرقي قايل نشوند و در واگذاري مسئوليتها و در استخدام ها شايستگي را ملاك بدانند نه شيعه يا سني بودن و يا از يك قوم خاص بودن را ونبايد هيچ قومي در ايران احساس بيگانگي كند و دچار يأس و دلسردي شود كه به ما توجه نميشود چون من سني یا شیعه هستم و يا اينكه بلوچ ، ترك ، تركمن ، كرد و عرب هستم.
حرمتگذاري تمام اقوام ايراني يك وظيفه ملي است و اهالي فرهنگ بايد بيشتر حساسيت به خرج دهند متاسفانه رواج يافتن طنزها يا جكهاي مختلف در ارتباط با مليتها و اقوام مختلف ايران از طرق sms ها و پیام های مسنجری فضاي تلخي را براي كشور به وجود آورده است .كشور ما از اقوام مختلفی تشكیل شده و این اقوام سالیان طولانی با هم زندگی كرده و در غمها و شادیها شریك هم بوده و در تحولات اجتماعی و جنگ تحمیلی و فراز و نشیبها با هم همدلی داشتند،اما به دلیل نبود قوانین مناسب و مدون این وحدت و انسجام ملی همواره در معرض تهدید بوده است.
در چند سال اخیر شاهد پنج فتنه قابل توجه دراستان های كردستان،خوزستان ، آذربایجان ، لرستان و سیستان و بلوچستان بوده ایم ، كه تنها عارضه این اهانتها پرخاشهای مقطعی موردی نیست،بلكه در صورتیكه احساس عمومی در این مناطق این باشد كه قانون و نظام از آنها در مقابل اهانتها حمایت قابل توجهی ندارند انفعال اجتماعی رخ میدهد كه اثرات منفی آن در اقتدار ملی بسیار فراتر از چرخشهای موردی و مقعطی است. امید است امم اسلامی در محدوده مرزهای بین المللی و احزاب و گرو های وفادار به نظام اسلامی بتوانند دو حلقه مفقوده خویش را که همانا انسجام اسلامی و اتحاد ملی است بازیابند.
منبع:
http://www.tiknews.com/display/?ID=39551&page=1
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 9:40 موضوع | لینک ثابت
سجاد فياضبه نقل از http://www.rajanews.com/News/?7779
ديپلماسي فعال هسته اي به مقطعي از فراز و نشيب هاي چند سال اخير اطلاق مي گردد كه نقطه شروع آن مقارن با تنفيذ حكم رياست جمهوري دكتر محمود احمدي نژاد و فك پلمپ مركز UCF اصفهان (10 مرداد 84- 1 آگوست 2005) است. پيش از اين مقطع، تيم مذاكراه كننده هسته اي با پذيرش موافقتنامه هاي تهران (سعدآباد) و پاريس به تعليق كليه فعاليتهاي هسته اي تن داده و در عقب نشيني هاي گام به گام، تصوير نسبتاً كاملي از يك ديپلماسي انفعالي و متأثر به نمايش درآمده بود.
در حال حاضر قصد، بر بازخواني تحولات 5/4 سال اخير نيست. شوراي امنيت با سومين قطعنامه پياپي در چهارمين روز از سال نو به استقبال برنامه هسته اي ايران آمد و البته تيغ كند اين شورا موفق به بريدن محدوديت هايي فراتر از محدوديت هاي تكراري صنايع موشكي و هسته اي نشد.
هرچند كه سياست قطعي عدم تعليق غني سازي به عنوان يكي از مؤلفه هاي ديپلماسي فعال هسته اي پيش از اين از سوي مقامات بلندپايه كشور مورد تأكيد قرار گرفته و رجانيوز نيز به آن اشاره كرده بود اما بيانات صريح رهبري در جمع زائران حرم رضوي (ع) ضمن اينكه اين خطوط قرمز را پررنگ تر و غيرقابل عبور نمود، جلوه ديگري از ديپلماسي فعال و تهاجمي را به رخ حريف قدار كشيد:« اگر قرار باشد بخواهند از شوراى امنيت استفادهى ابزارى كنند، و بخواهند اين حق مسلّم را از اين راه نديده بگيرند، ما تا امروز آنچه را كه انجام داديم، برطبق قوانين بينالمللى انجام داديم؛ اگر آنها بخواهند بىقانونى كنند، ما هم مىتوانيم بىقانونى كنيم و خواهيم كرد. اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار كنند، بدون ترديد بدانند ملت ايران و مسئولين ايران در مقابل دشمنانى كه به آنها تعرض كنند، از همهى ظرفيت خود براى ضربه زدن استفاده خواهند كرد.»
اين ديپلماسي فعال نياز به يك نيروي پيشرانه دارد. نيروي پيشرانه اي كه بايد از يك منبع پتانسيل قوي تغذيه شود و بر همين اساس، سال جاري با حركت مدبرانه رهبر انقلاب تحت عنوان "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" به عنوان منبع پتانسيل نيروي پيشرانه ديپلماسي فعال هسته اي نامگذاري گرديد. «من به همين مناسبت به عناصر سياسى داخلى هم دوستانه نصيحت مىكنم؛ مراقب باشند، طورى حرف نزنند، طورى موضعگيرى نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ روانى كمك شود؛ به دشمن كمك نكنند. امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بىاعتماد كند، به دشمن كمك كرده. امروز هر كس كه به اختلافات دامن بزند - هر نوع اختلافاتى - به دشمن ملت ايران كمك كرده. كسانى كه قلم دارند، بيان دارند، تريبون دارند، جايگاهى دارند، بايد مراقب باشند؛ نبايد بگذارند دشمن از آنها استفاده كند. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزهى دشمن با ملت ايران است.»
به بيان ديگر،موقعيت فعلي اقتضاي آن دارد كه همه گروهها، جريانات و فعالين سياسي، آبي بر آتش مخاصماتي كه با تولد دولت نهم، هر روز بيشتر زبانه مي كشند، انداخته و منافع ملي را قرباني حب و بغض هاي جناحي ننمايند.
"تعرف الاشياء باضدادها"؛ اين جمله حكمت آميز گوياي آنست كه چنانچه اراده اي براي حركت و بقاء بر سبيل اتحاد ملي تعلق گرفته باشد، نخست بايد موانع و اضداد اين اتحاد شناسايي شده و برحذر داشته شوند. رهبر انقلاب نيز مفهوم سازي "اتحاد ملي" را با تشريح برنامه هاي 2 دشمن دروني و بيروني براي گسستن اين اتحاد، تكميل نمودند.
1- جنگ رواني، 2- جنگ اقتصادي، 3- مقابله با پيشرفت و اقتدار ملي
جنگ رواني همانگونه كه از نام آن پيداست، روان؛ لايه زيرين يك جامعه را هدف گرفته و غايت مرعوب سازي، تضعيف از درون و متلاشي نمودن اراده ملي را دنبال مي كند. اما توده مردم بسادگي مرعوب نمي شوند لذا دشمن، فاز عملياتي جنگ رواني را از 3 كانال غيرمستقيم جستجو مي كند:
تطميع يا مرعوب نمودن مسئولين، القا و تلقين اطلاعات نادرست و سرانجام بي اعتماد سازي مردم نسبت به مسئولين
جستاري گذرا در موضع گيريهاي برخي عناصر داخلي، مصاديقي از بازي خوردن آگاهانه يا ناآگاهانه اين افراد در پروسه جنگ رواني دشمن را آشكار مي سازد و آنچه در اين ميان مايه تأسف است اينكه، اين بار ميدان منازعه و محل مناقشه جريانات غافل يا مغرض، نه موضوعاتي چون مباحث انديشه اي و نظري بلكه بر سر بازار منافع ملي است. جريانات مخالف دولت تيغ خود را جايي از غلاف بيرون مي كشند كه دشمن نيز تيغ بدست در سوي ديگر اين ميدان ايستاده و هنگامي كه نظاره گر نزاع دروني مي گردد، به خيال ضعف حريف در اثر جنگ داخلي و عدم پشتيباني از وي، جري تر و با روحيه اي مضاعف پا به ميدان مي نهد.
ده ها روزنامه، خبرگزاري و سايت اينترنتي با خاستگاههاي متفاوت اما انگيزه هاي يكسان روزانه به پمپاژ اطلاعات نادرست و بي اعتماد ساختن مردم نسبت به دولت مشغولند. دشمن در كارآيي فشارهاي بيروني به شدت دچار ترديد شده و دل به مؤثر افتادن جنگ رواني در داخل بسته است. بد نيست به عنوان تأييد اين ادعا، خبر مهمي كه روزنامه انگليسي فايننشال تايمز از مذاكرات "برنز" و "ليوي" دو مقام ارشد وزارت امورخارجه و وزارت خزانه داري امريكا در مجلس سنا، منتشر كرد، مورد اشاره قرار گيرد. در اين جلسه چند تن از سناتورها درخواست شفاف خود براي اعمال محدوديت هاي واقعي اقتصادي عليه ايران را ابراز مي دارند. حتي سناتور دموكرات ايالت نيوجرسي، اينچنين از دولت امريكا انتقاد مي كند: «ما زماني كه حرف مي زنيم بسيار خشن صحبت مي كنيم ولي هنگام عمل كه مي رسد، مانند يك بچه گربه عمل مي كنيم!»
در مقابل برنز و ليوي به دو واقعيت در زمينه اعمال تحريم هاي سخت عليه ايران اذعان مي كنند:
1- اعمال تحريم هاي افزونتر، اجماع موردنظر امريكا عليه ايران را متزلزل خواهد ساخت.
2- هدف از اعمال تحريم ها، وارد كردن فشار به ايران است نه به متحدان ايالات متحده در حاليكه در جريان تحريم هاي واقعي، متحدان اروپايي و آسيايي ايالات متحده همانقدر متضرر مي شوند كه ايران.
جنگ رواني دشمن كه بنا به فرمايش رهبري، مهمترين بخش مبارزه دشمن با ملت ايران است، در داخل از سوي 3 طيف مجزا، راهبري مي شود:
1- ورشكستگان سياسي: اين گروه كه در سالهاي اخير و با روشن شدن خاستگاه ليبرالي و وابسته خود، با بي اقبالي دفعي مردم روبرو شده اند، قصد تنبيه ملت و پشيمان نمودن آنان از انتخاب گزينه اي غير از ليبرال ها را دارند و از هر فرصت و منفذي براي ضربه زدن به دولت و نااميد كردن مردم بهره مي برند. همچنين اين گروه موفقيت دولت در قضيه هسته اي با بهره گيري از راهبرد ديپلماسي فعال را مساوي روسياهي تمام عيار خود نزد ملت و پايان قطعي ته مانده حيات سياسي خود مي پندارند (پنداري كه دور از واقعيت هم نيست). اين طيف كه با فريبكاري، سالها طعم قدرت را تجربه كرده اند، اكنون تاب دوري و مهجوري را نيآورده و در قامت ژنرال هاي داخلي جنگ رواني دشمن، آگاهانه، به مسئله هسته اي به مثابه ابزاري براي تحقق غايات جنگ رواني مي نگرند. توپخانه رسانه اي قوي و زنجيره اي اين گروه همه روزه به بمباران اعتماد ملي و غوغاسازي در عرصه سياسي كشور سرگرم است.
2- متوهمين سياسي: اين گروه كه در زمره مخالفان دولت از نظر عددي نيز در اقليتند، دچار توهمات مزمني هستند كه در اثر ناكامي هميشگي در دستيابي به قدرت دچار آن شده اند. متعلقين به اين طيف همواره مي كوشند در لباس استراتژيست هايي كارآمد كه براي تمام مسائل جهان نسخه دارند و تحولات آينده دنيا را نيز با دقت قادر به پيش بيني هستند، ظاهر شوند. پس گاهي خبر از حمله قطعي امريكا به ايران (آن هم با زمان مشخص!) مي دهند و گاه خود را منجيان "خط سوم" مي پندارند كه راست، چپ، اصولگرا، محافظه كار و ... بايد گوش به فرمان اوامر منجيانه و چشم به راه نسخه هاي شفابخش آنان باشد. رسانه وابسته به اين جريان نيز براساس دو نوع توهم مذكور، سعي فراواني در گسستن اعتماد ملت از دولت و شتابدهندگي به دستگاه جنگ رواني دشمن در پروژه مرعوب سازي با پشتوانه شايعات بي اساسي همچون حمله امريكا دارد. القاء شكاف و اختلاف ميان مسئولان ارشد جمهوري اسلامي در مسئله هسته اي با هدف نهايي تضعيف و تخطئه جايگاه رئيس جمهور، نيز تاكتيك خطرناكي بود كه از سوي بخش رسانه اي اين جريان در آستانه سفر دبير شوراي عالي امنيت ملي به كنفرانس امنيتي مونيخ به اجرا درآمد.
3- مفسدين سياسي، اقتصادي: اين گروه نيز كه با روي كارآمدن دولت نهم، شريانهاي فساد را قطع شده يا در حال انقطاع مي بيند، چاره اي جز اخلال و سنگ اندازي و تعقيب هدف جنگ رواني دشمن در قالب آگاهانه متصور نيست.
چنانچه طيف سنجي اينچنيني از جريانات و شخصيتهاي فعال سياسي و موانع فراروي اتحاد ملي و به تبع آن ديپلماسي فعال هسته اي صورت نگيرد و فضا همچنان غبارآلود باقي بماند، برخي از اين گروهها، ماهي فرصت طلبي را با استراتژي فرار به جلو از اين آب گل آلود ستانده و عوامل تفرقه و انشقاق، به مدعيان سينه چاك اتحاد تبديل مي شوند! بنابراين لازم است سنگ محكي براي سنجش ادعاي مدعيان درنظر گرفته شود و رفتار و گفتار فعالين سياسي به محك اين سنگ گذارده شود. بيانات رهبر انقلاب بهترين سنگ محك بوده و از آنجا كه ايشان طي ماههاي اخير علاوه بر نماياندن خطوط كلي، مصاديق روشني را نيز به عنوان نمونه و راهنمايي براي فهم بهتر، مشخص مي سازند، تميز پايبندان به منافع و اتحاد ملي و پيشبرد ديپلماسي فعال هسته اي، از تفرقه انگيزان دشوار نخواهد بود
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 10:32 موضوع | لینک ثابت
رييس كل دادگستري استان تهران با اشاره به تاكيد مقام معظم رهبري بر اتحاد ملي و انسجام اسلامي به عنوان امري عقلي و تاييد تجربهاي تاريخي، اين امر را نيازمند از خودگذشتگي و تزكيه نفس دانست.
عليرضا آوايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دربارهي نامگذاري سال 86 به سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» اظهار داشت: هر كجا كه ملتها را ديدهايم كه در كنار هم براي منافع ملياشان تلاش كردهاند و افراد مصالح كشور را مصالح و منافع خود ديدهاند، به ساحل مقصود رسيدهاند و هر جا كه منافع شخصي نسبت به منافع ملي ارجح بوده، اهداف بزرگ مقدس معمولا فنا شده و رسيدن به مقصد اتفاق نيفتاده است.
آوايي، تاكيد مقام معظم رهبري در اين مقطع را نجاتبخش توصيف كرد و ادامه داد: اگر تقوا و تزكيه لازم وجود داشته باشد در عمل هم ميتوان فعال عمل كرد و بايد سعي كنيم نظر مقام معظم رهبري را عملي كنيم كه اين امر نيازمند رسيدن به مرحلهاي از رشد و كمال و هماهنگ شدن با ساير بخشهاي جامعه است و البته كار سختي است.
رييس كل دادگستري تهران، رسيدن به اين هماهنگي و تحقق وحدت ملي را نيازمند مقدماتي از جمله گذشتن از خود، خودسازي و تزكيه نفس دانست و اظهار داشت: كاملا روشن و بديهي است كه تكه تكه كردن جهان اسلام آثار سوئي در پي خواهد داشت و بركاتي كه وحدت اسلامي در پي دارد ما را در اهداف مشترك پيش ميبرد و مقام معظم رهبري هم با توجه به زمان و مكان، شرايط تاريخي اجتماعي دقيقا اين موضوع را مورد توجه قرار دادهاند و اميدواريم بتوانيم به اين شعار جامه عمل بپوشانيم كه حتي تحقق بخشي از آن نيز ميتواند گرههاي كور جامعه را باز كند.
آوايي اضافه كرد: احترام به مشتركات يكديگر از جمله ديگر عوامل در تحقق انسجام و وحدت ملي است. اگر مجموعه گروهها و احزاب در كشور ارتباط خود را بر مبناي مشتركات يكديگر تنظيم كنند شاهد خواهيم بود كه وقتي بحث وحدت و بزرگي ملت در ميان است همه در كنار يكديگر قرار ميگيرند و در اين حال شاهد بلوغ سياسي و رشد اخلاقي و معنوي خواهيم بود.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 21:51 موضوع | لینک ثابت
رييس فراكسيون مطبوعات مجلس شوراي اسلامي گفت: اتحاد ملي و انسجام اسلامي يكي از ضرورتهايي است كه بايد در كشور محقق گردد تا بتوانيم به اهداف اصولي خود دست پيدا كنيم.
حسين نوش آبادي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اتحاد ملي و انسجام اسلامي را از جمله شعارهاي اصولي و محوري كشور، نظام و انقلاب دانست و خاطرنشان كرد: انقلاب ما با شعار اتحاد و وحدت پيروز و حفظ شد و تداوم يافته است. به واقع بقاء كشور و نظام در سايه وحدت ملي و اتحاد و يكپارچگي مردم خواهد بود و لذا شكي نيست كه اگر همين شعار را عملياتي كنيم و مردم وحدت و انسجام داخلي و يكپارچگي خود را حفظ كنند و تحت تاثير شعارهاي تفرقه افكنانه و تجزيهطلبانه برخي از تحريكات سياسي قومگرا و برخي از نغمههاي شوم تفرقهافكنانه ايادي خارجي و داخلي قرار نگيرند هيچ آسيبي به اين كشور وارد نميشود.
وي افزود: در كشور ايران قوميتها و نژادهاي مختلفي وجود دارد و بعضيها ميخواهند شاهد نغمههاي تفرقه افكنانه باشند اما در سايه وحدت و يكپارچگي ميتوانيم به سمت هدفهاي بزرگ كه كسب هويت برتر جهاني است در بخشهاي علمي اقتصادي و فرهنگي و ... دست پيدا كنيم.
نماينده مردم ورامين در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: كشورهاي اسلامي بايد اين واقعيت را درك كنند كه در سايه انسجام ميتوانند به اهداف بلند اسلامي دست پيدا كنند و دولتها و ملتهاي با وحدت و يكپارچگي ميتوانند در مقابل سلطه و كفر جهاني بايستند. ترديدي وجود ندارد كه استكبار جهاني و صهيونيست به دنبال آن است كه امتهاي اسلامي را از يكديگر جدا كند و بين آنها تفرقه بوجود آورد.
وي با تاكيد بر انسجام اسلامي بيان كرد: با حفظ انسجام اسلامي ميتوانيم گامهاي موثري در جهت رشد برداريم و كشورهاي مسلمان بايد در تحقق انسجام اسلامي تلاش كنند.
وي معتقد است: لازم است پيمان دفاعي امنيتي بين كشورهاي حوزه خليج فارس وجود داشته باشد و اين موضوع بسيار ميتواند در ايجاد و انسجام مفيد باشد و جدايي بين كشورهاي اسلامي خليج فارس را خنثي كند. با انعقاد پيمان دوستي دفاعي امنيتي هم ميتوان خيال كشور عربي حوزه خليج فارس را راحت كرد كه جمهوري اسلامي هيچ قصدي براي تعرض و گسترش حوزهي سياسي ندارد و هم دسيسههاي دشمن را كه در حوزه خليج فارس به دنبال ايجاد پايگاه است را خنثي كرد.
نوش آبادي ادامه داد: تمام گروهها و جريانات بايد به اصول پايبند باشند و كشور را از برخي بن بستهاي موجود خارج كنند.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت
يك عضو جبههي مشاركت ايران اسلامي گفت: اتحاد ملي و انسجام اسلامي از بهترين نامي است كه براي امسال برگزيده شده است و اميدواريم همه احزاب گروهها NGOها و فعالان اجتماعي سياسي بتوانند به بهترين وجه در اين جهت گام بر دارند.
فاطمه راكعي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار داشت: در شرايطي فعلي كشور ما بيش از هميشه به وحدت و ائتلاف گروهها و نهادهاي مختلف سياسي و فرهنگي نياز دارد تا هويت ملي و استقلال خود را حفظ كرده و پاس بدارند و يكپارچگي ملي خود را يكصدا فرياد بزنند؛ همانطور كه در يك خانواده همه افراد هم فكر و هم سليقه نيستند و آنچه باعث ميشود اين خانواده انسجام و يكپارچگي خود را حفظ كند، احساس امنيتي است كه در دلبستگي و اتفاق نظر بين اعضاي آن وجود دارد.
وي خاطرنشان كرد: در ميهن اسلامي ما عليرغم افكار و سليقههاي مختلف، هم دلي و اتفاق نظر نسبت به منافع ملي در برابر اختلافات احتمالي نيز وجود دارد.
وي با ابراز اميدواري نسبت به اينكه " دنيا هم بيش از پيش به سوي انسجام و يكپارچگي پيش رود" اظهار داشت: با توجه به اينكه انسانها فارغ از زمان و مكان مشتركاتي دارند، بايد اين مشتركات را دريابند و آنها هم به طرف هم فكري و هم صدايي بروند و بتوانند به مسايل بزرگ هستي پاسخ دهند.
اين عضو جبهه مشاركت همچنين گفت: در سطح كشور هم مواردي را داريم كه تمام ملت، نهادها و احزاب به صورت حداقلي ميتوانند با هم همصدا باشند و در آن موارد ائتلاف كنند و بنابراين يك نوع وحدت، يكپارچگي و انسجام را به دنيا و مخصوصا قدرتطلبان نشان دهند كه اين امر نشان از هويت ايراني، استقلال و شخصيت ملي ما دارد.
وي دربارهي مولفههاي موثر در اين امر گفت: زماني ما پيشتاز طرح گفتوگوي تمدنها در سطح جهان بوديم؛ قطعا ميتوانيم مولفههايي را تعريف كنيم كه در داخل هم بتوانيم يك نوع تعامل، گفتوگو و تفهيم و تفاهم متقابل را داشته باشيم. اگر همه احزاب و گروهها و شخصيتها، حفظ استقلال، هويت ملي و يكپارچگي نظام و كشور را در نظر بگيرند از بسياري اختلاف سليقههاي بزرگ و كوچكي كه در گذشته داشتند، چشم پوشي خواهند كرد. در واقع احزاب و گروهها از اين امر استقبال ميكنند كه به بررسي ريشهي اختلاف نظرها اشتباهاتي كه در گذشته وجود داشته پرداخته شود تا ديگر تكرار نشوند و همگي تصميم بگيرند كه نيمه پر ليوان را ببينند و در اين صورت است كه ميتوانند به چنين انسجامي دست پيدا كنند.
راكعي اظهار داشت: در واقع يكپارچگي درون كشور ما را اگر ملتهاي اسلامي و به تبع آن بسياري از دولتهاي منطقه بشنوند و ببينند، قطعا با دلگرمي بيشتر به اين طرح همدلي، انسجام ملل و دول اسلامي خواهند پيوست. اميد است زمينهاي ايجاد شود، براي اينكه بتوانيم به عنوان يك هويت و با پشتوانههاي عظيم فرهنگي و معنوي، ايران براي يكپارچگي جهان اسلام پيشتاز شود و همه آگاهانه در اين جهت گام بر داريم.
اين عضو جبههي مشاركت گفت: همانطور كه با نو شدن سال همه سعي ميكنند كه كدروتها را كنار بگذارند، اميدواريم همه در رفع كدروتها بكوشيم و به يك آشتي و ائتلاف ملي دامن بزنيم، البته ائتلافي كه تمامي معقولان و مصلحت انديشان و اصلاحطلبان واقعي براي رفع خشونت، تبعيض و كدورتهايي كه در گذشته اتفاق افتاده با هم يكپارچه شوند.
وي ادامه داد: الان زمان آن است كه تمام احزاب و گروههاي كشور فارغ از اينكه راست يا چپ هستند، يكپارچه عليه يكهتازي، قدرتطلبي، قانون شكني و خشونت، باهم هم فكر و هم صدا شده و ائتلاف كنند
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 21:47 موضوع | لینک ثابت
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
به گفتهي يك عضو جامعه روحانيت مبارز، انسجام اسلامي ضمانت اجراي اتحاد ملي در ايران است.
حجتالاسلاموالمسلمين سيدرضا اكرمي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي فلسفه نامگذاري سال 86 از سوي مقام معظم رهبري به سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" خاطرنشان كرد: « امروز دشمنان از شيوههاي گوناگون عليه نظام جمهوري اسلامي استفاده كرده و تلاش ميكنند كه به اهداف شوم خود دست پيدا كنند.»
وي با بيان اينكه دشمنان به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد از درون ايران را دچار مشكل كنند، ادامه داد: « ظاهرا آنها راه مشكلسازي را در دامن زدن به اختلافات قومي و فرقهگرايي و تفرقهافكني و ايجاد تشنج و تنش ديدهاند لذا قصد دارند با امكانات تبليغاتي و رسانهاي خود اين قضيه را گسترش دهند و با همهي ابزارهاي در اختيارشان به اين قضيه دامن بزنند.»
اكرمي با اعتقاد بر اينكه رهبر معظم انقلاب با نامگذاري اين سال به نام "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" قصد هشدار دادن داشتند، اضافه كرد: «تنها راه اتحاد ملي اين است كه 70 ميليون ايراني در كنار هم در مسائل اصولي و كليدي و اساسي متحد باشند و البته براي اين اتحاد ملي يك ضمانت اجرايي هم داشته باشند كه آن ضمانت اجرايي، انسجام اسلامي است.»
اين عضو جامعهي روحانيت مبارز موضوع اتحاد ملي و انسجام اسلامي را يك مسألهي فكري، فرهنگي، اجتماعي و سياسي دانست و گفت: « تمام رسانههاي فرهنگي، مطبوعات، صداوسيما و حتي تريبونهاي نماز جمعه ميتوانند در تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي تلاش كنند.»
اين فعال سياسي در پايان تأكيد كرد كه دانشگاهها، وزارت آموزش و پرورش و مساجد ميتوانند بر روي قضيهي اتحاد ملي و انسجام اسلامي يك كار مستمر فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشته باشند.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
دبيركل مجمع محققين و مدرسين حوزهي علميهي قم با اشاره به نامگذاري سال 86 به عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي اظهار داشت: « وحدت به منزله روح امت اسلامي است كه با فقدان آن اين امت هرگز نخواهد توانست رو به جلو حركت كند.»
حجتالاسلام سيدحسين موسوي تبريزي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: « وحدت در شرايط امروزي كه دشمنان اسلام بر دشمني خود افزودهاند، ضرورت بيشتري يافته است. معتقدم صرف اينكه در اين سال شعار وحدت دهيم، نميتواند بطور كافي موجب وحدت و همدلي گردد بلكه بايد عملا قدمهايي برداريم.»
دبيركل مجمع محققين و مدرسين حوزهي علميهي قم با اشاره به ضرورت وحدت احزاب معتقد است: « احزاب بايد بر اساس قانون اساسي به وظيفه تقويت وحدت بپردازند و عوامل تفرقه را برچينند. البته به نظرم احزاب مشكلي با يكديگر ندارند بلكه آنچه وحدتشكن است برخي دخالتهاست كه حزبي را از آن خود و ديگران را غريبه ميپندارد.»
وي تصريح كرد: « اگر برخي نهادها درست عمل كنند و همه احزاب را به يك چشم ببينند موجب وفاق و هملي بيشتر احزاب خواهند گرديد. مردم بايد احساس كنند كشور براي همه است و نبايد در اين زمينه دغدغهاي داشته باشند.»
موسوي تبريزي همچنين بر ضرورت وحدت در بعد بينالمللي پرداخت و ابراز داشت: « البته سالهاست در كشورمان بحث وحدت و تقريب مذاهب در ميان كشورهاي اسلامي در اولويت قرار گرفته است ولي بايد بتوانيم عملكرد وحدتشكن برخي عوامل آگاه يا ناآگاه را هوشيارانه خنثي كنيم.»
وي اضافه كرد: « نقش رسانهها خصوصا راديو و تلويزيون در اين زمينه حساس است و آنان بايد بتوانند مردم را به ضرورت وحدت در اسلام توجه داده و اهميت آن در ديدگاه اهل بيت (ع) گوشزد كنند.»
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت

آيتالله خامنهاي، رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال 1386 را سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نامگذاري كردند و افزودند: آرزو و اميد همه ايرانيان "استقلال ملي، عزت ملي و رفاه عمومي ملت" است و همه اين اهداف به بركت "ايمان اسلامي، اتحاد كلمه، اميد و عزم ملي، استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور و تدبير و تحرك و تلاش" محقق خواهد شد.
به گزارش فارس، ايشان عيد نوروز را به عنوان "جشن ملي ايرانيان" به فرد فرد ملت ايران، تمامي ايرانيان در سراسر جهان و همه ملتهايي كه نوروز را جشن ميگيرند، تبريك گفتند و با اشاره به زيباييهاي فراوان جشن ملي نوروز، افزودند: مستحكم كردن روابط و پيوندهاي عاطفي، شادي و طراوت دلها و نو كردن محيط زندگي از جمله خصوصيات "زيبا، نجيبانه و مهربانانه" نوروز است كه همگي مورد تاييد آيين مقدس اسلام است.
آيتالله خامنهاي با اشاره به متبرك بودن سال 1385 به نام مبارك پيامبر اعظم (ص)، خاطرنشان كردند: سال 85 لبريز از نام و ذكر آن بزرگوار بود اما دستيابي به معرفت پيامبر اعظم زماني بسيار گسترده ميطلبد و در واقع همه سالهاي ما سال پيامبر اعظم است.
رهبر انقلاب اسلامي، موفقيتها و پيشرفتهاي ايران را در سال 85 بيشتر از تلخيها و توقفها ارزيابي كردند و افزودند: تلاشهاي متراكم در عرصههاي مختلف داخلي از جمله در زمينههاي علمي و اقتصادي و متجلي شدن ابهت ملي ايرانيان در عرصههاي بينالمللي از نشانههاي پيشرفتهاي چشمگير ايران در سال 85 محسوب ميشود و اين حركت و تلاش ملي در سال جديد نيز متناسب با نيازهاي ملت، با همت بلند آحاد مردم و مسوولان ادامه خواهد يافت.
ايشان، "بيداري، اميد، عزم عمومي و اعتماد به نفس ملي" را دستمايه حركت به سوي آيندهاي مطلوب خواندند و افزودند: ملت ايران با نو شدن سال، عزم خود را نو ميكند و با ورود به ميدانهاي جديد و در برخورد مدبرانه با چالشها و دشمنيها، مسير روشن خود را ادامه ميدهد.
رهبر انقلاب اسلامي، "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان" و "به وجود آوردن مشكلات اقتصادي براي متوقف كردن پيشرفت كشور" را دو روش عمده دشمنان براي مقابله با ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي برشمردند و با اشاره به ابلاغ سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي و فراهم بودن زمينه براي فعاليتهاي اقتصادي، افزودند: تلاش اقتصادي همه مردم از جمله نيروهاي ملي و معتقد به آرمانهاي بلند ملت، و استفاده از ظرفيتهاي فراوان كشور، خنثيكننده تلاشهاي دشمنان براي متوقف كردن روند آباداني و پيشرفت كشور خواهد بود.
آيتالله خامنهاي با يادآوري جنگ رواني و تلاشهاي موذيانه دشمنان براي ايجاد اختلاف و تفرقه در ميان ملت ايران و در جهان اسلام، افزودند: دشمنان به بهانههايي همچون قوميت، مذهب و گرايشهاي صنفي، درصدد هستند وحدت كلمه ملت ايران را از بين ببرند و در جهان اسلام نيز اختلافات مذهبي را دامن بزنند و با براه انداختن جنگ شيعه و سني ميان ملت ايران و جوامع اسلامي فاصله ايجاد كنند.
ايشان تلاش براي اتحاد و يكپارچگي ملي و تقويت هوشيارانه و خردمندانه انسجام امت اسلامي را تنها راه نااميد كردن دشمنان و خنثي كردن توطئههاي آنان خواندند و تاكيد كردند: به ياري پروردگار، در سال 86، آحاد ملت، قوميتهاي گوناگون، مذاهب مختلف و همه صنوف مردم ايران با اتحاد ملي، حركت پراميد به سوي آينده درخشان خود را شتاب ميبخشند و همه ملتهاي مسلمان نيز با انسجام اسلامي و تقويت برادري اسلامي، وحدت كلمه خود را نشان خواهند داد.
گرد آوري شده توسطمحمد عبادي در چهارشنبه یکم فروردین 1386 ساعت 23:57 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
راهکارهاي تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي
مباني اتحاد ملي و انسجام اسلامي
انسجام اسلامى و تجلى آن در عرصه سياست خارجى/سيد مرتضى مفيدنژاد
چرا اتحاد ملي و انسجام اسلامي؟
نقش اتحاد و اختلاف در اعتلاء و انحطاط مسلمين/شهيد آيتا… مطهري
نگاه استراتژيک به اتحاد ملى و انسجام اسلامي
راهكارهاي اتحاد و انسجام
اتحاد امت اسلام و راهكارهاي قرآني آن
نکتههايى پيرامون اتحاد ملى و انسجام اسلامى
پيش نيازهاي اتحاد ملي و انسجام اسلامي
درباره وبلاگ

هدف از راه انداري اين وبلاگ صرفا ارائه راهكارهاي عملي اتحاد ملي وانسجام اسلام وبازتاب ايدها افكار وعقايد ديگران در مورد اين مقوله مي باشد
فهرست اصلی